انتشار مقاله ای از حجت الاسلام جواد نظری استاد حوزه علمیه دهلران در فضای مجازی
.
🔆 مقالهی تکامل اخلاقی خدا 🔆
✍️ جواد نظری
✍️ حجت الاسلام غلامرضا فیاضی
این نوشتار در صدد اثبات این نکته است که تکامل اخلاقی مستلزم تکامل وجودی نیست؛ تا از طریق اثبات این نکته، امکان و بلکه وقوع تکامل اخلاقی خدا را نتیجه بگیرد. شکی نیست که تکامل وجودی و بلکه هر نوع تغییر وجودی در خداوند منتفی است، اما تغییر در نسب و اضافات یا همان صفات فعل بیاشکال است، با این توضیح که از نظر ما، همان طور که در صفات ذات، خودِ خداوند به صفات ذات متصف است، در صفات فعل نیز خودِ ذات باری به آنها اتصاف دارد، با این تفاوت که صفات ذات، کمال وجودی محسوب میشوند بر خلاف صفات فعل که چنین نبوده و لذا از ضرورت ازلی نیز برخوردار نیستند. تکامل اخلاقی در دایرهی صفات فعل معنا مییابد؛ بدین نحو که ذات الهی، از طریق فعل اخلاقی، واجد نسبتی میشود که به سبب آن استحقاق مدح پیدا نموده و تکامل اخلاقی چیزی جز این نیست. واضح ترین دلیل این امر، قدرت خداوند بر قبیح و امکان صدور ظلم از او است، که گرچه رخ نمیدهد، اما با فرض آن ـ که فرضی ممکن هر چند غیر واقع است ـ خداوند انحطاط اخلاقی ـ و نه وجودی ـ پیدا میکند، پس به همین قیاس، اگر خداوند عدل بورزد، مستحق مدح شده و تکامل اخلاقی پیدا میکند.
مسلماً ادعای تکامل اخلاقی خدا باعث بروز ابهامهایی میشود که این نوشتار، تحت عنوان ابهامهای شش گانه، کوشیده است به آنها پاسخ دهد...
پینوشت: مجلات، به هر دلیل از انتشار آن خودداری کردند، لذا این مقاله در فضای مجازی برای نخستین بار به اشتراک گذاشته میشود.
🔸منبع : کانال تلگرامی «نقدنامه»
🔸کسانی که مایل به مطالعه متن کامل مقاله هستند می توانند به کانال معاونت پژوهش حوزه استان مراجعه نمایند👇
@pajoheshilam
.
تکامل اخلاقی خدا.فیاضی،نظری..pdf
334.5K
🔹مقاله تکامل اخلاقی خدا
✍️ جواد نظری
https://eitaa.com/pajoheshilam
.
🔺نکاتی برای نویسنده شدن🔺
1-اگر استعداد نداشته باشم…
اگر واقعاً شیفته و تشنۀ نوشتن هستیم، باید نگرانی از بیاستعداد بودن را بهکل کنار بگذاریم، نویسنده مینویسند، حتی اگر تمام عالم به او ثابت کنند که هیچ استعدادی برای نوشتن ندارد. شاید دوست داشته باشد جملۀ بامزه رابرت بنچلی را بخوانید:
«پانزده سال طول كشيد تا بفهمم استعداد نوشتن ندارم، اما ديگر نتوانستم اين كار را رها كنم چون بيش از حد معروف شده بودم.»
2-اهمیت خاطرات روزانه
اصلاً چه کسی گفته در ابتدای کار وقتی هنوز تازهکار و نابلد هستیم باید شروع کنیم به نوشتن کتاب و مقاله؟
در اوایل شروع کار نوشتن و تمرین نویسندگی بهتر است به نوشتن خاطرات روزانهمان اکتفا کنیم، اگر نوشتن خاطرات و یادداشت روزانه را به عادت ثابت خودمان تبدیل کنیم، اولین قدم مهم و جدی برای نویسنده شدن را برداشتهایم. تولستوی نیز با سالهای سال با نوشتن دربارۀ خودش اعتماد به نفس لازم برای نوشتن شاهکارهایش را به دست آورد.
3-کلیشهای ننویسید
فکر کردن به اینکه دیگران درباره کارمان چه خواهند گفت ما را کلیشهای و سطحی میکند. باید به کیفیت کارمان فکر کنیم، بگذاریم به ندای ناخودآگاهمان توجه بیشتری بکنیم.
