eitaa logo
پارچه سرای متری ونوس
13.4هزار دنبال‌کننده
14.4هزار عکس
1.8هزار ویدیو
9 فایل
بسم الله الرحمن الرحیم فروش انواع پارچه های #متری 💥ارسال به سراسر کشور💥 برای سفارش به ایدی زیر پیام بدید👇👇 ثبت شفارس به ایدی زیر @sefaresh_venos ادمین تبادل ایدی زیر @Mhmd490 رضایت مندی و کد پیگیری ارسالی ها👇 @rezayat_mushtari
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
صلے الله علیڪ یا ابا عبدالله (ع) مثل یڪ دیوانہ و چشم انتظار فصل مےشمارم روز و شب را تا ، یا حسین ❤️ ⚜️🌹 🎀 @RomaneMazhabi 🎀 🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃
✨﷽✨ 📝❣ «أَلا بِذِكرِ اللَّهِ تَطمَئِنُّ القُلُوبُ» استادی می فرمود : این آیه معنایش ایـن نیست که با ذکر خدا دل آرام می گیرد ؛ این جمله یعنی خدا می گوید : جوری ساخته ام تو را که جز با یاد من آرام نگیری !!! تفاوت ظریفی است! اگر بیقراری ؛ اگر دلتنگی ؛ اگر دلگیری ؛ گیر کار آنجاست که هزار یاد، جز یاد او، در دلت جولان می‌دهد !!! ❤️ ↶【به ما بپیوندید 】↷ ✾••✦🌹✦••✾ ✾ 🎀 @RomaneMazhabi 🎀 🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃
قلب زیباترین حرف ها را می داند و مغز بهترین کارها را میشناسد افسوس که می دانیم و می توانیم اما بهترین حرف ها را نمیگوییم و بهترین کارها را انجام نمی دهیم 🎀 @RomaneMazhabi 🎀 🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃
💚قال الإمام الرضا علیه‌السلام: 💠 اِیَّاکُمْ وَ سُوءَ الْخُلْقِ فَاِنَّ سَیِّئَ الْخُلْقِ فِي النَّارِ لامَحَالَةَ 😤 از بداخلاقی بپرهیزید زیرا بداخلاق بدون تردید در آتش است. 📚 عیون أخبارالرضا علیه‌السلام ۱/۳۴ ✨✨✨✨✨✨✨✨ 💚امام رضا علیه السلام: هر که از پدر و مادرش سپاسگزاری نکند، از خداوند سپاسگزاری نکرده است 📚میزان الحکمه، جلد ۱۳، صفحه ۴۹۱ 🎀 @RomaneMazhabi 🎀 🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃
✅یادمون باشه؛ زندگی مشترک، مثل یک پل می‌مونه... پلی که پایه‌های آن روی دوش دو نفر، یعنی زن و شوهر بنا شده اگه هر کدام از آنها در نیمه‌ی راه جا خالی بدهند؛ این پل فرو می‌ریزد! 🎀 @RomaneMazhabi 🎀 🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃
✨﷽✨ ✨ اگر نمی‌توانی به کسی امید بدهی نا امیدش نکن؛ اگر شنونده خوبی هستی رازدار خوبی هم باش اگر نمی‌توانی زخمی را مرحم کنی، نمک هم نباش یک کلام انسان باش .. 🎀 @RomaneMazhabi 🎀 🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃
پارچه سرای متری ونوس
°❀°🌺°❀°‌🌺°❀°🌺°❀°🌺 📖داستان زیبا از سرنوشت واقعی 📝 #نسل_سوختــه #قسمت_بیست_و_نهم ✍((هادی های خدا))
°❀°🌺°❀°‌🌺°❀°🌺°❀° 📖داستان زیبا از سرنوشت واقعی 📝 ✍((دعوتنامه )) 🌷اون شب، بالشتم از خیس بود. از شادی گریه می کردم. تا اذان صبح خوابم نبرد. همون طور دراز کشیده بودم و به خدا و تک تک اون حرف ها فکر می کردم. 🍃اول، جملاتی که کنار تصویر اون شهید بود، هر کس که مرا طلب کند می یابد. 🌷من ۴ سال، با وجود بچگی، توی بدترین شرایط، خدا رو طلب کرده بودم و حالاو حالا خدا خودش رو بهم نشون داد. خودش و مسیرش و از زبان اون شخص بهم گفت: این مسیر، و درده اگر قدم بردار و الا باید مورچه ای جلو بری. تازه اگه گم نشی و دور خودت نچرخی. ⌚️به ساعت نگاه کردم، هنوز نیم ساعت تا اذان باقی مونده بود. از جا بلند شدم و رفتم وضو گرفتم. 