eitaa logo
پَرسه
529 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
797 ویدیو
7 فایل
پرسه جایی است برای بهره بردن از مطالب گوناگون در عرصه‌های مختلف ارتباط با مدیر کانال @Mt_Arefian
مشاهده در ایتا
دانلود
‌ 💠 یکم اردیبهشت‌ماه سالگرد رحلت علامه اقبال لاهوری زندگی‌نامه محمد اقبال لاهوری یا علامه اقبال (۱۸ آبان ۱۲۵۶ تا ۱ اردیبهشت ۱۳۱۷) شاعر، فیلسوف، سیاست‌مدار و متفکر مسلمان پاکستانی بود که اشعار زیادی نیز به زبان‌های فارسی و اردو سروده است. اقبال نخستین کسی بود که اندیشۀ یک کشور مستقل را برای مسلمانان هند مطرح کرد که سرانجام منجر به ایجاد کشور پاکستان شد. اقبال در این کشور به‌طور رسمی «شاعر ملی» خوانده می‌شود. دورۀ کودکی و نوجوانی محمد اقبال لاهوری در آبان‌ماه سال ۱۲۵۶ شمسی در یک خانوادۀ متدین در شهر سیالکوت ایالت پنجاب پاکستان به دنیا آمد. پدرش بازرگان بود و اجدادش همه از برهمنان کشمیر بودند که در قرن هفدهم به دین اسلام مشرف گشتند. اقبال دوران کودکی و نوجوانی را در زادگاهش گذراند. زبان‌های فارسی و عربی را در مدارس آنجا و به روش سنتی فرا گرفت و با مقدمات علوم اسلامی و معارف قرآنی آشنا شد. سپس در مدرسه‌ای با نام «اسکاچ میشن» به فراگیری اصول و مبادی علوم جدید مشغول شد. آموزش معارف پدرش شیخ نور محمد، باآنکه پیشه دوزندگی داشت، اوقات خود را در مصاحبت اهل سلوک می‌گذراند و با شعر و ادب عرفانی آشنا بود و خصوصاً به محی‌الدین ابن‌عربی ارادت تمام داشت و در خانه کتاب‌های «فصوص الحکم» و «فتوحات مکیه» را مطالعه می‌کرد. آشنایی اقبال با مقدمات عرفان نظری و الفاظ و اصطلاحات خاص آن، از همین روزگار آغاز شد. فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی اقبال در دوران جنگ جهانی اول در جنبش خلیفه که جنبشی اسلامی بر ضد استعمار بریتانیا بود، عضویت داشت. وی با مولانا محمد علی و محمد علی جناح همکاری نزدیک داشت. وی در سال ۱۹۲۰ میلادی در مجلس ملی هندوستان حضور داشت؛ اما ازآنجاکه گمان می‌برد در این مجلس اکثریت با هندوهاست، پس از انتخابات ۱۹۲۶ وارد شورای قانون‌گذاری پنجاب شد که شورایی اسلامی‌بود و در لاهور قرار داشت. اقبال در ۱۹۳۰ به‌عنوان رئیس اتحادیۀ مسلمانان در الله‌آباد، و سپس در ۱۹۳۲ در لاهور انتخاب شد. اقبال همواره می‌کوشید که مردم را آگاه کند و از بند استعمار برهاند؛ ازاین رو نگاهی ژرف به کشورهای استعمارشدهٔ اسلامی پیرامون خود داشت و با نظر به ویژگی‌های سیاسی آن زمان و اندیشه‌های اسلامی، او پذیرش ویژه‌ای پیدا کرد. دلیل دیگر چهرهٔ فرامرزی وی را می‌توان در پیوستگی فرهنگی و تاریخی و مذهبی کشورش با برخی کشورهای همسایه مانند ایران و افغانستان دانست. اقبال و فلسفه اقبال یکی از فیلسوفان بزرگ اسلام است که منبع فکرشان با قرآن ارتباط دارد. اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاری‌ها