دیگر هرگز نمی توانیم برگردیم در این شکی نیست. گذشته هنوز بسیار نزدیک است. چیزهایی که می خواهیم فراموش کنیم و پشت سر بگذاریم، بار دیگر زنده می شوند و آن احساس ترس و ناآرامی مرموزی که رفته رفته به وحشتی کور و نامعقول منتهی میشد ممکن است مثل گذشته به نحوی غیر منتظره، به همراه همیشگیمان تبدیل شود.
📜ربکا
@onlybook
جاه طلبیهای پرولع انسانی هیچ وقت با برآورده شدن آرزوهایش ارضا نخواهند شد، چون همیشه این فکر وجود دارد که همه چیز میتوانست بهتر از این باشد و همه ی اینها ممکن است باز هم اتفاق بیفتد.
📜نحسی ستارههای بخت ما
@onlybook
چرا یادم به وسعت همه تاریخ است؟ و چرا آدمها در یاد من زندگی میکنند و من در یاد هیچ کس نیستم؟
📜سال بلوا
@onlybook
من گذاشتم او عذابی را بشناسد که او هیچگاه نمیتوانست بداند و به همین دلیل بخشی از وجود من همیشه بدهکار او خواهد ماند.
📜من پیش از تو
@onlybook
برای اغلب انسانها زندگی شکنجهای است که تحمل میکنند، بیآنکه متوجه شوند چیزی غمگین از میان پردهی شاد پدید میآید که به لطیفه شبیه است و انسان هنگام شستوشوی جنازه برای خود تعریف میکند تا پلی بر سکوت شب و تعهد در قبال بیداران بزند. زندگی را چونان درهی اشک نگریستن، همیشه از نظر من بیحاصل بود: البته که زندگی درهی اشک است، اما به ندرت در این دره اشک میریزند.
📜دلواپسی
@onlybook
چه خوب بود وسیله ای اختراع میشد که خاطرات را که خاطرات را مثل عطر در بطری نگه می داشت.از آن پس دیگر محو و یا کهنه نمی شدند و آدم هر وقت می خواست، در بطری را باز می کرد و مثل این بود که لحظات را بار دیگر زندگی میکند.
📜ربکا
@onlybook