#سوال:
📝اینکه میگویند به تقدیر اللهی راضی باشید و از طرف دیگر میگویند دعا کنید تا مستجاب شود چطور میشود هم تسلیم و رضاء به امر الهی بود و از طرف دیگر دعا و درخواست از خدا داشته باشیم؟
پاسخ: #استادمحمدی
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
http://eitaa.com/joinchat/2846228496C6562595520
اینکه میگویند به تقدیر اللهی راضی باشید و از طرف دیگر میگویند دعا کنید تا مستجاب شود چطور میشود هم تسلیم و رضاء به امر الهی بود و از طرف دیگر دعا و درخواست از خدا داشته باشیم؟.mp3
866.7K
سوال: 41
#رضایت_به_تقدیر_الهی_یا_دعا
پاسخ: #استادمحمدی
http://eitaa.com/joinchat/2846228496C6562595520
#سوال:
📝آیا مردی که در خونش سیگار میکشه حق الناس میکنه؟
پاسخ: #استادمحمدی
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
http://eitaa.com/joinchat/2846228496C6562595520
آیا مردی که در خونش سیگار میکشه حق الناس میکنه؟.mp3
1.92M
سوال: 42
#حق_الناس_در_خانه
پاسخ: #استادمحمدی
http://eitaa.com/joinchat/2846228496C6562595520
#سوال:
📝منظور از این که اگر گناهی کنیم که اثر وضعی داشته باشه با توبه اثر وضعی آن از بین نمیره یعنی چه؟
پاسخ: #استادمحمدی
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
http://eitaa.com/joinchat/2846228496C6562595520
منظور از این که اگر گناهی کنیم که اثر وضعی داشته باشه با توبه اثر وضعی آن از بین نمیره یعنی چه؟.mp3
523.2K
سوال: 43
#اثر_وضعی_گناه
پاسخ: #استادمحمدی
http://eitaa.com/joinchat/2846228496C6562595520
✅پرسش
مدت شیردهی در قرآن دوسال است یا ۲۱ ماه بعضی ها میگن نباید بیش از ۲۱ ماه به بچه شیر داد؟؟
🔷توضیح پرسش
خداوند، یک مرتبه؛ در آیه 233 سوره بقره؛ اعلام می نماید که مدت شیردهی، دو سال کامل است (حولین کاملین)، اما در آیه 15 سوره احقاف مشاهده می نماییم که مجموع مدت بارداری و شیردهی، 30 ماه بیان شده است (ثلاثون شهرا) و با توجه به این که دوره بارداری، 9 ماه است، طبیعتا باید دوره شیردهی 21 ماه باشد، نه 24 ماه یا دو سال کامل. اختلاف میان این آیات چگونه توجیه پذیر است؟
🔶پاسخ اجمالی
اگر مقصود از ذکر مدت دو سال شیردهی، حکم وجوبی باشد، این اشکال مطرح می شود که مجموع نه ماه بارداری، و 24 ماه شیردهی،33ماه است نه 30ماه که سخن قرآن است. این مقدار زمان شیردهی، واجب نیست؛ بلکه برای مادرانی است که اراده دارند دورهُ شیردهی را تمام کنند. بنابراین از شیر گرفتن کودک، با شرایطی که در ادامه آیه مورد بحث ذ کر شده جایز است. پس زنی که نه ماهه زاییده، می تواند 21ماه شیر دهد (حداقل مجاز شیردهی) که مجموع بارداری و شیردهی،30ماه می شود و مصداقی برای آیه 15 سوره مبا رکه احقاف است. برفرض وجوب دو سال شیر دهی، لازم نیست که دوره حمل، حتما نه ماه باشد، نه کمتر و نه بیشتر؛ زیرا زمان بارداری در زنان متفاوت است. بنابراین، زنی که شش ماهه وضع حمل کند و 24 ماه شیر دهد نمونه ای دیگر برای این آیهٔ شریفه است. از قراردادن آیات 233سوره بقره؛ و 14سوره لقمان که مدت شیردهی را دو سال ذکر می کنند، در کنار آیه 15سوره احقاف که مجموع مدت بارداری و شیردهی را 30 ماه بیان می کند و کسر مدت دو سال (24 ماه) از (30 ماه)، (6 ماه) حاصل می شود که کم ترین زمان بارداری است. اختلاف میان آیات، زمانی پدید می آید که دو سال شیردهی واجب باشد و مدت بارداری فقط نه ماه باشد.
تفصیلی
1. «مادران باید فرزندان خود را دو سال کامل شیر دهند».[1] آیا دو سال شیردادن کودک، واجب است؟
آیه شریفه دلالت بر وجوب ندارد؛ زیرا در ادامه می فرماید: «آن مادرانی که بخواهند دوره شیردهی را به اتمام برسانند»؛ یعنی اتمام دوره شیردهی را به میل و- اراده مادر تعلیق نمود، پس معلوم می شود که اتمام شیردهی واجب نیست. دیگر این که فرمود: «در صورت رضایت و مشورت همدیگر می توانند کودک را از شیر بگیرند». پس روشن است که مقصود از بیان این مقدار، وجوب نیست.[2] مادران حق دارند فرزندان خود را دو سال تمام شیر دهند، در صورتی که بخواهند حق شیردهی را به طور کامل استیفا کنند. از شیر گرفتن کودک پیش از پایان دو سال جایز است، ولی برای این کار خواست و رضایت والدین کافی نیست، بلکه باید در باره آن مشورت کنند تا هم مصلحت و حق کودک حفظ شود و هم حقوق پدر و مادر تأمین گردد. مستحب است که مادر، تمام مدتی را که برای شیردهی تعیین شده، به کودک خود شیر دهد و آن دو سال کامل است و اگر خواست کمتر شیر دهد حداقل مجاز، 21 ماه است.[3]
2. آیا همه کودکان در این حکم مشترک هستند؟ بعضی از مفسران ما نند ابن عباس عقیده دارند که این مقدار، (2سال) برای هر مولودی ثابت نیست و فقط برای کود کی است که شش ماهه متولد گردد.[4] دلیل ابن عباس آیهٔ 15سورهٔ احقاف است؛(ثلاثون شهرا)، این آیه دلالت می کند که زمان حمل (بارداری) و فصال (ازشیر گرفتن)، 30 ماه است، پس هر انداره که زما ن حمل کوتاه تر باشد به زمان فصال می افزاییم تا حمل و فصال کامل شود، و هر قدر که زمان حمل بیشتر باشد از زمان فصال کاسته می شود.[5]
3. کوتاه ترین زمان حمل چند ماه است؟ شیخ مفید (ره) در کتاب ـ الارشاد ـ نقل می کند که در زمان خلافت عمر زنی را که شش ماه (بعد از ازدواج) وضع حمل کرده بود نزد او آوردند؛ عمر خواست او را سنگسار کند؛ امیرالمؤمنین علی (ع) مانع شدند و بر اسا س این آیات ثابت نمودند که ممکن است بچه از شوهر آن زن باشد و آن زن زنا نکرده باشد. حضرت فرمود: "خدای تعالی دربارهٔ آغاز دوران بارداری زن تا از شیرگرفتن فرزند می فرماید: بارداریش و از شیرگرفتنش سی ماه است و درباره زمان شیردهی می فرماید: دو سال کامل است؛ پس آن گاه که زن دو سال تمام کودکش را شیر داد و (از آن سو) دوران حمل و فصال سی ماه باشد،(در نتیجه) زمان بارداری شش ماه خواهد بود، وقتی عمر این بیان را شنید آن زن را رها کرد و این حکم را در اسلام مقرر ساخت و اصحاب پیامبر (ص) و کسانی که پس از ایشان آمدند تا زمان ما به این حکم عمل نمودند.[6]
علامهٔ طباطبائی در تفسیر خود این روایت را از ـ الدرالمنثورـ[7] نقل می کند. علامه از ملاحظهٔ آیات 15 سورهٔ احقاف با آیات 233 بقره و 14لقمان نتیجه می گیرد که حداقل حمل شش ماه است. بنابراین از کسر مقدار دو سال از سی ماه، بر می آید که حداقل دوران بارداری شش ماه و حد اکثر دوران شیردهی که حکم فقهی دارد، بیست و چهار ماه است؛ اگر کودک هفت، یا هشت،
یا نه ماه در رحم مادر بماند، حداقل دوران شیر دهی پس از تولد، به ترتیب بیست و سه ماه، بیست و دو ماه، و بیست و یک ماه است. شیخ طوسی و امین الاسلام طبرسی پس از ذکر قول ابن عباس می نویسند: روایاتی که علمای ما روایت نموده اند برمین مطلب دلالت می کنند؛ زیرا ایشان روایت نموده اند که شیر دادن کمتر از 21 ماه ستمی (جور) بر کودک است.[8]
4. حداقل مدت شیردهی از نظر روایات:
براساس دو روایت ازکتاب وسائل الشیعة، حداقل زمان شیر دهی می تواند 21 ماه باشد و کم تر از آن جایز نیست.
الف. امام صادق (ع) فرمود: "مقدار واجب شیردهی، 21 ماه است، پس زنی که کمتر از آن شیر دهد، کم گذاشته و کوتاهی کرده است و اگر ارادهٔ اتمام دوران شیردهی دارد، دو سال کامل مطلوب است.[9]
ب. آن حضرت همچنین فرمود: "زمان شیردهی 21 ماه است، پس کم تر از آن ستمی (جور) بر کودک شمرده می شود.[10]
5. اشتراک کودکان در حکم ارضاع (شیردادن): گروهی از مفسران معتقدند که دو سال، برای همهٔ کودکان ثابت است و اختصاص حکم حق دو سال شیرخوارگی تنها برای کودکانی که شش ماهه به دنیا آمده باشند، با ظاهر آیه سازگار نیست. ظاهر: "الوالدات یرضعن اولادهن حولین کاملین ..."، اثبات حق شیردادن تا دو سال کامل پس از تولد است و میزان توقف و تغذیهٔ کودک در رحم مادر در این نصاب اثر ندارد، پس تمام کودکان حق دارند تا دو سال کامل از شیر مادر تغذیه کنند و مادر حق دارد کودک خود را دو سال کامل شیر بدهد.[11]
6. جمع بندی: کلمهٔ (یرضعن) خبری است که از آن معنای امر فهمیده می شود و روشن است که امر استحبابی است. کلمهٔ (والدات) شامل حال همه اقسام مادران می شود که عبارت اند از: مادرانی که شش ماهه، هفت ماهه، هشت ماهه و یا نه ماهه وضع حمل می کنند. کلمهٔ (اولاد) همهٔ کودکان را در بر می گیرد که عبارت اند از: شش ماهه، هفت ماهه، هشت ماهه و یا نه ماهه. بر پایه مطالبی که گفته شد آیه شریفه در مقام بیان حکم شیردهی، همه کودکان را در حکم مذکور برابر می داند؛ یعنی همه حق دارند دو سال کامل شیر بنوشند، نه فقط کودکانی که شش ماهه متولد شده باشند و اگر کودکی، شش ماهه تولد یابد آن هم دوسال شیر می نوشد، اگر نُه ماهه تولد یافت، – غالب موارد ـــ این هم داخل در عموم آیه است؛ یعنی باید دو سال شیر بنوشد، اما این حکم، مستحب است، پس اگر بر حداقل مدت شیردهی اکتفا کند، مصداق آیهٔ 15 احقاف است؛ یعنی حداقل زمان شیردهی با نه ماه بارداری که مجموع ارتباط کودک با مادر 30 ماه است و اگر دو سال شیربنوشد به حکم استحبابی آیه 233سورهٔ بقره عمل شده که با آیه 15سورهٔ احقاف منافاتی ندارد؛ زیرا واجب نیست که حتما دو سال شیر بدهند و می توان آیه را حمل بر کمترین مدت شیردهی کرد. پس اگر می فرمود: دو سال شیر دهی واجب است و سپس می فرمود: مجموع حمل و فصال (از شیر گرفتن) 30 ماه است، تناقضی آشکار بود. بنابراین یکی از مصادیق (سی ماه) ، کودکی است که شش ماهه متولد شده و دو سال کامل شیر می نوشد. (کمترین زمان حمل + بیشترین زمان شیردهی) {30=24+6}و دیگر کودکی است که نه ماهه متولد شود و 21 ماه شیر می نوشد. ( حد اقل شیر دهی + بارداری متعارف ) {30=21+9}.
[1] بقره، 233.
[2] فخررازی، تفسیر کبیر، ج 6، ص 118، چاپ دوم، دارالکتب العلمیة، تهران.
