دستم را دراز کردم و بازویش را لمس کردم
«آیا من زنده ام؟؟»
📜مغازه جادویی
@onlybook
عاشق باید چشم بر هم بگذارد و واقعیت را نبیند. همین دروغ و زندگی دروغین، برای من عین مرگ است!
📜وقتی نیچهگریست
@onlybook
پادشاه و ملکهی دانمارک نسبت به من خیلی مهربانی کردند. هر دو فرانسه را خیلی خوب حرف میزدند. در تمجید و تحسین امپراتور فرانسویان خیلی مبالغه میکردند. پادشاه از من خواهش کرد که روز بعد به تماشای خرابیهایی که بر اثر بمباران کشتیهای انگلیسی به بار آمده برم. من هم به او قول دادم. سر شام پادشاه تکرار کرد که او هم مثل ناپلئون معتقد است که انگلیسیها دشمن ارثی مشترک آنها هستند.
📜دزیره
@onlybook
پس زمان را فقط در عالم خواب و خیال من شکل نبخشیده بودند- که در آن آینده چون زمان حال به نظر میآید و زمان حال مانند چیزی که صدها سال پیش اتفاق افتاده جلوه میکند و گذشته تبدیل به آینده میشود.
📜بیلیارد در ساعت نه ونیم
@onlybook
اسکوئیلر: رفقا. تصور نکنید پیشوا بودن لذتبخش است
درست برعکس. کاری است بسیار دقیق و پرمسئولیت
هیچ کس به اندازه رفیق ناپلئون به تساوی حیوانات معتقد نیست
او بشخصه بسیار خوشحال هم می شد که مقدرات شما را به خودتان واگذار کند اما چه بسا ممکن است که شما به غلط تصمیمی اتخاذ کنید
📜قلعه حیوانات
@onlybook
تنها چیزهای بیرونی مانند فقر و کار پر زحمت و حتی تنهایی به خودی خود مهم نیستند. چیز هایی که در قلب شخص اتفاق میافتند اهمیت دارند.
📜دختر کشیش
@onlybook