🌹جا نمازم رو پهن کردم و ایستادم. ساکت، بی حرکت، غرق در یک سکوت بی پایان. – خدایا، من مرد راهم، نه از درد می ترسم نه از هیچ چیز دیگه ای. تا تو کنار منی تا شیرینی زیبای دیدنت، پیدا کردنت، و شیرینی امشب با منه؟ من از سوختن نمی ترسم. تنها ترس من از دست دادن توئه. رهام کنی و از چشمت بیوفتم. پس دستم رو بگیر و من رو تعلیم بده. 🍃استادم باش برای عاشق شدن که من هیچ چیز از این راه نمی دونم. می خوام تا ته خط اون حدیث قدسی برم. می خوام عاشقت باشم . می خوام عاشقم بشی. 🙌دست هام رو بالا آوردم، نیت کردم و الله اکبر … هر چند فقط برای فرصت بود، اما اون شب، اون اولین من بود. نمازی که تا قبل، فقط شیوه اقامه اش رو توی کتاب ها خونده بودم. اون شب، پاسخ من شده بود، پاسخ من به دعوتنامه خدا. 🌹چهل روز، توی دعای دست هر نمازم، بی تردید اون حدیث قدسی رو خوندم و از خدا، خودش رو خواستم. فقط خودش رو تا جایی که بی واسطه بشیم. 💖من و خودش و فقط عشق و این شروع داستان جدید من و خدا شد. 🍃هادی های خدا، یکی پس از دیگری به سمت من می اومدن. هیچ سوالی بی جواب باقی نمی موند. تا جایی که قلبم آرام گرفت. 🌷حتی رهگذرهای خیابان، هادی های لحظه ای می شدند. 🔸واسطه هایی که خودشون هم نمیدونستن. 🌷و هر بار، در اوج فشار و درد زندگی، لبخند و شادی عمیقی وجودم رو پر می کرد. خدا، بین پاسخ تک تک اون هادی ها، خودش رو، محبتش رو ، وجهش رو بهم نشون می داد. ✨معلم و استاد من شد. 🌹من سوختم. اما پای تصویر اون ، تصویری که با دیدنش من رو در مسیری قرار داد که به هزاران سوختن می ارزید. و این آغاز داستان عاشقانه من و خدا بود. ✍ادامه دارد...... 🎀 @RomaneMazhabi 🎀 🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
ما مصیبٺ زده ے ڪرب ‌و ‌بلاییم حسین بال و پر سوختہ ے آل عباییم حسین بس ڪه خون دل از این دیده زغمهاے تو رفٺ همنشین لب دریاے بُڪاییم حسین ❤️ 🎀 @RomaneMazhabi 🎀 🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃
❁﷽❁ بَخشَـ‌نْدِه تـو 🍂 خُدایِ کَـ‌رَمْ تو 🍂 جَواد تـ‌و 🍂 إبْنُ الرِضـ‌ٰا تـ‌و 🍂 حَضرتِ بٰابُ المـ‌ُرادْ تـ‌و 🍂 🎀 @RomaneMazhabi 🎀 🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃
🌸🍃🌸🍃 روباه و خروس شنیدم که خروسی بود جهان‌ گردیده و دام‌ های مکر، دریده. روزی پیرامُن ده به تماشای بوستانی می‌ گشت، بانگی بکرد. روباهی در آن حوالی بشنید. طمع در خروس کرد و به حرصی تمام دوید تا به نزدیک خروس رسید. خروس از بیم بر دیوار جست. روباه گفت از من چرا می‌ ترسی، پادشاه وقت فرموده است که هیچ‌ کس مبادا بر کس بیداد کند، چنان که کبوتر هم آشیانه‌ عقاب باشد و سگ در پوستین روباه نیفتد. خروس در میانه‌ سخن او گردن دراز کرد و سوی راه می‌ نگرید. روباه گفت چه می‌ نگری؟ گفت جانوری می‌ بینم که از جانب این دشت می‌ آید، با دم و گوش‌ های بزرگ، چنان می‌ آید که باد به گردش نرسد. روباه را از این سخن، سنگ نومیدی در دندان آمد، ناپروا و سراسیمه پناهگاهی می‌ طلبید. خروس گفت بیا تا بنگریم که این حیوان باری کیست؟ روباه گفت این علامات که تو شرح می‌ دهی، دلیل آن می‌ کند آن سگ تازی است و مرا از دیدار او خرمی نباشد. خروس گفت پس نه تو می‌ گویی که پادشاه ندا در داده است که کس را بر کس دشمنی نرسد. روباه گفت بلی، اما امکان دارد که این سگ نشنیده باشد. 🎀 @RomaneMazhabi 🎀 🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