از اعتماد به یونانی‌ها ناشی شده است. ازنظر وی ازآنجاکه روح قرآن به امور عینی توجه داشت و فلسفهٔ یونانی به امور نظری می‌پرداخت، کوشش مسلمانان برای فهم قرآن از منظر تعالیم یونانی محکوم به شکست است. رحلت بیماری کلیه در سال ۱۹۲۴ به سراغ اقبال لاهوری آمد؛ اما طبیب مشهور هندی حکیم «عبدالوهاب انصاری» او را معالجه کرد، و اقبال حدود ۱۰ سال دیگر به فعالیت پرداخت؛ ولی از سال ۱۹۳۴ به بیماری‌های مختلفی مانند کم‌شنوایی و کم‌بینی دچار شد و به‌تدریج دچار کسالتی ممتد شد. علامه اقبال لاهوری پس از عمری مجاهدت در عرصه‌های علمی و ادبی و سیاسی براثر شدت یافتن بیماری در یکم اردیبهشت ۱۳۱۷ (۲۱ آوریل ۱۹۳۸) در ۶۶سالگی از دنیا رفت و پیکرش در جوار «مسجد پادشاهی لاهور» به خاک سپرده شد. آثار اقبال نالهٔ یتیم نخستین اثر اقبال بود. وی آن را در سال ۱۸۹۹ در جلسۀ سالیانۀ انجمن حمایت‌الاسلام در لاهور خواند. برخی از آثار اقبال عبارت‌اند از: علم‌الاقتصاد تاریخ هند اسرار خودی (منظوم، فارسی) رموز بیخودی (منظوم، فارسی) پیام مشرق (منظوم، فارسی) بانگ درا زبور عجم (منظوم، فارسی) جاویدنامه (منظوم، فارسی) پس چه باید کرد ای اقوام شرق (منظوم، فارسی) احیای فکر دینی در اسلام (انگلیسی) توسعهٔ (سیر) حکمت در ایران (انگلیسی) مثنوی مسافر بال جبرئیل ضرب کلیم ارمغان حجاز یادداشت‌های پراکنده برای گشت‌وگذار در سرزمین‌های گوناگون پرسه را لمس کنید 👇 ✨ پـــــرســه | @parse_no
‌ 💠 یکم اردیبهشت‌ماه سالگرد رحلت علامه اقبال لاهوری 📸 نمایی از مسجد پادشاهی لاهور، آرامگاه علامه اقبال لاهوری برای گشت‌وگذار در سرزمین‌های گوناگون پرسه را لمس کنید 👇 ✨ پـــــرســه | @parse_no
‌ 🍃 آثار خودی پیکر هستی ز آثار خودی است هرچه می‌بینی ز اسرار خودی است خویشتن را چون خودی بیدار کرد آشکارا عالم پندار کرد صد جهان پوشیده اندر ذات او غیر او پیداست از اثبات او در جهان تخم خصومت کاشته است خویشتن را غیر خود پنداشته است سازد از خود پیکر اغیار را تا فزاید لذت پیکار را بهر یک گل خون صد گلشن کند از پی یک نغمه صد شیون کند خامۀ او نقش صد امروز بست تا بیارد صبح فردایی به دست شعله‌های او صد ابراهیم سوخت تا چراغ یک محمد برفروخت وسعت ایام جولانگاه او آسمان موجی ز گرد راه او برای گشت‌وگذار در سرزمین‌های گوناگون پرسه را لمس کنید 👇 ✨ پـــــرســه | @parse_no
‌ 💠 شهید رئیسی بر سر مزار اقبال لاهوری 📸 تصویری از رئیس‌جمهور شهید و عزیز جمهوی اسلامی، حضرت آیت‌الله رئیسی رضوان‌الله‌علیه که در سفر خود به پاکستان در اردیبهشت ۱۴۰۳، ضمن حضور در مجموعه قلعه شاهی شهر لاهور، پس از تقدیم تاج گل و ادای احترام به آرامگاه اقبال لاهوری، برای این دانشمند بزرگ اسلامی فاتحه‌ای قرائت کرد. برای گشت‌وگذار در سرزمین‌های گوناگون پرسه را لمس کنید 👇 ✨ پـــــرســه | @parse_no
