eitaa logo
استاد سید رضا موید
1.7هزار دنبال‌کننده
24 عکس
7 ویدیو
2 فایل
کانال اشعار مرحوم استاد سید رضا موید رضوان الله تعالی علیه ارتباط با ادمین 👈 @seromo
مشاهده در ایتا
دانلود
نویدِ تابش ماهِ صیام می‌آید شمیمِ رحمت حق بر مشام می‌آید گمانِ یأس، گناه است آن که را امشب به درگهِ کرمِ "ذوالکِرام" می‌آید ز آستانه‌ی رحمت، گذشتن از عصیان بشارتی‌ست که بر خاص و عام می‌آید دو صد گناه، به یک "یا اِلٰه" می‌بخشند دو صد جواب به هر یک سلام می‌آید ز مرحمت "رمضان المبارک" اش خوانند مه صیام که با احترام می‌آید گشوده است درِ فیض و بندگان همه را پیِ شتابْ بر این در پیام می‌آید مرحوم @ostad_moayed
ای دوست! زِ رحمت، دلِ آگاهم ده در ماه دعا، سیرِ اِلیَ اللهَم ده ماه رمضان و ماه مهمانیِ توست در محفلِ مهمانی خود راهَم ده مرحوم
سلام الله علیها ای قدر تو بر مردم دنیا پنهان چون گوهرِ در سینه ی دریا پنهان چون فاطمه‌ات غریب هستی اما قبر تو عیان و قبر زهرا پنهان مرحوم
یابن الحسن جهان ما که در آتش چو لاله می سوزد شکوفه زار شود با بهار لبخندت مرحوم
علیه السلام دردا که امامِ بُت شِکن را کشتند در حالِ نماز، بوالحسن را کشتند می گفت علی کنارِ قبر زهرا: روزی که تو را زدند من را کشتند! مرحوم
عج الله تعالی فرجه شعر مهدوی مرحوم استاد موید به اوضاع اخیر تطابق دارد: ای آن که علی را پسری! یا فرج االله در مُلک خدا دادگری یا فرج الله آن صبحْ دِلانی که به شب، گرمِ نمازند گویند تو نورِ سحری یا فرج الله کمبود حضور تو جهان را شده محسوس امّید دلِ هر بشری یا فرج الله هر جمع، پریشان شده از داغِ شهیدی بر جمعِ پریشان نظری، یا فرج الله ای یوسف گم گشته که در جبهه ی اسلام بس گم شده را راهبری یا فرج الله ای پرده نشینِ حرمِ مصلحتِ دین کیْ پرده ی غیبت بِدَری؟ یا فرج الله در راه تو بس لاله نشاندیم، خدا را! آخر سوی ما کن گذری یا فرج الله از فرطِ گنه، ناله ی حسرت زده ی ما هر چند ندارد اثری، یا فرج الله، ماییم و دعا بر فرجت هم چو "موید" باشد که بیاید اثری، یا فرج الله مرحوم
عج الله تعالی فرجه امروز دلم بهانه گیر تو شده است دام همه بگسسته، اسیر تو شده است در نغمه ی نامِ دل پذیرِ تو شده است گوید همه دم: مَتی' تَرانا و نَراک ای آینه ی لطفِ الهی جانت! جان همه دوستان، بلا گردانت! چون سیصد و سیزده نفر یارانت فریاد کشم: مَتی' تَرانا و نَراک ای آینه ی بهار! برخیز و بیا باران کرم ببار، برخیز و بیا مردیم ز انتظار، برخیز و بیا در حِلّ و حرم، مَتی' تَرانا و نَراک اشک فقرای ما تو را می خواند فریاد دعای ما تو را می خواند خون شهدای ما تو را می خواند بنویس قلم: مَتی' تَرانا و نَراک ای ماه! بتاب تا ببینیم تو را داریم شتاب تا ببینیم تو را بگشای نقاب تا ببینیم تو را فرمای کرم؛ مَتی' تَرانا و نَراک ای دوستی تو، دین ما، ایده ی ما! یاد تو قرارِ دلِ غم دیده ی ما بر خانه ی ما، سینه ی ما، دیده ی ما بگذار قدم؛ مَتی' تَرانا و نَراک بی یادِ رخت نفس کشیدن سخت است آخر به وصالت نرسیدن سخت است دیدن همه را، تو را ندیدن سخت است مُردیم ز غم؛ مَتی' تَرانا و نَراک