eitaa logo
گوشه‌گیر
95 دنبال‌کننده
80 عکس
60 ویدیو
13 فایل
کاغذپاره‌های یک ذهن گوشه‌گیر طلبه هنردوستِ سیاست‌ندوست @Alamdar_Ali
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از ناشناس من
📪 پیام جدید یه سوال ذهنمو درگیر کرد به نظرتون خدا اینجوری هست که به خاطر گناهی که انجام دادی قصد کنه دلتو بشکنه؟ قصد کنه حالتو بگیره و چیزی که قرار بد ه بهت بده رو نده؟ بگین که اینطوری نیست؟
گوشه‌گیر
📪 پیام جدید یه سوال ذهنمو درگیر کرد به نظرتون خدا اینجوری هست که به خاطر گناهی که انجام دادی قصد
بعد از اینکه بنده حقیر شایسته جواب دادن به این سوالات نیستم و این صوحبتا مگه ما توی دعای کمیل نمیخونیم: اللهم اغفر لی الذنوب التی تغیر النعم؟ بله گناه اثر وضعی داره و یکی از آثارش هم اینه که ممکنه ما گناهی رو انجام بدیم و نعمتی که قرار بوده به ما برسه، نرسه یا جلوی استجابت دعا رو بگیره یا... که این‌ها اثر گناهه نه انتقام خدا از ما
رنجی که به ما میرسه، حتی اگه اون رنج، دل شکستگی یا حس عذاب وجدان باشه، این‌ها کفاره گناه‌های ماست. یا حتی میتونه القائات خدا باشه تا ما رو متوجه گناه‌مون بکنه؛ اما چیزی که واضحه اینه که خدا از سر دشمنی دل کسیو نمیشکنه. همه مصلحته. هر آنچه از دوست رسد نیکوست
اما اینکه اگه توبه کردیم و اینا، آیا دیگه اون نعمت شامل حال ما خواهد شد یا حتی بهترش نصیبمون خواهد شد یا خیر؟ نمیدانم. البته که از رحمت خدا به دور نيست. کما اینکه ظاهر طلب غفران ذنوبی که تغیر النعم هم میتونه اینو تایید کنه.
میفرماید: یا نوازش کن سرم را، یا مرا سیلی بزن هر دو صورت گر رسد دستت به من، میبوسمش
رها ز سلطۀ پاییز، در بهارِ اتاق گلی به نام "تو" در بازوانِ من وا شد... ❤️
هدایت شده از محمدعلی جعفری
49.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صفحه آخرِ را دوباره بخوانید. اما این‌بار متفاوت از قبل. حالا تصور کنید؛ آن آقایی که لباس مشکی محرم محمدحسین را کشید روی پیکرش، آن آقایی که توی قبر نوحه خواند و دستش را زد روی سینه محمدحسین، آن آقایی که با وسواس مستحبات تدفین را انجام داد، شهید بوده! 💥کانال محمدعلی جعفری👇 https://eitaa.com/joinchat/143917280C5518173200
١۶ ام سالگرد شهادت شهید محمدخانی بود 🥀
یکی از حسرت‌های عمرم اینه که نشد که از نزدیک ببینمش
ولی اگه بخوام چند نفر رو بگم که تو سیاه‌ترین دوران زندگیم به دادم رسیدن و نجاتم دادن، یکیش حاج عماره
و اگه بگید چرا، فکر میکنم همین یه جمله از کتاب عمار حلب کافی باشه.