4-خواندن، نوشتن، خواندن، نوشتن و الخ!
پلینی میگوید هیچ روزی نباید بدون نوشتن سپری شود، اگر بتوانیم به یک الگوی ثابت برای خواندن و نوشتن برسید، مسیر حرفهای شدن را با سرعت بیشتری طی میکنیم.
بازی دایرهوار خواندن و نوشتن، یعنی وقتی از نوشتن که خسته شدیم برویم سراغ خواندن و وقتی از خواندن که خسته شدیم برویم سراغ نوشتن! این الگو دستاوردهای زیادی را در پی دارد.
5-استیون کینگ چه حرفی برای گفتن دارد؟
استیون کینگ توصیههای جالبی برای نویسندگی دارد که از میان آنها میتوان به جملۀ زیر اشاره کرد:
«مطالعه مرکز خلاقیت هر نویسندهای است»
مطالعه و کتاب باید دوست همیشگی یک نویسنده باشد، نویسنده نه کتابخوان بلکه باید کتابخوار باشد!
6-از نوشتن بنویسید
نوشتن از فرایند نوشتن و علاقهمان به نوشتن واکاوی انگیزههایی که برای نوشتن داریم یکی از روشهایی است که نگاه ما را به نوشتن شفافتر میکند. نوشتن درباره نوشتن ما را برای نویسنده شدن مصممتر میکند و همچنین باعث تثبیت آموختههای ما میشود.
7-مثلِ نظامی
در نوشتن باید مثل یک نظامی منضبط باشیم. اگر میخواهیم بهجایی برسیم و سری توی سرها دربیاوریم باید نظمی آهنی داشته باشیم، چهبهتر که هرروز سر ساعت معینی نوشتن را شروع کنیم و حتی آغاز جنگ جهان سوم هم هیچ تأثیری روی برنامه نویسندگی ما نداشته باشد.
نظم فیزیکی به نظم ذهنی هم منجر میشود و بهمرورزمان ذهن ما هرروز سر ساعت معینی بهترین ایدهها را به ارمغان میآورد.
8-نویسنده نباید کمالگرا باشد
شده صد تا کتاب روانشناسی کمال طلبی و کمالگرایی بخوانیم، باید بخوانیم، رشد و موفقیت زمانی آغاز میشود که به کمال طلبی و وسواس چیره شویم.
نویسنده باید بیاموزد که هیچ کاری را ناتمام رها نکند و هر طور شده کاری که شروع کرده به آخر برساند.
ادامه در کانال معاونت پژوهش 👇👇
@pajoheshilam
.
🔺نکاتی برای نویسنده شدن🔺
9-نوشتن یعنی بازنویسی
اگر همینگوی باآنهمه مهارت صفحه آخر وداع با اسلحه را ۴۰ بار بازنویسی کرده، ما چرا از بازنویسی طفره برویم و بترسیم؟
بزرگترین نویسندههای جهان اذعان دارند که نسخه اول هر متنی معمولاً افتضاح است، بنابراین بازنویسی باید دوست خوب هر نویسندهای باشد.
10-آیا اطرافیان نویسنده مهماند؟
گشتن با کسانی که مثل ما در آتش نوشتن میسوزند مسلماً بهتر از دمخور شدن با افرادی است که آخرین باری که چیزی نوشتهاند انشای دوره مدرسهشان بوده.
11-وبلاگ نویسی
وبلاگ نویسی یکی از مفیدترین کارها برای ارتقای مهارت حرفهای یک نویسنده است. با داشتن وبلاگ شخصی خود میتوانیم چند تیر را با یک نشان بزنیم، نظم بیشتری پیدا کنیم، قدرت ارائهمان را افزایش دهیم و به شکل مداوم بازخورد بگیریم.
داشتن رسانه شخصی برای نویسنده به اعتبار حرفهای او میافزاید.
12-اگر بارها در نوشتن شکست خوردهاید…
اگر فقط و فقط یک عادت باشد که بتواند زندگی نویسندگی ما دگرگون کند، نوشتن صفحات صبحگاهی است.
