به خودم قول دادم تا بعد امتحان نهاییا کتاب جدید نخرم ، واسه همین تو طبقه کتابام گشتم و اینو پیدا کردم (از کتابفروشیای که قبلا داشتم برای خودم نگهش داشته بودم)
روزمرگی با طعم املت ربی
با اینکه یکم سرماخوردم و حالم بد ولی فردا یک کاری میکنم نمیدونم چه کاری فقط یک کاری . تلاش میکنم بر
1- ظهر با مامانم اینا رفتیم اطراف شهر و کنار رودخونه ناهار خوردیم ، پابرهنه تو آب راه رفتم، روی سنگا نشستم و طولانی به آب زل زدم
2- یکساعت و نیم درس خوندم (بعد از یهماه😛)
3- یکساعت و ربع کتاب خوندم(۱۰۰ ص)