مدام میکوشم چیزی بیان کنم، چیزی توضیحناپذیر را توضیح بدهم، از چیزی بگویم که در استخوانها دارم، چیزی که فقط در استخوانها تجربهپذیر است. چهبسا اینچیز در اصل همان ترسیست که گاهی دربارهاش گفتوگو شد، ولی ترسی تسرییافته به همهچیز، ترس از بزرگترین و کوچکترین، ترس، ترسی شدید از به زبان آوردن یک حرف. البته شاید این ترس فقط ترس نیست، شاید چیزیست فراتر از هرچه که موجب ترس میشود.
نامه کافکا در صفحع اخر کتاب محاکمه او...
@onlybook
چقدر خوبه دوستی داشته باشی که به اندازه ی تو عاشق پاستیل های بنفش باشه! اما اگه اون یه موجود خیالی باشه که فقط تو می بینی، چی؟!
📜پاستیل های بنفش
@onlybook
تو نمیتونی امواج صوتی رو ببینی، ولی میتونی از موسیقی لذت ببری.
📜پاستیل های بنفش
@onlybook
عذاب وجدان گرفتم که چرا از این کار عذاب وجدانی ندارم!
📜پاستیل های بنفش
@onlybook
زندگی کردن نادرترین اتفاق جهان هستی است. بیشتر مردم فقط وجود دارند، همین.
📜هردو در نهایت میمیرند
@onlybook