صفحات صبحگاهی ابداع خانم جولیا کامرون، نویسنده و معلم آمریکایی است که در تمامی کتابهایش ازجمله کتاب راه هنرمند به تشریح این ایده پرداخته است.
13-با جزییات بنویس
نویسندگی یعنی جزییات، یعنی توجه دقیق و موشکافانه به زندگی و اصلاً همین توجه به جزییات و باریکبینی است که نویسندهها را از بقیه متمایز میکند.
بهرهگیری از حواس پنجگانه (بینایی، شنوایی، بساوایی، بویایی، چشایی) میتواند جلوهی بکر و تازهای به نوشتههای ما بدهد.
14-اهمیت فهرستنویسی
نوشتن فهرست هم لذتبخش است و هم مفید. ا به گمانم هرکسی باید پوشه یا دفتری از فهرستهای مختلف داشته باشد: فهرست چیزهایی که دوست داریم، فهرست کتابهایی که خواندهایم و میخواهم بخوانیم، فهرست دوستان، فهرست فیلمهای موردعلاقه، فهرست باورها و…
15-قدرت کامنت
بهجای «خوب بود» و «عالی بود» یا بدتر از آن یک لایک خشکوخالی برای مطالب ارزشمند و خوبی که سراغ دارید کامنت بگذارید. همین میتواند یک تمرین ساده و آموزنده برای نوشتن باشد.
16-یک تمرین: نوشتن از عقاید و باورهای خود
ژول سالزمن در کتاب آموزنده خود (اگر میتوانید حرف بزنید، پس حتماً میتوانید بنویسید) که حتی نام آنهم بسیار آموزنده است تمرین خوبی را معرفی میکند که انجام آنهم در نوشتن و هم در جنبههای دیگر زندگی بسیار مهم و روشنگر است. به این صورت که نوشته با این کلمات آغاز می شود : من اعتقاد دارم که ..... یا به باور من ....
17-کسی از ضربالمثلهای ایرانی خبر ندارد
برای نویسندهای که میخواهد به زبان فارسی بنویسد و شیرین و تأثیرگذار هم بنویسید، آشنایی با ضربالمثلهای فارسی میتواند کارگشا و آموزنده باشد.
18-استعاره بازی
استعاره و تشبیه و تمثیل به نوشته جذابیت میبخشند و باعث ماندگاری آن در ذهن خواننده میشوند. اگر دفترچه مخصوص استعاره داشته باشیم، شاخکهایمان برای کشف استعارههایی که با آنها زندگی میکنیم تیزتر میشود.
داشتن دفترچه یادداشت برای موضوعات مختلف و دستودل باز بودن در پر کردن دفترچهها یکی از بهترین راهها برای افزایش خلاقیت است.
19-با احساس بنویس
منطقیترین نوشتهها هم بر پایه احساس درونی ما شکل میگیرند.
همیشه موضوعی هست که احساس ما را برمیانگیزد و باعث میشود فکر کنیم اگر ننویسیم آن احساس از دست میرود یا خفه میشویم.
به نظر میرسد موسیقی بیش از هر چیز دیگری احساسات انسانها را برمیانگیزد.
20-مشق بنویسید
رونویسی میتواند آموزندهترین کاری باشد که برای نوشتن تجربه میکنیم. کار غریبی هم نیست، در دوران دبستان بهزور این کار را انجام میدادیم و حالا خودمان بهدلخواه انتخاب میکنیم از روی متنهایی که دوست داریم رونویسی کنیم.
21-اهمیت خواب و رؤیا
بهمحض بیدار شدن خوابهایتان را بنویسید و حتی خوابهایتان را روی کاغذ تعبیر کنید.
رویاها منشأ بسیاری از مهمترین شاهکارهای ادبی و هنری جهان بودهاند.
داشتن دفتری برای خوابها میتواند سندی ارزشمندی از رؤیاهای ما در دوران مختلف زندگیمان باشد.
@pajoheshilam
.
