همین پنج دیقه پیش اومدم کفشامو بپوشم که از پانسیون بیام بیرون یهو دیدم کفشام نیست هر چقدر گشتم و اینور اونور نگاه کردم نبود ، مسئول اینجام که از قضا دوست مامانمه پا شد هی کفشا رو نگاه کرد و اینا ، گفتم یه کتونی مشکی ساده بوده ، بعد گفتم حالا اشکال نداره با دمپاییام میرم فردا بالاخره طرف میفهمه اشتباه پوشیده ، بعد گفت واسه فردا کفش داری ؟ یاد کفش سفیدم افتادم گفتم بله بله . بعد یهو جلوی پامو نگاه کردم دیدم کفش سفیدم همونجاااست😭😭😂 .
یعنی جلوی پنج شیش تا دوازدهمی آبروم رفت کلا. برای اینکه جمعش کنمم سریع گفتم کاری که چند ساعت اقتصاد خوندن با آدم میکنه😮💨.
اگه از سیانوری که داداشم ریخته تو غذام نمیرم، قطعا با این وضع گلو و این پنیرا و سس، آب اجل رو سر خواهم کشید.👋🏻🤓🗡.
هدایت شده از # قدقد
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی مامانت اینا از روستا برمیگردن >>>
واقعا دلم میخواست یه دختر تو روستاهای شمال باشم که صبح به صبح میرم سر زمین و پیش گوسفندا😭💘
روزایی که پانسیون نمیرم درس خوندنم از ۹ شروع میشه چون تا ۷ خوابم😍.
حالا پانسیون ۷ درسامو تموم کردم ، حالم عالی واقعا💘
همون لحظه که به یکی پیام میدی بعد میشینی منتظر پیامش و پیام میده ذوق میکنی بدون بدبختیت شروع شده☺️.