هدایت شده از ‹ رد ِخــون ›
مارا که به هیچ میفروشند
ای خواجه نمیخری غلامی ؟
هیچوقت تا حالا با همچین ورژنی از خودم که بعد از کلی صبوری ، یهو تو یک لحظه ، تمومِ چیزایی که با چنگ و دندون نگهشون داشته بودم و رها کنم و برم ، روبرو نشده بودم که شدم ...,
علاجِ روح حتماً، يقيناً، مسلماً
قطعاً، مطمئناً، حقيقتاً، كربلا...؛
- یا اباعبدالله