هدایت شده از انقلاب اسلامی
‌ 💢 مذاکره با شیطان در کلام امام شهید ۳۰ 🌷 حضرت امام خامنه‌ای روحی‌فداه: رابطه و مذاکره با دولت امریکا، به حال ملت ایران هیچ فایده‌ای ندارد. امروز از چیزهای جالب این است که دست‌های امریکایی و تبلیغات امریکایی در دنیا این‌گونه شایع می‌کنند که ملت ایران مشکلاتی دارد؛ راه‌حل و کلید این مشکلات هم این است که بیاید با امریکا مذاکره کند. تو گفتی و من باور کردم! مذاکره، هیچ فایدۀ قابل ذکری برای ملت ایران ندارد. البته ضررهایی دارد که بعد عرض می‌کنم؛ اما اصلاً فایده ندارد. کسی که خیال کند اگر ما با امریکا مذاکره کردیم، محاصرۀ اقتصادی و قانون «داماتو» و... از بین خواهد رفت، اشتباه کرده است. اولاً هرکدام از رفتارهای امریکا با ایران، بعد از مدتی محکوم به شکست شده است. مگر بار اولی است که اینها این‌طور با ما رفتار می‌کنند؟ مگر بار اولی است که تهدید می‌کنند؟ مگر بار اولی است که محاصرۀ اقتصادی می‌کنند؟ مگر بار اولی است که اینها راه می‌افتند و به این کشور و آن کشور می‌گویند که شما با ایران فلان معامله را نکنید، یا فلان قرارداد را نبندید؟ بار اول که نیست؛ همیشه این‌طور کرده‌اند. ما در این هجده، نوزده سال، همۀ پیشرفت‌هایی که به‌دست آورده‌ایم، همۀ کارهای برجسته‌ای که دولت‌های ما در این چند سال کرده‌اند، در همان حالی بوده که امریکا نمی‌خواسته است. مگر به خواست امریکاست؟! (۱۳۷۶/۱۰/۲۶). @Enghelabe_Islami
‌ 💠 یکم اردیبهشت‌ماه سالگرد درگذشت محمدتقی بهار (ملک‌الشعرا) محمد‌تقی بهار ملقب به ملک‌الشعرا و متخلص به بهار، شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار، تاریخ‌نگار و سیاست‌مدار مشهور ایرانی در اول آذرماه ۱۲۶۵ خورشیدی در مشهد متولد شد. اشعار بهار آینهٔ روشنی از تحولات اجتماعی و سیاسی ایران در یکی از برهه‌های بسیار مهم تاریخی کشور است. جملهٔ اهل ادب، محمدتقی بهار را سیاست‌مداری آزادی‌خواه، شاعری نوپرداز و استاد مسلّم نظم و نثر ادب پارسی می‌دانند که در دورهٔ معاصره ایران بسیار اثرگذار است. او با ریختن مضامین نو و تازه در قالب‌های سنتی شعر، توانست تحولی اساسی در عرصۀ ادب ایرانی به‌وجود آورد؛ ازین‌رو او را «احیاگر قالب قصیده» می‌دانند. ملک‌الشعرا در اول اردیبهشت ۱۳۳۰ خورشیدی در تهران درگذشت. دیوان شعر بهار آینه‌ٔ تما‌م‌قد زندگی و مبارزات سیاسی و اندیشه‌های تحول‌آفرین اوست و تبلوری از آشوب‌های رفته بر ایران در مقطعی از تاریخ این کشور است. برای گشت‌وگذار در سرزمین‌های گوناگون پرسه را لمس کنید 👇 ✨ پـــــرســه | @parse_no
‌ 🌷شهید حکیم حضرت امام خامنه‌ای قدس‌سره: 🔹قصیده‌های ملک‌الشعرا مرا خیلی به خودش جلب می‌کرد من شعرای معاصر را تقسیم می‌کنم به شعرایی که غزل‌سرا بودند، شعرایی که قصیده‌سرا بودند، و شعرایی که نوسرا بودند. هرکدام چند نفری هستند که من به ایشان علاقه داشتم. در غزل، مرحوم «امیری فیروزکوهی» است... یکی مرحوم «رهی معیّری» بود که او را از نزدیک ندیده بودم؛ یکی مرحوم «شهریار» بود که از شعرش خیلی خوشم می‌آمد. با ایشان هم آشنا بودم. البته من بعد از انقلاب با ایشان آشنا شدم... در درجۀ اول، قصیده‌سرا «ملک‌الشّعرای بهار» بود که قصیده‌هایش مرا خیلی به خودش جلب می‌کرد. 📌 بیانات در دیدار جمعی از جوانان، ۱۳۷۷/۰۲/۰۷ برای گشت‌وگذار در سرزمین‌های گوناگون پرسه را لمس کنید 👇 ✨ پـــــرســه | @parse_no
‌ 🍃 کار ایران با خداست 🔹سروده‌ای از ملک‌الشعرا بهار در وصف دورۀ سیاه پهلوی و نقد آن، در قالب مستزاد با شه ایران ز آزادی سخن گفتن خطاست کار ایران با خداست مذهب شاهنشه ایران ز مذهب‌ها جداست کار ایران با خداست شاه مست و شیخ مست و شحنه مست و میر مست مملکت رفته ز دست هر دم از دستان مستان فتنه و غوغا به‌پاست کار ایران با خداست مملکت کشتی، حوادث بحر و استبداد خس ناخدا عدل است و بس کار پاس کشتی و کشتی‌نشین با ناخداست کار ایران با خداست پادشه خود را مسلمان خوانَد و سازد تباه خون جمعی بی‌گناه ای مسلمانان، در اسلام این ستم‌ها کی رواست؟ کار ایران با خداست باش تا خود سوی ری تازد ز آذربایجان حضرت ستارخان آن‌که توپش قلعه‌کوب و خنجرش کشورگشاست کار ایران با خداست باش تا بیرون ز رشت آید سپهدار سترگ فرّ دادار بزرگ آن‌که گیلان ز اهتمامش رشک اقلیم بقاست کار ایران با خداست باش تا از اصفهان صمصام حق گردد پدید نام حق گردد پدید تا ببینیم آن‌که سر ز احکام حق پیچد کجاست کار ایران با خداست خاک ایران، بوم و برزن از تمدن خورد آب جز خراسان خراب هرچه هست از قامت ناساز بی‌اندام ماست کار ایران با خداست برای گشت‌وگذار در سرزمین‌های گوناگون پرسه را لمس کنید 👇 ✨ پـــــرســه | @parse_no
‌ ✨🌸در محضر نهج‌البلاغه🌸✨ 💠 اتحاد با مردم ◽️والْزَموا السَّوادَ الأعْظَمَ، فإنَّ يَدَ اللّهِ مَع الجَماعةِ، وَإيّاكُم وَالفُرْقَةَ، فإنَّ الشّاذَّ مِن النّاسِ للشَّيطانِ، كما أنّ الشّاذَّ مِن الغَنَمِ للذِّئبِ؛ با اكثريت [دين‌دار] جامعه همراه شويد؛ زيرا دست خدا با جماعت است؛ و از پراكندگى بپرهيزيد كه جداشده از مردم، طعمۀ شيطان است؛ همچنان‌كه گوسفند جداشده از رمه، طعمۀ گرگ است. 📚 نهج‌ البلاغه، خطبۀ ۱۲۷. @parse_no
‌ 💠 یکم اردیبهشت‌ماه سالگرد درگذشت سهراب سپهری سهراب سپهری، شاعر، نویسنده و نقاش برجستۀ معاصر در نیمۀ مهر ۱۳۰۷ خورشیدی متولد شد. او که «شاعر طبیعت» نیز لقب گرفته است، در زندگی‌نامۀ خودنوشتش می‌نویسد: «من کاشی‌ام. اما در قم متولد شده‌ام. شناسنامه‌ام درست نیست. مادرم می‌داند که من روز چهاردهم مهر (۱۶ اکتبر) به دنیا آمده‌ام. درست سر ساعت ۱۲. مادرم صدای اذان را می‌شنیده است... من کودکی رنگینی داشته‌ام. دوران خردسالی من در محاصرۀ ترس و شیفتگی بود». سپهری دهۀ اول و دوم زندگی خود را با علم و هنر به‌سر آورد. به کشورهای گوناگونی سفر کرد و علم و تجربه آموخت. در سال ۱۳۳۰ نخستین مجموعۀ شعر نیمایی خود را با نام «مرگ رنگ» منتشر کرد و در سال ۱۳۳۲ به دریافت نشان درجۀ اول علمی نایل آمد. در اشعارش مضامین و مفاهیم عرفانی و فلسفی دیده می‌شود. سپهری در اول اردیبهشت سال ۱۳۵۹ در تهران به علت ابتلا به بیماری سرطان خون درگذشت و در روستای مشهد اردهال واقع در اطراف کاشان به خاک سپرده شد. برای گشت‌وگذار در سرزمین‌های گوناگون پرسه را لمس کنید 👇 ✨ پـــــرســه | @parse_no
‌ 🍃 صدای پای آب اهل کاشانم روزگارم بد نیست تکه نانی دارم، خرده هوشی، سر سوزن ذوقی مادری دارم بهتر از برگ درخت دوستانی بهتر از آب روان و خدایی که دراین نزدیکی است لای این شب‌بوها پای آن کاج بلند روی آگاهی آب روی قانون گیاه من مسلمانم قبله‌ام یک گل سرخ جانمازم چشمه مهرم نور دشت سجادۀ من من وضو با تپش پنجره‌ها می‌گیرم در نمازم جریان دارد ماه جریان دارد طیف سنگ از پشت نمازم پیداست همه ذرات نمازم متبلور شده است من نمازم را وقتی می‌خوانم که اذانش را باد گفته باشد سر گلدستۀ سرو من نمازم را پی تکبیرة‌الاحرام علف می‌خوانم پی قد قامت موج کعبه‌ام بر لب آب کعبه‌ام زیر اقاقی‌هاست کعبه‌ام مثل نسیم می‌رود باغ به باغ می‌رود شهر به شهر حجرالاسود من روشنی باغچه است... برای گشت‌وگذار در سرزمین‌های گوناگون پرسه را لمس کنید 👇 ✨ پـــــرســه | @parse_no
‌ 🍃 پشت دریاها قایقی خواهم ساخت خواهم انداخت به آب دور خواهم شد از این خاک غریب که در آن هیچ‌کسی نیست که در بیشۀ عشق قهرمانان را بیدار کند قایق از تور تهی و دل از آرزوی مروارید همچنان خواهم راند نه به آبی‌ها دل خواهم بست نه به دریاـپریانی که سر از خاک به‌در می‌آرند و در آن تابش تنهایی ماهی‌گیران می‌فشانند فسون از سر گیسوهاشان همچنان خواهم راند همچنان خواهم خواند: دور باید شد، دور... مرد آن شهر اساطیر نداشت زن آن شهر به سرشاری یک خوشۀ انگور نبود هیچ آیینۀ تالاری، سرخوشی‌ها را تکرار نکرد چالۀ آبی حتی، مشعلی را ننُمود دور باید شد، دور... شب سرودش را خواند نوبت پنجره‌هاست همچنان خواهم خواند همچنان خواهم راند پشت دریاها شهری است که در آن پنجره‌ها رو به تجلی باز است بام‌ها جای کبوترهایی است که به فوارۀ هوش بشری می‌نگرند دست هر کودک ده‌سالۀ شهر، شاخۀ معرفتی است مردم شهر به یک چینه چنان می‌نگرند که به یک شعله، به یک خواب لطیف خاک، موسیقی احساس تو را می‌شنود و صدای پر مرغان اساطیر می‌آید در باد... پشت دریاها شهری است که در آن وسعت خورشید به‌اندازۀ چشمان سحرخیزان است شاعران وارث آب و خرد و روشنی‌اند پشت دریاها شهری است قایقی باید ساخت... برای گشت‌وگذار در سرزمین‌های گوناگون پرسه را لمس کنید 👇 ✨ پـــــرســه | @parse_no