eitaa logo
استاد سید رضا موید
1.7هزار دنبال‌کننده
24 عکس
7 ویدیو
2 فایل
کانال اشعار مرحوم استاد سید رضا موید رضوان الله تعالی علیه ارتباط با ادمین 👈 @seromo
مشاهده در ایتا
دانلود
علیه السلام دردا که امامِ بُت شِکن را کشتند در حالِ نماز، بوالحسن را کشتند می گفت علی کنارِ قبر زهرا: روزی که تو را زدند من را کشتند! مرحوم
عج الله تعالی فرجه شعر مهدوی مرحوم استاد موید به اوضاع اخیر تطابق دارد: ای آن که علی را پسری! یا فرج االله در مُلک خدا دادگری یا فرج الله آن صبحْ دِلانی که به شب، گرمِ نمازند گویند تو نورِ سحری یا فرج الله کمبود حضور تو جهان را شده محسوس امّید دلِ هر بشری یا فرج الله هر جمع، پریشان شده از داغِ شهیدی بر جمعِ پریشان نظری، یا فرج الله ای یوسف گم گشته که در جبهه ی اسلام بس گم شده را راهبری یا فرج الله ای پرده نشینِ حرمِ مصلحتِ دین کیْ پرده ی غیبت بِدَری؟ یا فرج الله در راه تو بس لاله نشاندیم، خدا را! آخر سوی ما کن گذری یا فرج الله از فرطِ گنه، ناله ی حسرت زده ی ما هر چند ندارد اثری، یا فرج الله، ماییم و دعا بر فرجت هم چو "موید" باشد که بیاید اثری، یا فرج الله مرحوم
عج الله تعالی فرجه امروز دلم بهانه گیر تو شده است دام همه بگسسته، اسیر تو شده است در نغمه ی نامِ دل پذیرِ تو شده است گوید همه دم: مَتی' تَرانا و نَراک ای آینه ی لطفِ الهی جانت! جان همه دوستان، بلا گردانت! چون سیصد و سیزده نفر یارانت فریاد کشم: مَتی' تَرانا و نَراک ای آینه ی بهار! برخیز و بیا باران کرم ببار، برخیز و بیا مردیم ز انتظار، برخیز و بیا در حِلّ و حرم، مَتی' تَرانا و نَراک اشک فقرای ما تو را می خواند فریاد دعای ما تو را می خواند خون شهدای ما تو را می خواند بنویس قلم: مَتی' تَرانا و نَراک ای ماه! بتاب تا ببینیم تو را داریم شتاب تا ببینیم تو را بگشای نقاب تا ببینیم تو را فرمای کرم؛ مَتی' تَرانا و نَراک ای دوستی تو، دین ما، ایده ی ما! یاد تو قرارِ دلِ غم دیده ی ما بر خانه ی ما، سینه ی ما، دیده ی ما بگذار قدم؛ مَتی' تَرانا و نَراک بی یادِ رخت نفس کشیدن سخت است آخر به وصالت نرسیدن سخت است دیدن همه را، تو را ندیدن سخت است مُردیم ز غم؛ مَتی' تَرانا و نَراک بِنمای تو آن جمالِ روحانی را تجدید کن آیین مسلمانی را بر باد بده دولت سفیانی را با تیغ دو دم؛ مَتی' تَرانا و نَراک جانا! که شکوهِ حُسنِ مطلق، با توست آیات رسولان مصَدَّق با توست گر غایبی از میان ما، حق با توست از ماست ستم، مَتی' تَرانا و نَراک عیسی به سپهر، آرزوی تو کُند آن نفْس زکیّه، جست و جوی تو کُند گوید "حسنی" چو گفت و گوی تو کُند خون شد جگرم؛ مَتی' تَرانا و نَراک دست علوی ز آستین بیرون کن دین را ز کف منافقین بیرون کن از خاک، تنِ آن دو لعین بیرون کن هم چون دو صنم؛ مَتی' تَرانا و نَراک کیْ روزِ طلوعِ راز گردد، یا رب! و آن شاهدِ رفته باز گردد، یا رب! و آن پرچمِ بسته باز گردد، یا رب! بر عصر قسم! مَتی' تَرانا و نَراک در کوفه بنای صلح و باور بگذار با عدلِ علی، پای به منبر بگذار عمّامه ی جدّ خویش بر سر بگذار بردار عَلم؛ مَتی' تَرانا و نَراک کیْ باز مدینه را صفا خواهی داد؟ دادِ کرم و مهر و وفا خواهی داد؟ احکام خدای را صلا خواهی داد؟ در بین اُمَم؛ مَتی' تَرانا و نَراک مرحوم
سلام الله علیها سلام نجمه که ماهِ منور آوردی از آن سپهر، که خورشید خاور آوردی سلام نجمه سلامی به پاکیِ صلوات به جانِ تو که چنین پاکْ گوهر آوردی سلام نجمه که از دامنِ مطهر خویش برای "ثامن الاطهار" خواهر آوردی وجود قبله ی هفتم، امام هشتم را ز حُسن، آینه ای در برابر آوردی اگر چه کوثرِ قرآن یکی و آن زهراست تو چشمه ای که برآمد ز کوثر آوردی پس از رضا پسری با تمام خوبی ها بِه از فرشته، چو معصومه دختر آوردی ز فیضِ تربیتِ باغبان عصمت باز گلی ز گلشن موسی بن جعفر آوردی بلند نغمه ی الله اکبر از عرش است که خود منادیِ الله اکبر آوردی نه مریم و نه صفورا نه هاجر و حَوّا زهی مدینه که زهرای دیگر آوردی پس از خدیجه و زهرا تویی تو مادر ناب چو زینب از همه نِسوان تو برتر آوردی اگر چه کودک، بر کائنات حکم گذار اگر چه دختر، در فضل مادر آوردی دوباره دایره ی عشق را صفا دادی از این گلی که ز بستان دین بر آوردی به چشم موسی کاظم فروغ بخشیدی که نور دیده ی زهرا و حیدر آوردی ثواب هر نفست صد جنان که امت را شفیعه ی دگر از بهر محشر آوردی الا که نام تو بر عصمتت گواه بود چنین شرف ز نیاکان اطهر آوردی کریمه و نَسَب تو به ده کریم رسد زهی کرم که ز آل پیمبر آوردی اگر چه مادر روح خدا بُوَد مریم تو مریمی که دمِ روح پرور آوردی جمالِ شرعِ نبی را تو زینت افزودی کمالِ دین خدا را تو زیور آوردی تویی کریمه ی آل رسول و مریم شان که ذات طاهر و طُهر و مطهر آوردی 🌫 ز دور آمدی و گشت راه ما نزدیک که عطر روضه ی قدس پیمبر آوردی عبور کن ز دل و دیده ام که همراهت عَبیر گلشن گل های پرپر آوردی کنم طواف مزارت که در مدینه ی عشق نشان تربت زهرای اطهر آوردی هنوز قبله ی اهل دعاست محرابت به خانه ای که به طاعت شبی سر آوردی مدینه سوخت ز هجر تو چون که رو در توس به شوق دیدن روی برادر آوردی ولی دریغ که رویش ندیده جان دادی ز بس که خون جگر خوردی و بر آوردی مرحوم
بیمارم و پای تا به سر، دردم من از بهر شفا سوی تو رو کردم من مولا تو مرا شفا دهی یا ندهی از مقصد خویش بر نمی گردم من مرحوم
روزی به طبیب عشق از صدق و صفا گفتم که بگو درد مرا چیست دوا؟ گفتا که اگر دوای دردت طلبی بشتاب به دربار شهِ طوس، رضا مرحوم
همه جا غرق صفا شد شب میلاد رضا پر طراوت همه جا شد شب میلاد رضا همه جا آینه بندان همه جا آینه وار محشر آینه ها شد شب میلاد رضا آسمان ها به زمین خیره که این توده ی خاک مرکز نور خدا شد شب میلاد رضا شب میلاد کرامت شب میلاد کرم شب میلاد وفا شد شب میلاد رضا یا رئوف است رئوف نغمه ی قدسی نفسان شب تسبیح و دعا شد شب میلاد رضا بارش رحمت و رأفت همه جاری است مگر شب میلاد رضا شد شب میلاد رضا خانه ی نجمه بود قبله ی دل ها و بر آن کعبه هم قبله نما شد شب میلاد رضا همه لطف و همه فیض و همه شور و همه نور شب قدر آمده یا شد شب میلاد رضا عالِم آل محمد به جهان جلوه نمود عَلَم عِلم به پا شد شب میلاد رضا دومین بضعه منی که پیمبر فرمود بود نشناخته تا شد شب میلاد رضا بعد موسی که بود رهبر معصوم بشر؟ حل شد این مسأله تا شد شب میلاد رضا هشتمین حجت حق پرده ز رخسار گرفت حاجت شیعه روا شد شب میلاد رضا بعد ده قرن که بگذشته از آن لیله ی قدر مشهدش غرق صفا شد شب میلاد رضا نور زهرا و محمد ز فروغ ازلی روشنی بخش فضا شد شب میلاد رضا بهتر از هرچه که خورشید بر او می تابد باز بر خلق عطا شد شب میلاد رضا به تماشای بهشتِ حرم او ز بهشت هر در و پنجره وا شد شب میلاد رضا ما محبان رضائیم و چو ما اهل رضاست هرکه پیوسته به ما شد شب میلاد رضا ذکر زوار جگر سوخته گِرد حرمش یا معین الضعفا شد شب میلاد رضا قلم صنع خداوند مگر بِنگارد دردهایی که دوا شد شب میلاد رضا رسدش نامه ی آزادی محشر هر کس که در این خانه گدا شد شب میلاد رضا بهره از ذوق شفق برد «مؤید» که سرود شب میلاد رضا شد شب میلاد رضا مرحوم
به امر رهبری دارم به کف نبض خیابان را که حتی لحظه ای خالی نخواهم کرد میدان را تصویر مرحوم مزین به پرچم ایران در جبهه ی خیابان
عج الله تعالی فرجه در آرزوی وصل خزان شد بهار ما ای وای ما و این دل امّیدوار ما یاران امید یاری از او می‌بَرند و نیست حرفی دگر ز یار دگر در دیار ما دوران غیبت است بسی سخت‌تر بر او هرچند سخت می‌گذرد روزگار ما او وعده داده است که در جمعه می‌رسد این جمعه هم گذشت و نیامد قرار ما ما از گنه به کار ظهورش گره زدیم با آن‌که او گشود گره‌ها ز کار ما گاهی اگر دعای فرج کارگر فتاد شد مانع فرج، گنه بی‌شمار ما بس شب گذشت و صبح برآمد، ولی خدا کی می‌رسد به روز، شب انتظار ما؟ بر روی آن نوشته که "یا بن الحسن بیا" هر لاله‌ای که می‌دمد از لاله‌زار ما دارد نوای نغمه ی "عجّل علی' ظهور" آهی که خیزد از جگر داغ‌دار ما باشد اثر کند به دل مِهرْ پرورش اشکی که می‌چکد ز غمش بر عِذار ما مرحوم
علیه السلام روزی به طبیب عشق از صدق و صفا گفتم که بگو درد مرا چیست دوا؟ گفتا که اگر دوای دردت طلبی بشتاب به دربار شهِ طوس، رضا ✍مرحوم
علیه السلام تا یوسف اشکم سَرِ بازار نیاید کالای مرا هیچ خریدار نیاید در سوزِ جگر مصلحت ماست که ما را غیر از جگرِ سوخته در کار نیاید خارم من و در سینه ی من عشق شکفته‌ست تا خَلق نگویند گل از خار نیاید بیمار فراقم من و وصل است دوایم تدبیر، به کار مَنِ بیمار نیاید یک عمر به درگاه رضا رفتم و حاشا بر دیدن این دلشده یک‌بار نیاید... نومیدی و درگاه تو؟! بی‌سابقه باشد از سوی تو جز رحمت و ایثار نیاید آخر به کجا روی کند؟ ای همه رحمت! گر در بَرِ تو شخص گرفتار نیاید دیدم همه جا بر در و دیوار حریمت جایی ننوشته‌ست گنه‌کار نیاید جاروکش درگاه توام هم چو "موید" زین بیش از این بنده ی دربار نیاید مرحوم