🔆 آسیب شناسی مواجهه با اندیشههای فلسفی غرب در حوزههای علمیه 🔆
✍️ امیر آقاجانلو (دانش آموختهی حوزه علمیه و دانشجوی دکتری فلسفهی دین دانشگاه تهران)
امتناع از اندیشهی مدرن در جهان امروز، -با توجه به گسترهی نفوذ آن در تمامی ساحات جامعه و البته اهمیت مفاهیم آن- امری نامعقول و چه بسا ناممکن است. بر این اساس، مواجههی سنت فکری شرق با «مدرنیته»، تکلیف پژوهش، نقد و ارزیابی تفکرات مدرن را بر او وا میگذارد. غرض مقالهی پیش رو، پاسخی کوتاه به این پرسش هاست که «حوزههای علمیه» چگونه از عهدهی این تکلیف بر می آیند؟ موضع جامعهی روحانیت در برابر اندیشههای مدرن تا چه حد روش شناسانه، نقادانه، و آمیخته با حقیقت است؟ و چه آسیب هایی را می توان سد راه روحانیون، برای مواجههی اصولی با مدرنیته برشمرد؟
مقاله کامل در کانال معاونت پژوهش👇👇
@pajoheshilam
.
.
🔺آسیب شناسی پذیرش حوزه های علمیه🔺
🔸بنابر آمار غیر رسمی اعلام شده میزان ورودی حوزه های علمیه از سال 1390 تا کنون حدود 30 الی 40 درصد کاهش داشته است. وقوع این امر توسط برخی از علاقمندان و مسئولان حوزوی به عنوان زنگ خطر قلمداد می شود.
🔹قابل انکار نیست که بی اعتمادی به حوزه به عنوان مسیری برای شکل دادن آینده نوجوانان و جوانان شیعه قطعا تهدیدی جدی قلمداد می شود و باید توسط مسئولان مورد بررسی قرار گیرد.
🔸این نوشته تلاش دارد تا حدی به بررسی موضوع فوق با زاویه ای متفاوت بپردازد که امید است بتواند در مسیر تصحیح برخی اشکالات مفید باشد.
1️⃣ کاهش متقاضیان ورود طبیعی یا نگران کننده⁉️
🔸اگر صرفا به اعداد و ارقام نگاه کنیم ممکن است برداشت دوستان درست بوده و نگرانی عزیزان قابل درک باشد اما به نظر می رسد این نگرانی محصول همین نگاه تک بعدی است.
🔹در بازه زمانی مشابه میزان متقاضیان کنکور سراسری کشور حدود 20 درصد کاهش داشته است که بیانگر کاهش فارغ التحصیل از دوران دبیرستان یا متوسطه و کاهش جمعیتی است که به صورت طبیعی متقاضیان اصلی ورود به حوزه را تشکیل می دهد.
🔸آمار فوق نشان می دهد به صورت طبیعی باید میزان متقاضیان ورود به حوزه های علمیه با کاهش روبرو شود چرا که دایره جمعیتی گروه های متقاضی ورود به حوزه های علمیه کم شده است.
🔹با این تحلیل می توان گفت نگاه صرف آماری برای بیان مشکل صحیح نیست و آمار قابلیت اثبات عدم علاقه را ندارد.
2️⃣ متقاضیان زیاد، خوش بینی بدون نگاه ریشه ای‼️
🔸دومین سوال پیش رو این است آیا بررسی دقیقی روی علل علاقمندی نوجوانان و جوانان در گذشته برای ورود به حوزه انجام شده است؟
🔹آیا می دانیم آنچه باعث می شد تعداد بیشتری از جوانان را به سمت کسوت طلبگی جذب شوند چه امری بوده؟
🔸آیا انگیزه مثبت و شرعی می توان برای اشتیاق متقاضیان یافت یا مثلا از این باب که فرصت تحصیل در دانشگاه های دولتی مهیا نبوده یا توان علمی و استعداد درسی برای ادامه تحصیل در دبیرستان یا دانشگاه موجود نبوده، این تمایل به سمت حوزه شکل گرفته است؟
🔹آیا همین نبود دلیل محکم در انتخاب حوزه علمیه را نمی توان با نشانه هایی چون حجم ریزش طلاب در 6 سال اول دوران طلبگی اثبات کرد؟
3️⃣متقاضیان زیاد، فرصت یا تهدید⁉️
🔸سوال سوم این است که آیا اصل متقاضی زیاد حسن قلمداد می شود که کاهش آن به عنوان تهدید مد نظر دوستان قرار گیرد؟
🔹در حالیکه حوزه های علمیه به دلایل مختلف مالی و نیروی انسانی، ظرفیت تربیت صحیح و برنامه ریزی هدفمند برای آینده طلاب جوان را نداشته و ندارد آیا اینکه تعداد زیادی طلبه وارد حوزه شوند و بدون هدف هر سال نمره قبولی برای عبور از پایه های حوزوی بگیرند را می توان امری مثبت تلقی کرد؟
🔸این امر که در نهایت عموم طلاب تصویر درستی از اینکه چه خدمتی به تشیع و جمهوری اسلامی قرار است انجام دهند در ذهن خود ندارند حسن قلمداد می شود که اکنون بخواهیم از کاهش تعداد ورودی ها به عنوان یک زنگ خطر نام ببریم یا باید گفت توفیق اجباری است که با کاهش حجم ورودی ها بتوان منابع موجود را برای تربیت بهتر و هدفمند جامعه کوچک تر متمرکز کنیم؟
🔴 سه سوال بالا صرفا پرسش هایی بود تا دیدگاه جدیدی نسبت به موضوع مورد نظر در ذهن مخاطبین عزیز شکل گیرد اما با فرض صحت تمام دل نگرانی های مسئولان از کاهش متقاضیان ورود به حوزه باید بررسی کرد چه امری می تواند دلیل عمده و اصلی این واقعه قلمداد شود.