[3] شهید ثانی، شرح لمعه، کتاب نکاح، باب الرضاع.
[4] علی فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیرالقران، ج 2، ص 171، چاپ اول، سازمان اوقاف و خیریه، انتشارات اسوه،1426ه.ق 1384 ه.ش ؛ محمد بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیرالقران، ج 3،ص 373، چاپ اول، مؤسسه نشر اسلامی (جامعه مدرسین).
[5] تفسیرکبیر، فخر رازی، ج 6، ص 118.
[6] شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج 1، ص 197، ترجمهٔ سید هاشم رسولی محلاتی، ناشر: علمیهٔ اسلامیه؛ دیلمی، ارشادالقلوب، ج 2، ص6، چاپ نجف، المطبعة الحیدریة.
[7] الدرالمنثور، ج 6، ص40، به نقل از المیزان.
[8] مجمع البیان، ج 2، ص 171؛ تبیان، ج 3، ص 373.
[9] محمد بن الحسن، الحرالعاملی، وسائل الشیعة، ج 21،ح 27564، ص 454، چاپ 3، مؤسسهٔ آل البیت علیهم السلام لاحیاََََء التراث، بیروت-لبنان، 1429ه.ق.
[10] وسائل الشیعة، ج 21، ص 455، ح27567.
[11] جوادی آملی، عبدالله، تسنیم، ج 11، ص 374، چاپ اول، انتشارات أسراء، قم، اسفند 1385ه.ش.
#استادمحمدی
http://eitaa.com/joinchat/2846228496C6562595520
ذکر روز #دوشنبه
یا قاضی الحاجات(100 مرتبه)
http://eitaa.com/joinchat/2846228496C6562595520
✅پرسش:
#چرا_ائمه_معصومین_غلام_و_کنیز_داشتند
چرا ائمه معصومین غلام و کنیز داشتند ؟و این رسم از چه زمانی از بین رفت ؟چرا؟
🔷پاسخ:
۱ـ برده و کنیز، در نظر عوام فرق دارد با برده و کنیز در نظر اسلام. در اسلام، فقط اسیر جنگی کافر را می توان به کنیزی یا بردگی گرفت. لذا برده و اسیر اسلامی، در واقع همان اسیر جنگی کافری است که مسلمان شده و به عنوان شهروند درجه دوم پذیرفته شده است.
۲ـ چرا اهل بیت(ع) کنیز یا برده می خریدند؟
اهل بیت(ع) این افراد را می خریدند برای تربیت نمودن. لذا اگر تاریخ را مطالعه فرمایید می بینید که اغلب این افراد، بعد از مدّتی تبدیل شده اند به علمان بزرگ دینی؛ مثلاً قنبر ـ قدّس سرّه ـ غلام امیرمؤمنان(ع)، از عرفا و اولیای الهی بوده؛ یا فضّه، کنیز فاطمه(س) صاحب مقامات عرفانی شده بود. گفته شده که جناب فضّه ـ رضوان الله علیها ـ ۲۰ سال سخن نگفت مگر با آیات قرآن. یا برخی از غلامان امام سجّاد(ع)، به مقاماتی رسیده بودند که با دعایشان باران نازل می شد. و غلام امام حسین(ع) به چنان مقامی بار یافت که در عاشورا، عاشقانه جنگید و به شهادت رسید، در حالی که امام حسین(ع) او را آزاد کرده بود تا برود؛ امّا او نرفت و با ناله و زاری تقاضا نمود که حضرتش اجازه ی جهاد به او بدهند. وقتی جریان این غلام سیاه که اسمش جَون بود را می خوانیم، آنگاه معلوم می شود که اهل بیت(ع) از این بردگان، چه انسانهای بزرگ و تابناکی می ساختند. این غلام، ابتدا در خدمت جناب ابوذر بود که ابوذر او را به اهل بیت(ع) سپرد و او در خانه ی اهل بیت(ع) به مقاماتی رسید که شاید از خود ابوذر ـ رضوان الله علیه ـ نیز جلوتر زده باشد.
