مَغزهایِپوسیده / اُنسه
چی میشه من هم اول محرم بجای روضه، بغلِ امام حسین باشم ؟
شهادت هنر است ؛
به کجا ببرم غم بی هنری ام را ؟ 💔
چه بگویم از احوالی که تنها خدا میداند و وسعتِ آسمانها ؟ در اوجِ بیچارگی ، تنها پناهِ من ، سکوتی است که در آن ، جانم قطرهقطره در طلبِ آرامشی که نیست ، آب میشود.
آغوش میخوام ، نه آغوش آدمعادی .
آغوش امامرضا ، امامحسین ، حضرتعباس ..
برم و بگم چقدر اذیتم کردن ، آزارم دادن ولی من دووم آوردم ((:
دیگه دارم از تنهایی دق میکنم !