⭕️هویت صنفی و جایگاه اجتماعی
🔹از قدیم الایام وقتی از یک کودک پرسش می شود که شغل مطلوب او در آینده چیست عموما پزشک، مهندس، خلبان، پلیس یا آتش نشان را ذکر می کند.
🔸چرا کودکی که درک درستی از شغل و الزامات آن ندارد ترجیح می دهد بجای مثلا کارمند بانک، رئیس یک اداره، دیپلمات، مالک کارخانه و خیلی امور با عنوان دکتر و مهندس شناسایی شود؟
🔹بخشی از این امر بی شک محصول القائات خانواده برای آینده کودک است اما بخش مهم درک کودکانه او از جایگاه و منزلت اجتماعی این افراد است.
🔸این امر در دوران کودکی خلاصه نمی شود بلکه تصورات هر فرد از جایگاه مطلوب اجتماعی و منزلت مورد نظردر جامعه زمینه ساز تمامی رفتارها من جمله انتخاب مسیر تحصیل و اشتغال است. حجم عظیم ورودی های دانشگاه های پزشکی یا فنی و مهندسی و همچنین رشته های همانند حقوق خود گواه همین مطلب است.
🔹با درک مطلب فوق سوال بنده این است یک طلبه چه جایگاه اجتماعی دارد و منزلت اجتماعی طلاب چه قابلیت رقابتی با دیگر اصناف دارد؟
🔸حجم بالای هجمه های رسانه ای در سال های اخیر علی الخصوص در دورانی که شبکه های اجتماعی راست و دروغ را یکسان جلوه می دهند بزرگترین ضربه را بر منزلت اجتماعی، هویت صنفی و تصور جامعه از گروه روحانیت وارد کرده است.
@pajoheshilam
.
🔹نکاتی درباره زبان بدن 🔹
بدن ما زبان مخصوص به خود را دارد و کلماتی که از آن خارج می شود، همیشه خوشایند نیستند. زبان بدن شما می تواند بخش عمده ای از شخصیت شما را تشکیل دهد، تا اندازه ای که گاهی اوقات حتی به ذهن شما نیز خطور نمی کند. در این صورت باید نگاه دقیق تری به آن داشته باشید، چرا که ممکن است در آینده ی شما تاثیرگذار باشد
کمپانی TalentSmart آزمایشی را روی بیش از یک میلیون نفر انجام داده و در آن، عملکرد آنها را مورد ارزیابی قرار داده است. این بررسی ها نشان می دهد که افراد با هوش احساسی بالا، عملکردی بالاتر از حد میانگین افراد سخت کوش را به اجرا می گذارند. اینگونه از افراد به خوبی از قدرت نشانه هایی که در طول مکالمه ها بر زبان جاری نمی شوند، آگاه هستند و زبان بدن خود را مطابق با آنها تنظیم می کنند.
مواردی که در ادامه می خوانید، اشتباهات رایج در به کار گیری زبان بدن هستند که افراد با هوش احساسی بالا از آنها خودداری می کنند:
۱. قوز کردن یا حالت های خمیده
شل و وارفته ایستادن، نشانه ی بی احترامی است. این حالت نشان می دهد که از بودن در آن مکان و زمان، کلافه شده اید و ترجیح می دهید که در جای دیگری حضور داشته باشید.
