محتوایی که دارم با معصومه و عبدالزهرا سر صبح به اشتراک میزارم 🙏
#متاهلومتعهد
هدایت شده از تکه هایی از یک کلِ منسجم
528.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما تهرانیا هر ده دقیقه:
از ایتا به شاد، از شاد به بله، از بله به ایتا، من در تمام عمر در حال سفر بودم.
مَغزهایِپوسیده / اُنسه
ما تهرانیا هر ده دقیقه:
حاضرم تو تهران تو خونه خودم ۶۰ تا موشک بخورم
ولی تو این وضعیت زندگی شبه نباتی نباشم
هدایت شده از رویای یک دیدار
+ آقا؟
- بله؟
+ شما بابای من را ندیدی؟
او یک رَدای سبز دارد، همیشه برای ما غذا میآورد و یک کوله روی پشتش است.
- اسمش چیست؟
+ نمیدانم، هربار پرسیدم، نگفت!
- چه کارش داری؟
+ میخواهم خبر خوشی به او بدهم، خبر کشتهشدنِ علی را.
- از این خبر خوشحال میشود؟
+ آری مطمئنم او از خوشحالیِ من، خوشحال میشود.
- مرگِ علی را جلوی او آرزو میکردی؟
+ آری، همیشه غذا که میآورد جلویش علی را نفرین میکردم، او هم دستهایش را بالا میبرد و میگفت: خدایا مرگ علی را برسان...
رفتم یه بنر بزنم دم مدرسه، مستخدم مدرسه نزدیک بود با جارو شهیدم کنه 🙏
مشکلات اگر با مذاکره حل میشد علم و فصاحت امیرالمومنین به ذوالفقار اجازه دیدن آفتاب نمیداد.