eitaa logo
چمدان بی صاحب-66
44 دنبال‌کننده
490 عکس
201 ویدیو
2 فایل
🧳LOST PROPERTY OWNER UNKNOWN. 🤠ناشناس؛ https://abzarek.ir/service-p/msg/5289924 -دومین روز از مردادماهِ صفرپنج
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از ته‌سیگار.
هدایت شده از ته‌سیگار.
Matane, shoyo!
هدایت شده از ″فرقه ی زشتی″ 🎒
چرا هرماه پیش بینی میشه که قراره به روش جدیدی بمیریم
+تمام ستون های مدرسه.../+خود انیشتینم میاوردی میگفت حاجی من فقط ی e=mc2 گفتم تو اینارو از کجا اوردی؟/-فریماه ناراحت نباش مهم امتحان الهیه. +وای الهی واسه امتحان الهی سوالای خودشو(سوالای فیزیک)بذارن جلوش غارغار کنه تو خودش/-جواب سوال ۱،از بین گزینه ۱ تا۳ میشد گزینه ۴/-بچها هیچکدام تو گزینه ها نبود ×نه ببین زیر گزینه ۳ خالی بود،اون تهی بود خودت باید میفهمیدی/ -اگر علی از ماه بیوفتد شعاع سر عسل را بیابید. ×جواب: جرم عسل به توان ۳ به روی ۴= +هیچکدام مترمکعب/ -وای الان باز اباذری(دبیر دینی)میاد واسه بار پنجم میگه:من معدلم بیست بود،نخبه دینی بودم./مهری بابادی:برای حلکرد سوالا باید خلاقیت داشته باشی. +من اگه خلاقیت داشتم خو میرفتم هنرستان صد سال سیاه پامو نمیذاشتم‌سر کلاس تو/مهری بابادی:چندنفر میخوان تغییر رشته بدن؟ +تغییر رشته کافی نیست،باید کهکشانی که توش زندگی میکنن رو تغییر بدم/دبیر دینی نیومد(پرسش داشتیم)/دوستانی(زبان):خسته‌‌این نمیپرسم/-پشت سریت خوابه؟ *یهو بلند شد با چشمای سرخ و ریملی که ریخته و زیر چشم سیاه شده* ×خواب نبودم...خواب نبودم/
هدایت شده از Hallow mind
282.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بهترین میم از این انیمیشن تا به الان
چمدان بی صاحب-66
بهترین میم از این انیمیشن تا به الان
ترجمه: *سرشون به کار خودشون گرمه* دختره:چه دختر خوشگلی داری پسر کت شلواریه:اون ی پسره دختره:داشتم با والتر صحبت می‌کردم(والتر همون هودی نارنجیه‌ی اول فیلمه) پسرکت شلواریه:لعنت بهت اقا یعنی داشته با والتر میگفته؛وای مامانمینا دخترت چه جیگره. ولی کت شلواریه چون دوبرابر والتره فکرکرد مخاطبش اونه و گفت:اون(والتر)پسره بعد دختره گفت؛داشتم با والتر حرف میزدم(یعنی منظورم از دخترش تو بودی) پ.ن:جاسوسان نامحسوس،حتماا دوبله سورن ببینین
هدایت شده از عقایدیک𝖤𝗇𝗍𝗉؟!¹²
میدونی به موفرفری هایی که طاعون میگیرن چی میگن؟ میگن فرعون.
هدایت شده از بیگانه.
وسط درس خوندن یهو به خودم میام میبینم دو دقیقه است به کتاب/دفتر خیره شدم، وسط غذا خوردن خودم و تو دونه های برنج پیدا میکنم، وسط کلاس دیدم تار میشه و میزارم تار بمونه، هنگامه ی قدم زدن تو عابر پیاده یهو میبینم سرعت راه رفتنم انقدر کمه که نزدیکه وایسم، همه جا. همه جا فکر و خیال همراهمه. نمیدونم؛ یهو مغزم قفل میشه، یه چیزی اسیرش میکنه، یه چیزی باعث میشه توی این دنیا نباشم، زنده نباشم. من زنده ام؟