مغز ما به گونه ای طراحی شده که قدرت را با میزان فضایی که اشغال می کنیم، برابر می کند. محکم و استوار ایستادن با شانه هایی که در عقب قرار دارد، یک حالت قدرتمند است؛ این حالت، بیشترین فضا را توسط شما اشغال می کند.
۲. نگاه کردن به ساعت
اگر در حال گفتگو با فردی هستید و دائما به ساعت خود نگاه می کنید، در واقع به او بی احترامی کرده اید؛ این حالت از عدم شکیبایی و خود شیفتگی شما خبر می دهد. این حالت نشان می دهد که کارهای بهتری برای انجام دادن دارید و ترجیح می دهید که هرچه سریع تر، فرد مخاطب را ترک کنید.
۳. دور شدن یا فاصله گرفتن از دیگران
فاصله گرفتن از طرف مقابل در طول مکالمه ها نشان می دهد که تعامل ندارید، ناراحت هستید، علاقه ای به این موضوع ندارید و یا حتی برای طرف مقابل هیچ ارزشی قائل نیستید.
تلاش کنید که در طول مکالمه ها، به طرف مقابل نزدیک تر شوید و زمانی که او حرف می زند، کمی سر خود را خم کنید.
۴. دست به سینه بودن
دست به سینه بودن یا پاهایی که در هم گره خورده اند در واقع سدهای فیزیکی هستند که نشان می دهند به حرف های طرف مقابل، علاقه ای نداشته و یا آنها را قبول ندارید. حتی اگر در حال لبخند زدن یا برقراری تعامل هستید، طرف مقابل می تواند احساس کند که شما علاقه ای به شنیدن حرف های او ندارید.
۵. سر تکان دادن های اغراق آمیز
اینگونه از سر تکان دادن ها نشانه ی اضطراب درباره ی تصدیق و تایید شدن است. زمانی که به صورت اغراق آمیزی این کار را انجام می دهید، مردم تصور می کنند که شما به ظاهر موضوعی را درک کرده و یا با آن موافق هستید.
۶. بی قراری
بی قراری یا درست کردن دائمی موی سر نشان می دهد که مضطرب هستید، بیش از حد انرژی دارید و پریشان حال هستید.
۷. عدم تمایل برای برقراری تماس چشمی
اگر در طول مکالمه ها، با دیگران تماس چشمی نداشته باشید، نشان می دهد که چیزی برای مخفی کردن دارید و باعث می شوید که طرف مقابل دچار شک و تردید شود. عدم برقراری تماس چشمی همچنین نشان از عدم اعتماد به نفس و علاقه به موضوع دارد.
۸. تماس چشمی بیش از حد
اگر بیش از حد و با نگاه نافذ به دیگران نگاه کنید، ممکن است فردی گستاخ به نظر برسید؛ علاوه بر این باعث می شود دیگران تصور کنند که شما قصد تسلط بر آنها را دارید.
۹. گرداندن چشم ها به اطراف
گرداندن سریع مردمک چشم ها به اطراف یکی از اصلی ترین نشانه های عدم احترام است. این حالت یکی از عادت های غلط به شمار می رود، با اینحال می توان روی آن تسلط پیدا کرد.
۱۰. دست دادن های ضعیف
دست دادن شل و وارفته نشان از عدم اعتبار و اعتماد به نفس دارد؛ این در حالیست که دست دادن بیش از حد قوی نیز نشان می دهد که قصد تسلط بر طرف مقابل را دارید. به تناسب هر فرد، نحوه ی دست دادن خود را تنظیم کنید و حالت پایدار آن را حفظ کنید، اما همیشه از محکم بودن آن اطمینان داشته باشید.
۱۱. بیش از اندازه نزدیک شدن
اگر بیش از اندازه به فردی نزدیک شوید، نشان می دهد که ارزشی برای فضای شخصی افراد قائل نمی شوید. این کار باعث می شود که دیگران از بودن در کنار شما، احساس ناخوشایندی را تجربه کنند.
منبع: entrepreneur
@pajoheshilam
.
