eitaa logo
شـهداۍ گـمـنـام ( زندگی به سبڪ شهدا )
1.9هزار دنبال‌کننده
14.2هزار عکس
3.6هزار ویدیو
38 فایل
•❤️|شـهیـد ســید مــرتـضـے آویـنــے: در عالمـ رازےاست کہ جز بـہ بهـای خــون فـــــاش نمـیشـود.💖 ایــنــجــا⇦ 『قـطـعـہ‌اےاز بـهشـ😍ــت』 『شـهـدای گمنـام』(زندگی به سبـ💚ــڪ شهـدا) 🌹°تخریب چی ڪانال ☜ @Khomool2 🌹°بیسیم چی ڪانال ☜ @Hasibaa2
مشاهده در ایتا
دانلود
❣ شب عاشورا، سید احمد همه بچہ ها رو جمع ڪرد. شروع ڪرد براشون به حرفـــ زدن. گفتـــ "حر شب عاشورا توبہ ڪرد☝️ امام هم بخشیدش و بہ جمع خودشون راهش دادند🌱 بیایید ما هم امشبـــ حر امام حسین بشیمـ ، نصف شب🌌 ڪہ شد گفت: پوتین هاتون رو در بیارین بندهای پوتین ها رو بہ هم گره زد. بعد توے پوتین ها خاڪ ریختـــ و انداختشون روے دوشمون😭 گفتــ حالا بریم... چند ساعتـــ توے بیابون های ڪوزران پیاده رفتیم و عزاداری ڪردیم💔 اون شب احمد چیزهایـے رو زمزمہ میڪرد ڪہ تا اون موقع نشنیده بودم🥀 @parastohae_ashegh313
🌱🕊❣ کار هر روزش بود زمستان❄️ تابستان☀️ گرما و سرما صبح ها توی حیاط اذان می گفت و بزرگ و کوچک خانواده را برای نماز بیدار می کرد. در زندگی هیچ چیز بیشتر از این راضی اش نمی کرد که ببیند پسر و دختر هایش نماز می خوانند و روزه می گیرند😍🤲 همه کارها دقیق و منظم بود. رفت و آمد ها🚶‍♂ خواب و بیداری😴😵 دخل و خرج 💵 خورد و خوراک 🍲 و همه کارهای خانه، حساب کتاب دار و با برنامه بود ؛ مثل پادگان👌 حاج عشقعلی کاظمی مرد متدین ، مردمدار و زحمت کشی بود🤲✨ در بازار نجف آباد نجاری⚒ می کرد. نمازش را در مسجد بازار می خواند از همان کودکی دست پسر هایش👨‍👦 را می گرفت و به مسجد می برد سال هزار و سیصد و سی و هفت؛ احمد، در این خانه منظم و مذهبی ، در کوچه ملاصدرا از محله های قدیمی نجف آباد به دنیا آمد😍 🥀 @parastohae_ashegh313
🌱🌿🌾 در عمليات بيت المقدس گم شدم و از واحد خودم دور افتادم. گرسنه و تشنه و سرگردان😇 نمى دانستم راه از كدام طرف است. مى ترسيدم😓 به سمت دشمن بروم، چون دشمن و نيروهاى خودى در دو طرف من قرار داشتند. همين طورى، الله بختكى راه افتادم. خيلى زود به خاكريزى رسيدم. نگهبان ايست داد🚫 و گفت بيا نزديك. من از ترس😰 نمى توانستم قدم از قدم بردارم. به هر تقدير، ديگر فرار ممكن نبود. نزديك رفتم. پرسيد كيستى؟ جواب دادم ايرانى ام🇮🇷 از تيپ 25 كربلا. بدون اين كه توضيح بيش ترى بدهم گفت: 'مى دانستم ايرانى هستى و ساعت هاست سرگردانى. من آمده ام اين جا تا تو را نجات بدهم🤭 تشنه و گرسنه هم هستى، برايت آب🚰 و ميوه 🍒و خوراكى🍞 آورده ام'. حسابى به من رسيد، بعد گفت: 'از اين طرف👈 بروى به واحد خودت مى رسى'. تعجب كردم😦 كه او چه طور از وضعيتم خبر داشت. يعنى كسى مرا ديده و او را فرستاده بود دنبالم؟ بالاخره هم نفهميدم🤷🏻‍♂ @parastohae_ashegh313
💠امام خامنه ای : همین‌ شما جوان ها ، در منطقه‌ توانستید آمریکای مستکبر‌ را‌ به‌ زانو‌ در بیاورید و شکست دهید.✌️ @parastohae_ashegh313
تواضع و فروتنے عباس😍 باور نڪردنی بود همیشہ عادتـــ داشت وقتے من وارد اتاق میشدم بلند میشد و بہ قامتـــ مےایستاد یڪ روز وقتے وارد شدم روی زانویش ایستاد ترسیدم😥 گفتم عباس چیزی شده؟!!! پاهات چطورن؟😱 خندید😍 و گفتـــ : نه شما بد عادت شدید من همیشہ جلوی تو بلند میشم امروز خستم به زانو ایستادم میدونستم اگر سالم بود بلند میشد و مےایستاد🧐 اصرار کردم که بگہ چه ناراحتیی داره بعد از اصرار زیاد من گفتــ : چند روزی بود ڪہ پاهام رو از پوتین درنیاورده بودم😳 انگشتان پاهام پوسیده نمیتونم روے پاهام بایستمـ😔 عباس با همان حال، صبح روز بعد بہ منطقہ جنگـــ مےرفت این اتفاق بہ من نشان داد ڪہ حاج عباس ڪریمی از بندگان خاص خداوند استــ @parastohae_ashegh313
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
هرچند سخت اما مهم رفتن است که ما نیز در حال رفتنیم ربنا افرغ علینا صبرا وثبت اقدامنا وانصرنا علی القوم الکافرین ( بقره : ۲۵۰) @parastohae_ashegh313
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
شهـــ❣ـادت فرصتـــ رسوایی دل های عـــاشق 💘 شهادتـــ فرصتے استـــ برای رسوایی دلهاے عاشق🕊 و آگاهے مردم از خوبےهای خوبانے ڪہ گمنام بوده اند🕊 و محل اثباتـــ صداقتـــ و شجاعتــ مدافعان حق استــ.❣ @parastohae_ashegh313
بعد از شهادتــ🥀ــــ مجید، دوستاش خبر دادند ڪہ فکر میڪنیم مجید بہ فلان رستوران بدهکار بوده. جویاے قضیہ شدم فهمیدم بہ آن رستوران سفارش کرده بوده ڪہ هرشب سه غذا🍲 سمتـــ مهرآباد بفرستند و هرماه پولش را حسابــ مےکرد. یڪبار دوتا بچه👨‍👦 آمدند و سراغ مجید را گرفتند💔 گفتند از وقتے آقا مجید شهید شده ڪسی بہ ما سر نمےزنه😔 🌷 @parastohae_ashegh313