من بر این باورم که کارهای بیهوده و بی فایده به این خاطر ادامه دارند که از عصیان مردم میترسند.
عقیدهای که رواج دارد چنین است که انبوه مردم حیوانهای حقیری هستند که اگر بیکار بمانند خطر خواهند داشت و بنابراین باید آنها را چنان مشغول کرد که فرصتی برای اندیشیدن نداشته باشند.
📜اس و پاس های پاریس و لندن
@onlybook
شما میدانید که عصرهای ماه ژوئن چه احساسی به آدم دست میدهد. غروبی آبی رنگ که زمان درازی ادامه مییابد و هوای ملایمی که صورتتان را همچون ابریشم نوازش میدهد
📜تنفس هوای تازه
@onlybook
فکر نمی کنم ما کور شدیم، فکر میکنم ما کور هستیم، کور اما بینا، کورهایی که میتوانند ببینند اما نمیبینند.
📜کوری
@onlybook
«از شما بعید است قضاوت سطحی بکنید، بساط یاغیگری باید برچیده شود.» «کدام یاغی؟» «همینها که شب و روز مردم را غارت میکنند.» «چرا یاغی شدهاند؟ هیچ فکر کردهاید؟ از گشنگی، ناامنی، بیسوادی، همین پاسبانهای شما کم مردم را غارت نمیکنند. آن وقت شما آمدهاید دار ساختهاید؟ روی هیتلر را سفید کردهاید!» «ما که کسی را دار نمیزنیم.» «مردم از ترس دارند میمیرند، آقا!»
📜سال بلوا
@onlybook
گفت: «زندگی همه چيز است. زندگی خداست. همه چيز تغيير میكند و در حركت است. اين حركت، خداست. و تا وقتی زندگی وجود دارد، لذت خداشناسی نيز وجود خواهد داشت. دوست داشتن زندگی، يعنی دوست داشتن خدا. از همه دشوارتر و سعادتبارتر اين است كه انسان، اين زندگی رادر رنجهای خود و در موقعی كه بیگناه رنج میكشد، دوست داشته باشد.»
📜جنگ و صلح
@onlybook