کتاب « الامام علی صوت العدالة الانسانیه» نوشته جرج سجعان جرداق دانشمند مسیحی. درباره امام علی(ع)
.
https://eitaa.com/pajoheshilam
.
.
🔸یکی از بهترین آثاری که درباره امام علی(ع) نوشته شده است کتابی است با عنوان « الامام علی صوت العدالة الانسانیه» نوشته جرج سجعان جرداق دانشمند مسیحی. این کتاب پنج جلد است و هادی خسروشاهی آن را با عنوان «امام علی (ع) صدای عدالت انسانی» به فارسی ترجمه و چاپ کرده است. علی و حقوق بشر، علی و انقلاب فرانسه، علی و سقراط، علی و عصر او، علی و ملیت عرب پنج جلد کتاب « الامام علی صوت العداله الانسانیه» است که جرج جرداق مسیحی بهترین سالهای جوانی اش را صرف تحقیق و نگارش آن کرده است.
🔸جرج جرادق.در این کتاب با بیانی حسرت آمیز درباره علی (ع) مینویسد : ای دنیا چه میشد اگر همه نیروهایت را در هم میفشردی و دوباره شخصیتی مانند علی با آن عقل، قلب، زبان و شمشیر نمودار میکردی؟
وی درباره امام علی (ع) در تفکر مسیحیت مینویسد : اگر به برخی از آثار اروپایی در قرون وسطی نگاهی بیندازیم درمییابیم که بسیاری از مردم به امام علی (ع) به دلیل شباهت سخنان و روش امام به مسیح (ع)، به عنوان یک قدیس مینگرند.
🔸هادی خسروشاهی، مترجم کتاب، در یادداشتی بر چاپ دهم آورده است:« خود جرج جرداق در سفر چهار سال پیش ( سال 1375) خود به ایران به من گفت : من خود را کوچکتر از آن می دانم که بتوانم اندیشه های علی را توضیح دهم . جرداق افزود اگر دنیای غرب، شخصیتی مثل علی داشت، امروز در سراسر دنیا با برگزاری همایشها و تإسیس آکادمی ها و پژوهشکده ها ، به ارزیابی اندیشه های او می پرداخت و برای بشریت راه نو نشان می داد، اما مردم عرب و مسلمان با داشتن این گوهر گرانبهای ناشناخته در میان خود، متاسفانه نتوانسته اند نه او را بشناسند و نه از اندیشه های او در پیشبرد اهداف خود بهرمند شوند. علی یک انسان مافوق بشری است و هر چه درباره او بنویسیم و بگوییم باز کم گفته ایم... و کتاب من در واقع قطره ای است از دریا و ژرفای دریا را چه کسی می تواند بشکافد و به عمق و حقیقت آن برسد ما فقط جرعه ای از آن را می نوشیم... همین و بس»
🔸جرج جرداق در جایی گفته است : عدهای از مردم کشورهای حوزه خلیج فارس و مصر به من پیشنهاد میکردند که مثلا در مورد عمر و یا دیگران هم بنویسم... اما من نپذیرفتم نه به این خاطر که بخواهم بگویم عمر و یا کس دیگری بد است؛ نه اصلا اینطور نبود، بلکه من پس از علی (ع) کسی را شایسته نوشتن ندیدم و تصمیم گرفتم که جز در مورد علی (ع) ننویسم.
🌹عید غدیر مبارک🌹
.
https://eitaa.com/pajoheshilam
.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
مراسم بزرگداشت روز مباهله در کلیسا
.
همزمان با روز مباهله پیامبر(ص) با مسیحیان نجران در سال 10 هجری، مراسمی با هدف ایجاد ارتباط بین ادیان، در کلیسای «پاسیون» منطقه «نئوکلنِ» برلین برگزار شد
در این مراسم قطعه شعر جاویدان گفتگوی میان حضرت زهرا(س) و حضرت علی(ع) که توسط گوته، پدرِ ادبیاتِ معاصرِ آلمان، سروده شده بود به صورت دکلمه اجرا شد
گوته در این سروده، دیالوگی میان دو تن از عزیزانِ پیامبر اسلام(ص) را به زبانی فاخر توصیف میکند
این مراسم به عکسهایی از مرقد شریف امیرالمومنین(ع) در محراب کلیسای پاسیون مزین شده بود.
@pajoheshilam
.