روزمرگی با طعم املت ربی
مامانم گفت اسم فئودور خیلی قشنگه و اگه خارجی بودیم اسم بچشو میذاشت فئودور.
مامانم خیلی رندوم بعد از خوندن متنای داستایوفسکی:
حس میکنم چندسال تو غار بودم وتصور اینکه فردا باید کلی آدم و معلمو ببینم برام واقعا عجیب و عذابه.
یهو انگار یادم رفته چجوری باید مقنعمو اتو کنم کتابامو بردارم با بچه ها سلام کنم.
مثلا صبح پاشم بگن برف اومده ومدارس تعطیله.
پنجره اتاقمو باز کنم و ببینم رو پشتبوما برف نشسته، سوز میاد و من لای پتومم.
بدون استرس پنجره رو باز بذارم، برم زیر پتو و تا ظهر بخوابم.
هدایت شده از Raven is >///< 🇮🇷
فک کنم پیامبر باید حدیثشو Edit Message کنه
۳ تا نعمت ناشناخته داریم!
سلامتی، امنیت، وقت...