_چطورمیتونم فراموشت کنم؟!
من هنوزباتوتویِ خیابوناپَرسه نزدم،فلافل تندنخوردیم،باهات سرشیرکاکائووپاستیل دعوانکردم،گازت نگرفتم،به جونت غرنزدم،بغلت نکردم،بوت نکردم،نبوسیدمت
_خودت بگوچطوری فراموشت کنم؟!
سپس گفت :
از دست نده ڪسی را کھ
وقتی اسمت را میبرد،
گویی مڪــانِ امنـی را توصیف میڪنـد
هدایت شده از 𝐩𝐚𝐢𝐧..!
لازمه یه نفر با مشت بکوبه تو صورتم و بگه اینقدر اورثینک نکن
رمز ورود به صندوق خاطرات ، شب و تاریکیه خود به خود قفلش باز میشه و دونه دونه یادآوری میشن برات ((: