ما که قم بودیم هر موقع گره سنگین تو کارمون میفتاد میرفتیم بالا سر حضرت مثل مادر مرده ها یه گوشه کِز میکردیمُ حاجتمون رو ز مادرمون طلب میکردیم
البته قبل از زیارت یه دوتا ماچ آبدار از سنگ مزار بهجت خدا میگرفتیم تا بیشتر نگاه حضرت بهمون بیفته
ما که قم بودیم قوتِ غالب و غیر غالبمون فلافلی های دور حرم بود.مخصوصا فلافلی ها چارمردون
دقیقاهمونجایی که تاکسی دارا مهران مهران رو پشت سرهم تصریف میکنند
ماکه قم بودیم همیشه آخر شب ها حوالی ساعت11به بعد میرفتیم حرم.
هم به راحتی جای پارک گیر میومد
و هم سر حضرت معصومه خلوت تر بود و صدای مارو بهتر میشنید.
خوبی قم به این بود که اینقد خوشکلی جات نداره
خودِ خودشه
اونجا خبری از ماشینای خفنو پاساژای لاکچریو هزار کوفت و زهرمادیگه نیست
اینجا همه خودشون رو با چادر حیا پوشوندن که دل کسیو نبرن
واسه همینه که وقتی تو قمی تمرکزت میره بالا
شلوغیِ خاصی درگیرت نمیکنه
همه تو یه سطحن
همه تو یه سطح رفاهی اند
اگه تو گرسنته همسایتم گشنشه
اینجا به شدت آرومه
اینجا نه دریا داره
نه جنگلداره
نه تله کابینو و سورتمه سواری
تازه برعکسش
اونقد خشکه که همه سالی یه بار پوس میندازن
اطرافشم تا چشم کار میکنه بیابونه
ولی به شدت آدم دلش میخواد تا ابد اونجابمونه