سید بن طاوس در نقل جریان این غلام می گوید:
« بعد از عمرو بن قرظه، جَون ـ که غلام ابوذر و شخصى سیاه چهره بود ـ براى جهاد قیام نمود. امام حسین علیه السلام به وى فرمود: من تو را مرخّص کردم، زیرا تو تابع ما شدى که در رفاه و عافیت باشى، خود را در راه ما مبتلا نکن! غلام گفت: یا بن رسول اللَّه! من در زمان خوشى کاسه لیس شما بودم، آیا شایسته است که اکنون که شما گرفتار شدهاید دست از شما بردارم؟! به خدا قسم بوى من نامطلوب است، حسب و نسب من پست می باشد، رنگ من سیاه است. تو بر من منّت بگذار تا لایق بهشت گردم و بوى بدنم نیکو، حسب و نسبم عالى، و صورتم سفید شود. نه به خدا سوگند من از شما جدا نمی شوم تا اینکه این خون سیاه من با خونهاى پاکیزه ی شما مخلوط شود. محمّد بن ابی طالب می گوید: سپس جون براى قتال قیام کرد و این رجز را خواند:
کیف یرى الکفار ضرب الاسود ــ بالسیف ضربا عن بنى محمّد ــ اذب عنهم باللسان و الید ــ أرجو به الجنه یوم المورد
یعنى: کفّار ضرب دست غلام سیاه را چگونه مىبینند که با شمشیر به خاطر فرزندان حضرت محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم می زند. من با زبان و دست، از فرزندان حضرت محمّد دفاع می کنم. امیدوارم که در روز ورود به صحراى محشر، داخل بهشت شوم.
سپس جهاد کرد تا شهید شد و امام حسین علیه السلام به بالین او آمد و فرمود: بار خدایا! صورت وى را سفید و بوى او را نیکو و وى را با نیکان محشور بفرما و شناسایی را بین او و محمّد و آل محمّد صلّى اللَّه علیهم اجمعین برقرار بفرما!
امام محمّد باقر(ع) از حضرت امام زین العابدین علیهما السلام روایت می کند که فرمود: هنگامى که گروهى در میدان جنگ آمدند تا اجساد شهیدان آل محمّد را دفن نمایند جسد این غلام یعنى جَون را بعد از گذشت ده روز از شهادتش در حالى یافتند که بوى مِشک از آن به مشام می رسید. رضوان اللَّه علیه.»
ملاحظه می کنید که یک برده در خانه ی اهل بیت(ع) چگونه تربیت شده و به چه معرفتی دست یافته که وقتی آزادش می کنند، حاضر نمی شود از مولایش جدا شود و مشتاقانه، خون خویش را نثار خاندان رسالت می کند. این یکی از اهداف نگهداری برده ها از سوی اهل بیت(ع) بود که می خواستند آنها را تربیت کنند. چرا که اغلب اهل بیت(ع) به خاطر جوّ سیاسی مخالف، و خفقان حاکم بر جامعه، امکان تربیت افراد عادی جامعه را نداشتند.
یکی دیگر از مأموریتهای بردگان و کنیزان در خانه ی اهل بیت(ع) این بود که در خفقان سیاسی آن دوران، احادیث و معارف اهل بیت(ع) را به دیگر شیعیان می رساندند. در آن عصر، شیعیان به خاطر مسائل امنیتی، جرأت نزدیک شدن به خانه ی ائمه(ع) را نداشتند؛ چرا که در آن صورت، شناسایی شده و دستگیر می شدند. در چنان فضایی، این بردگان و کنیزان اهل بیت(ع) بودند که به بهانه های مختلف مثل خرید و کشاورزی و … به میان جمعیت می رفتند و مطالب و معارف اهل بیت(ع) را به شیعیان می رساندند. البته در این راه، گاه با خطراتی هم مواجه می شدند، مثلاً در زمان عثمان، قنبر ـ غلام امیرمؤمنان(ع) ـ مورد ضرب و شتم مخالفان قرار گرفت.
🔶تفصیل بحث برده در اسلام ⬅️⬅️⬅️ به زودی در همین کانال⬇️⬇️ #استادمحمدی
http://eitaa.com/joinchat/2846228496C6562595520
#سوال:
📝گفته مي شود هر كس خوبي و بدي كند به خودش بر مي گردد. پس چرا آدم های خلاف كار و بي دين وضع خوب تر و زندگي بهتری دارند؟
پاسخ: #استادمحمدی
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
http://eitaa.com/joinchat/2846228496C6562595520