eitaa logo
ادیـــ📸ـت‌لـعـیـا؛
1.8هزار دنبال‌کننده
6.6هزار عکس
501 ویدیو
154 فایل
به‌نام‌خدا⊰🎨:] ادیت لعیا|منبع ابزار ادیت👀ꗃ. اینجا هر آموزشي بخوای هست 🌚ꙶ𓂃. ↫دنیاي گرافیک با ادیت لعیا 🪄↬. ــ یک قدم تا طراح گرافیک شدن ➷❤️‍🩹. . . ‌جهت ارتباط با من🤳↶: @H_jgwGwl زیرمجموعه هامون🫂↶: @hsuowi تبلیغاتمون🌀 ↶ نیدارم م م م
مشاهده در ایتا
دانلود
تقدیم ِنگاه هاتون ؛ 🌸🌝 ! اگر ابزارادیتي داري و میخواي منتشر شه بفرست برام میزارم م م اینجا🌿 @H_jgwGwl
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سوار ِماشین بریم م آزمون بدیم و بیای‌م :🚖🌝𔗨 ֪֢ ׁ٭
هدایت شده از گسترده لیــٰا/طبق ساعت پاک بشه
❗️‌‌هی دوست عزیز،این بنرو رد نکن❗️ ‌‌شاید آخرین باری باشه که این بنرو میبینی؛ اینجا میتونی کلی عکس های پینترستی پیدا کنی🛐 چنلش پر از عکسای مود و وینتیج ِ🎀🪞 https://eitaa.com/joinchat/4174971763Cc91f94bbb5
هدایت شده از گسترده لیــٰا/طبق ساعت پاک بشه
هدایت شده از گسترده لیــٰا/طبق ساعت پاک بشه
#𝘓𝘶𝘤𝘪𝘧𝘦𝘳'𝘴𝘮𝘪𝘴𝘵𝘳𝘦𝘴𝘴🕯 #𝘗𝘢𝘳𝘵.. « 👤» -دست نزن بهش حرومزاده... +هیس..نگاش کن آخه،کی از همچین جنس نابی میگذره؟ ساره با چشمای خیس التماس میکرد که نزارم بهش دست بزنن.. +نترس جوجه،نگاش کن چجوری آخه اشک میریزه،نترس آقایی کنارته..تا آخرش قراره نگاهت کنه! -هرچی‌ بخوای بهت میدم،نکن تورو قران نکن .. رمانی‌باحضور؛ ↫علی‌یاسینی،حامی‌‌صالحی‌،امیر‌مقاره،‌رهامِ‌هادیان https://eitaa.com/joinchat/1798767846C3cc8e5e4d5
هدایت شده از ܩܔ ܢ̣ߊ‌ࡅ߳و ܭߊ‌ܩܠܩܢ
خیلی کم سن بودم که مادرم منو به عقد مردی در آورد که خیلی ازم بزرگتر بود و اصلا نمیشناختمش هنوز توی شوک این عقد بودم که خبر آوردن مادرم مرده😢بعد از سوگواری و خداحافظی با مادرم جایی برای زندگی نداشتم و مجبور شدم به خونه اون مرد برگردم،اما اون منو نادیده می‌گرفت و با بی رحمی کامل بی خبر ولم کرد و رفت خارج من موندم و تموم بدبختی هایی که روی سرم آوار شده بودن بعد کلی دوندگی توی کارخونه ای مشغول کار شدم. هم درس میخوندم و هم کار میکردم. تا اینکه اونروز توی کارخونه گفتن بزرگترین سهامدارش داره از خارج میاد و یه جشن بزرگ گرفته بودن،همه کارگرها توی سالن جمع شده بودیم با ورود صاحب کارخونه همه دست زدن ولی من ماتم برده بود😰 باورم نمی شد اون مرد شوهر خودم بود که سالها قبل منو ول کرده و رفته بود!!! نفسم توی سینه حبس شده بود.💔 هی خودمو پشت کارگرها قایم کردم تا منو نبینه ولی تا چشمش به من افتاد،خشکم زد،اولین قدمی که سمتم برداشت چشمام سیاهی رفتو ...😱👇🔥 https://eitaa.com/joinchat/2847342765Cd527760b08 سرگذشت زندگی سارا🥺