میدونین من درواقع اینجوریم کهوقتی بیرونمیرماز،عجلهمتنفرم :) :)
یعنی وقتی با منمیاین بیرون از تکتک لحظه از تکتکچیزای قشنگ لذت میبرینچونبا منین باید همخونی داشته باشین
من حیوون ببینم وایمیسم گل ببینموایمیسم
کتاب ببینم نقاشی ببینم
چیزای قشنگ ببینموای میسم وازش لذت میبرم .پیاده روی میکنم قدممیزنم
درواقع اگر ادم عجولی هستین ...
اصا نباید با من بیاین بیرون 🤝🏼
مزیتی را که این کورها از آن برخوردار بودند، میتوان توهم نور نام نهاد. در واقع برایشان فرقی نمیکرد که شب است یا روز، اولین پرتو سپیده دم است یا گرگ و میش غروب، آرامش دم صبح است یا غوغای دم ظهر، این کورها پیوسته در احاطه سفیدی روشنی بودند، مثل خورشیدی که از ورای مه بتابد
📜کوری
@onlybook
هر آدمی، ممکن است یکبار چیزی را فراموش کند و همان یکبار کافی است که کار گل ساخته شود؛ شاید یک شب شازدهکوچولو یادش برود درپوش شیشهای را روی گل بگذارد یا گوسفند بیسروصدا از جعبه خودش بیرون بیاد...» و بعد زنگولهها تبدیل به قطرات اشک میشود
📜شازده کوچولو ...
از طرف :
@onlybook
رومئو: تو عشق را چیز لطیفی میدانی؟ عشق دشوار و خشن است و دائما تو را مانند خاری میخراشد.
📜رومئو و ژولیت
@onlybook
هوگو با حالتی خردمندانه گفت: «اما اگه همیشه دنبال معنای زندگی بگردی، هرگز زندگی نمیکنی.
📜کتابخانه نیمه شب
@onlybook