بِنمای تو آن جمالِ روحانی را تجدید کن آیین مسلمانی را بر باد بده دولت سفیانی را با تیغ دو دم؛ مَتی' تَرانا و نَراک جانا! که شکوهِ حُسنِ مطلق، با توست آیات رسولان مصَدَّق با توست گر غایبی از میان ما، حق با توست از ماست ستم، مَتی' تَرانا و نَراک عیسی به سپهر، آرزوی تو کُند آن نفْس زکیّه، جست و جوی تو کُند گوید "حسنی" چو گفت و گوی تو کُند خون شد جگرم؛ مَتی' تَرانا و نَراک دست علوی ز آستین بیرون کن دین را ز کف منافقین بیرون کن از خاک، تنِ آن دو لعین بیرون کن هم چون دو صنم؛ مَتی' تَرانا و نَراک کیْ روزِ طلوعِ راز گردد، یا رب! و آن شاهدِ رفته باز گردد، یا رب! و آن پرچمِ بسته باز گردد، یا رب! بر عصر قسم! مَتی' تَرانا و نَراک در کوفه بنای صلح و باور بگذار با عدلِ علی، پای به منبر بگذار عمّامه ی جدّ خویش بر سر بگذار بردار عَلم؛ مَتی' تَرانا و نَراک کیْ باز مدینه را صفا خواهی داد؟ دادِ کرم و مهر و وفا خواهی داد؟ احکام خدای را صلا خواهی داد؟ در بین اُمَم؛ مَتی' تَرانا و نَراک مرحوم
سلام الله علیها سلام نجمه که ماهِ منور آوردی از آن سپهر، که خورشید خاور آوردی سلام نجمه سلامی به پاکیِ صلوات به جانِ تو که چنین پاکْ گوهر آوردی سلام نجمه که از دامنِ مطهر خویش برای "ثامن الاطهار" خواهر آوردی وجود قبله ی هفتم، امام هشتم را ز حُسن، آینه ای در برابر آوردی اگر چه کوثرِ قرآن یکی و آن زهراست تو چشمه ای که برآمد ز کوثر آوردی پس از رضا پسری با تمام خوبی ها بِه از فرشته، چو معصومه دختر آوردی ز فیضِ تربیتِ باغبان عصمت باز گلی ز گلشن موسی بن جعفر آوردی بلند نغمه ی الله اکبر از عرش است که خود منادیِ الله اکبر آوردی نه مریم و نه صفورا نه هاجر و حَوّا زهی مدینه که زهرای دیگر آوردی پس از خدیجه و زهرا تویی تو مادر ناب چو زینب از همه نِسوان تو برتر آوردی اگر چه کودک، بر کائنات حکم گذار اگر چه دختر، در فضل مادر آوردی دوباره دایره ی عشق را صفا دادی از این گلی که ز بستان دین بر آوردی به چشم موسی کاظم فروغ بخشیدی که نور دیده ی زهرا و حیدر آوردی ثواب هر نفست صد جنان که امت را شفیعه ی دگر از بهر محشر آوردی الا که نام تو بر عصمتت گواه بود چنین شرف ز نیاکان اطهر آوردی کریمه و نَسَب تو به ده کریم رسد زهی کرم که ز آل پیمبر آوردی اگر چه مادر روح خدا بُوَد مریم تو مریمی که دمِ روح پرور آوردی جمالِ شرعِ نبی را تو زینت افزودی کمالِ دین خدا را تو زیور آوردی تویی کریمه ی آل رسول و مریم شان که ذات طاهر و طُهر و مطهر آوردی 🌫 ز دور آمدی و گشت راه ما نزدیک که عطر روضه ی قدس پیمبر آوردی عبور کن ز دل و دیده ام که همراهت عَبیر گلشن گل های پرپر آوردی کنم طواف مزارت که در مدینه ی عشق نشان تربت زهرای اطهر آوردی هنوز قبله ی اهل دعاست محرابت به خانه ای که به طاعت شبی سر آوردی مدینه سوخت ز هجر تو چون که رو در توس به شوق دیدن روی برادر آوردی ولی دریغ که رویش ندیده جان دادی ز بس که خون جگر خوردی و بر آوردی مرحوم
بیمارم و پای تا به سر، دردم من از بهر شفا سوی تو رو کردم من مولا تو مرا شفا دهی یا ندهی از مقصد خویش بر نمی گردم من مرحوم