مبتلای تسکین درد
۱- در عهد ازل نوشت که تو فانی هستی و فانی محتاج. محتاج کمبود دارد و لاجرم در پی جبران درد کمبود است. برای تسکین این درد، دست به هر دستگیرهای میبرد تا حیاتش تضمین شود. چرا که حیات، راه بقاست و حیات است که خسران شکن است.
دو: مرحوم مصباح در جایی مینویسد: سعادت، لذّت پایدار است و اگر ممكن باشد كسی در زندگی همیشه لذّت ببرد، او كاملاً سعادتمند است؛ ولی از آنجا كه زندگیِ خالی از درد و رنج وجود ندارد میتوان گفت: سعادتمند در این جهان كسی است كه لذّتهای وی از نظر كیفیت یا كمیّت بر درد و رنجهایش برتری و فزونی دارد و در آن، دو ویژگی لحاظ میشود: 1. برتری كیفی، 2. دوام كمی.
سه: خدمتش رسیدم تا از کلامش بهرهای ببرم. بحث آمد بر سر لذت و اینکه اصلا لذت چیست. آخر الامر فرمود: در مادیات لذت نیست. هر چه هست تسکین درد است.
چهار: مصحف میزنم و آیه میآید:
و ما اوتیتم من شیء فمتاع الحیاة الدنیا و زینتها و ما عند الله خیر و ابقی افلا تعقلون
آنچه به شما داده شده، خوشیهای زودگذر زندگی دنیا و زرقوبرق آن است؛ درحالیکه آنچه پیش خداست، بهتر است و ماندگارتر. پس چرا عقلتان را بهکار نمیاندازید؟!
اللّهُمَّ بارِكْ لَنا فِی رَجَبٍ وَ شَعْبانَ
وَ بَلِّغْنا شَهْرَ رَمَضانَ
وَ أَعِنَّا عَلَی الصِّیامِ وَ الْقِیامِ
وَ حِفْظِ اللِّسانِ، وَ غَضِّ الْبَصَرِ
وَ لا تَجْعَلْ حَظِّنا مِنْهُ الْجُوعَ وَ الْعَطَشَ
روزگار بیشتر از آنکه به تو اضافه کند، از تو کم کرده و تو همچنان در پی تزویر و دوروییاش میدوی
غافل از آنکه انتهای جاده، بردهای در کالبدت در انتظار توست