شما میدانید که عصرهای ماه ژوئن چه احساسی به آدم دست میدهد. غروبی آبی رنگ که زمان درازی ادامه مییابد و هوای ملایمی که صورتتان را همچون ابریشم نوازش میدهد
📜تنفس هوای تازه
@onlybook
فکر نمی کنم ما کور شدیم، فکر میکنم ما کور هستیم، کور اما بینا، کورهایی که میتوانند ببینند اما نمیبینند.
📜کوری
@onlybook
«از شما بعید است قضاوت سطحی بکنید، بساط یاغیگری باید برچیده شود.» «کدام یاغی؟» «همینها که شب و روز مردم را غارت میکنند.» «چرا یاغی شدهاند؟ هیچ فکر کردهاید؟ از گشنگی، ناامنی، بیسوادی، همین پاسبانهای شما کم مردم را غارت نمیکنند. آن وقت شما آمدهاید دار ساختهاید؟ روی هیتلر را سفید کردهاید!» «ما که کسی را دار نمیزنیم.» «مردم از ترس دارند میمیرند، آقا!»
📜سال بلوا
@onlybook
گفت: «زندگی همه چيز است. زندگی خداست. همه چيز تغيير میكند و در حركت است. اين حركت، خداست. و تا وقتی زندگی وجود دارد، لذت خداشناسی نيز وجود خواهد داشت. دوست داشتن زندگی، يعنی دوست داشتن خدا. از همه دشوارتر و سعادتبارتر اين است كه انسان، اين زندگی رادر رنجهای خود و در موقعی كه بیگناه رنج میكشد، دوست داشته باشد.»
📜جنگ و صلح
@onlybook
نمیدانم،من هیچی نمیدانم ،گاهی دلممیخواهد سیر حرف بزنم .اما کسی را ندارم که باهاش درددل کنم،هیچ کس را ندارم
📜نمایشنامه باغ آلبالو
@onlybook