eitaa logo
مَغز‌هایِ‌پوسیده / اُنسه
71 دنبال‌کننده
650 عکس
133 ویدیو
4 فایل
فی‌الحال، دنیا می‌گذرد و ما، میانِ روزها نفس می‌کشیم. اینجا، چیزی از این روزها جا می‌ماند. زندگی، از نگاهِ انیس؛ آبی باش:)
مشاهده در ایتا
دانلود
مَغز‌هایِ‌پوسیده / اُنسه
:)
این دو سه روز، وقت خوبیه برای یه مکث کوتاه؛ برای اینکه نیمه‌ی اول سال ۱۴۰۵ رو مرور کنیم و برای شش ماه باقی‌مونده یه برنامه‌ی تازه بچینیم. وقتی برنامه‌ی چند ماه گذشته رو بررسی می‌کنیم و هم‌زمان اهداف بلندمدت و تصویری که از آینده‌مون داریم رو می‌نویسیم، یه چیزهایی بیشتر به چشم میان؛ مثلاً روزهایی که از دست رفتن، فرصت‌هایی که می‌شد بهتر ازشون استفاده کرد و کارهایی که اگر همون موقع، حتی یه قدم کوچیک براشون برداشته بودیم، امروز خیلی جلوتر بودیم. گاهی با خودمون می‌گیم: «اگه هر روز فقط یک درصد رشد کرده بودم، الان چقدر تغییر کرده بودم؟» فکر کردن به این موضوع شاید یه کم تلخ باشه، ولی قرار نیست تبدیل بشه به سرزنش خودمون. روزهای گذشته دیگه برنمی‌گردن؛ چیزی که می‌تونیم ازشون پس بگیریم، تجربه‌شونه. پس موقع ارزیابی، فقط نپرسیم «کجا کم گذاشتم؟» بپرسیم: «چرا این اتفاق افتاد؟» «چه چیزی باعث شد این روزها از دست برن؟» و مهم‌تر از همه: «برای اینکه دوباره تکرار نشن، از این به بعد چه چیزی باید تغییر کنه؟» چون ارزیابی واقعی فقط شمردن عقب‌افتادگی‌ها نیست؛ پیدا کردن دلیل‌ها و اصلاح کردن مسیر هم هست. قرار نیست برای جبران روزهای گذشته، از فردا یک آدم کاملاً متفاوت بشیم و یک‌دفعه همه‌چیز رو به بهترین شکل پیش ببریم. همین که هر روز، حتی کم، ولی در جهت درست حرکت کنیم، ارزشمنده. یک قدم برای درس، یک قدم برای رابطه‌مون با خدا، یک قدم برای رشد شخصی، یک قدم برای مهارت‌هامون، و یک قدم برای ساختن همون آینده‌ای که داریم براش برنامه می‌ریزیم. شاید نتونیم رشدِ از دست‌رفته‌ی شش ماه گذشته رو برگردونیم؛ اما می‌تونیم کاری کنیم که شش ماه بعد، وقتی دوباره به امروز نگاه کردیم، حسرتِ این روزها رو نداشته باشیم. پس گذشته رو مرور کنیم، نه برای سرزنش خودمون؛ برای اینکه آینده‌مون رو آگاهانه‌تر بسازیم. شش ماه اول، تجربه بود؛ شش ماه دوم، فرصته.
فهل، یجبنی حسین؟ :))))))
مَغز‌هایِ‌پوسیده / اُنسه
عزیزان دلم، بریم ص ۱۴ قرآن:))) صفحه چهاردهم آیات ۸۹ تا ۹۳ سوره مبارکه بقره رو داره. آیه منتخب امر
عزیزان دلم، بریم ص ۱۵ قرآن:))) آیه منتخب امروز: «أَوَكُلَّمَا عَاهَدُوا عَهْدًا نَّبَذَهُ فَرِيقٌ مِّنْهُمْ ۚ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ» «آیا هر بار که پیمانی بستند، گروهی از آنان آن پیمان را دور نینداختند؟ بلکه بیشترشان ایمان نمی‌آورند.» خب... اینجا قرآن داره درباره یه چیز خیلی مهم حرف می‌زنه: عهد و وفا کردن به عهد. توی خود آیه، «نبذ» یعنی چیزی رو کنار انداختن و رها کردن؛ یعنی پیمانی رو که بسته‌ای، جدی نگیری و نقضش کنی. مفسران هم این آیه رو در زمینه پیمان‌هایی که بنی‌اسرائیل بسته بودند و بعد بخشی از آنها نقض می‌کردند، توضیح داده‌اند. پس آیه اولاً درباره یک ماجرای تاریخی مشخصه، ولی یک هشدار اخلاقی خیلی جدی هم برای ما داره: قولی که می‌دیم، قرار نیست فقط تا وقتی پایبندش باشیم که حوصله داریم. حالا بیایم یکم خودمونیش کنیم... گاهی قول‌هامون خیلی بزرگ نیستن: «قول میدم این دفعه دروغ نگم.» «قول میدم فلان کار رو برای مامان انجام بدم.» «قول میدم از امشب درست درس بخونم.» «قول میدم پشت سر دوستم حرف نزنم.» «قول میدم نمازم رو جدی‌تر کنم.» حتی گاهی به خودمون قول می‌دیم. و مشکل از جایی شروع میشه که هی می‌گیم «حالا این یکی اشکال نداره... از فردا.» یه قول، وقتی ارزش داره که وقتی شرایط سخت شد هم یادمون بمونه. اصلاً یکی از چیزهایی که آدم رو قابل اعتماد می‌کنه همین وفاداری به قول‌هاشه. اینکه بقیه بدونن اگر چیزی گفتی، حرفت فقط یه جمله‌ی لحظه‌ای نبوده. و البته اینم مهمه که قرار نیست برای هر چیزی قول بدیم. اتفاقاً آدم عاقل قبل از قول دادن فکر می‌کنه که آیا واقعاً می‌تونم بهش عمل کنم؟ پس شاید پیام امشب این باشه: کمتر قول بده، ولی اگر قول دادی، برای وفا کردنش جدی باش. شاید سؤال امشبمون این باشه: آخرین قولی که به یک نفر یا حتی به خودم دادم چی بود؟ هنوز بهش وفادارم؟
به هرکسی اعتماد نکنید
وگرنه مجبورید بهای سنگینی بدین