اویمن;
مسعود سعد تو قصیده اول در عین «انده چرا برم چو تحمل ببایدم، روی از که بایدم که کسی نیست آشنا!» میگه
توی مثالهای صنعت استخدام، یهجایی حافظ میگه «همچو چنگ ار به کناری ندهی کام دلم، از لب خویش چو نی یک نفسی بنوازم» و از شگفتی کشفِ معنیاش، آدم به لگدپرونی میافته=))
اویمن;
توی مثالهای صنعت استخدام، یهجایی حافظ میگه «همچو چنگ ار به کناری ندهی کام دلم، از لب خویش چو نی ی
تقلب: فعل نواختن درباره نی و آدم دوتا معنی متفاوت داره.