17.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خیلی وقته که ما رو نمیطلبی (:
- ʜɢᴀʏɴᴀʙᴀᴛ -
همونجایی که میگه ؛
ما را به جبر هم شده سر بهراه کن
خیری ندیدهایم از این اختیار ها
کربلایی حسین طاهریhttps___vesal.co_FTP_files_tracks_3_track_wojulBQUFy7VDQQed629mtR3NH6gkg_320.mp3
زمان:
حجم:
7.1M
عشقِ پدر
باعث عشق پسر شد (:
- ʜɢᴀʏɴᴀʙᴀᴛ -
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چه میشدم اگر ؛
علی مرتضی نداشتم(:
- ʜɢᴀʏɴᴀʙᴀᴛ -
قرار بود دیوار باغ رو روی سر خودش و یاراش
خراب کنن ؛
دیوارا کاهگلی بودن و دیوار رو خم کردن .
وقتی علی؏ پا گذاشت در باغ متوجه شد
اما نشست کنار سفره و با دست راست
غذا خوردن و با دست چپ دیوار رو نگه داشتن!
و بعد از تموم شدن دیوار رو با یک دست راست و
مستوی کردن (:
ــ فاتحِ خیبر دستی به دل ما هم بکش . .
- بابا؟
+ بله؟
- شما بابایِ من نيستيد، بابایِ من یک
رَدایِ سبز دارد، هميشه برایِ ما غذا میآورد،
کوله روی پشتش دارد؛ بابای من كه نبود،
بابا صدايش میزدم...
+ اسمش چه بود؟
- نمیدانم، پرسيدم، نگفت.
+ چه كارش داری؟
- میخواهم خبرِ خوش به او بدهم؛
خبر كشته شدنِ «علی»..
+ از اين خبر خوشحال میشود؟
- اری مطمئنم، او از خوشحالیِ من خوشحال میشد.
+ مرگِ علی را جلویِ او آرزو میکردی؟
- آری هميشه غذا كه میآورد؛ جلويش علی را نفرين میکردم،
او هم دستهایش را بالا میبُرد و میگفت:
خدایا مرگِ علی را برسان . .
- ʜɢᴀʏɴᴀʙᴀᴛ -
جنگ جمل تا چند لحظه دیگه آغاز میشد ؛
علی؏ اومدن میون دولشکر و فرمودن
ــ زبیر فرزند عوام کجاست؟ میخوام باهاش صحبت کنم
صدای اطرافیان اومد که اعتراض کردن
چرا با لباس شخصی به دیدار کسی میری
که غرق در سلاح است؟
ــ از او به من آسیبی نمی رسد جای نگرانی نیست!
زبیر آمد ؛
ــ ای اباعبدلله با چه انگیزه ای این کارو انجام میدی؟
+ برای خونخواهی عثمان!
- عثمان رو تو و همراهیات کشتی
پی باید از خودت خونخواهی کنی!
زبیر! یادته اون روزی رو که پیامبر
بهت گفتن
ــ علی رو دوست داری؟
+ چرا دوستش نداشته باشم؟
یادته پیامبر فرمودن روزی میاد که
در برابر علی قیام کردی و بهش ظلم میکنی؟
* کاش اون روزو نبینیم که قرار باشه جلوی
علی و آل علی بایستیم . . (: