شاید اگه جنگ نبود، میشد گفت چهارده صفرچهار مفیدترین سال ممکنم بود. چه روزهایی که دلم میخواست چند ساعتی از اطرافیان قرض بگیرم و به بیستوچهار ساعت زیادی کوتاهِ روزم اضافه کنم. اما جَو اینجا جوریه که انگار خجالتآوره، تلاش برای غرق نشدن و راکد نشدن توی وضعیت. انگار هرکی چنلش رو پر از حرف جنگ و شعار تکراری نکنه، بَده. پس هیچ.