eitaa logo
اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
12.2هزار دنبال‌کننده
6هزار عکس
3.3هزار ویدیو
31 فایل
𝐈𝗇 𝐭h‌𝖾 𝐍𝖺m‌𝖾 𝗈𝖿 𝐆o‌𝖽 ‌ ‌𓂃 ˖ ۫‌ جایی برای ریختنِ تمامِ آنچه در دل مانده ☕️ 𖦹 ׂ ۪ ‌بی‌هیچ آداب و رسمی؛ فقط من و تو و روایت‌هایِ ساده‌یِ زندگی. ✨ ⸼ ⋆ ۪۪
مشاهده در ایتا
دانلود
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ [ اَلـسَلام‌ُعَلَیـک‌یـٰا‌بَـقیَة‌اللّٰه 🤍 ] کاش میان این هیاهوصدایی بیاید: « اَلا یا اَهلَ العالَم ، أنا المَهدی » ‌
میگفتن : دعا کنید بازی نخوریم ؛ دنیا بدجور آدما را بازی میده . |
اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
_
توی سنگر هر کس مسئول کاری بود . یک‌بار خمپاره‌ای آمد و خورد کنار سنگر ، به خودمان که آمدیم دیدیم رسول ، پای‌ راستش را با چفیه بسته است ؛ نمی‌توانست درست راه برود . از آن به بعد کارهای رسول را هم بقیه بچه‌ها انجام دادند ... . کم کم بچه‌ها به رسول شک کردند . یک‌شب چفیه را از پای راستش باز کردند و بستند به پای چپش :) صبح بلند شد ؛ راه افتاد ؛ پای چپش لنگید!! سنگر از خنده‌ی بچه‌ها رفت روی هوا . تا می‌خورد زدنش و مجبورش کردن تا یک هفته کار های سنگر رو انجام بده خیلی شوخ بود ... . همیشه به بچه ها روحیه می داد ؛ اصلا بدون رسول خوش نمی‌گذشت :) |
اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
_
اگر ، زن‌ها‌این‌انقلاب‌را نمی‌پذيرفتند‌و‌ به‌آن‌باور‌نداشتند ، مطمئنا‌این‌انقلاب‌ واقع‌نمیشد!! |