eitaa logo
『 پَــروانگے‌ ! 🇵🇸 』
2.4هزار دنبال‌کننده
808 عکس
98 ویدیو
22 فایل
﹝فُرصٺ‌پَـروانـگےمابینِ‌دَسٺانِ‌من‌اسٺ درفضایِ‌ٺنگِ‌آغـوشم‌بیاپروازڪن...!﹞ حــَرفــٰاتون↓ ↳﹝ @dell_tangii﹞ مدیــرمۅن↓ ↳﹝ @parvanegii﹞ شرایط↓ ↳﹝ @sharaet_parvanegi_2021﹞ تبلیغات↓ https://eitaa.com/joinchat/1487930112Cd5c310e460
مشاهده در ایتا
دانلود
یاری اندر کس نمی​بینیم یاران را چه شد دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاست خون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شد کس نمی​گوید که یاری داشت حق دوستی حق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد لعلی از کان مروت برنیامد سال​هاست تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد… 🌸🌸 ✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
[🌞] زندگی فردا نیست زندگی امروز است زندگی قصه عشق است و امید صحنه غمها نیست به چه می‌اندیشی نگرانی بیجاست چون خدا با توست!!(: 🦋||@parvanegi_2021
ما گشته ایم، نیست، تو هم جستجو مکن آن روزها گذشت، دگر آرزو مکن دیگر سراغ خاطره های مرا مگیر خاکستر گداخته را زیر و رو مکن در چشم دیگران منشین در کنار من ما را در این مقایسه بی آبرو مکن راز من است غنچه ی لب های سرخ تو راز مرا برای کسی بازگو مکن دیدار ما تصور یک بی نهایت است با یکدگر دو آینه را روبه رو مکن ✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
چون تو با بد، بد کنی پس فرق چیست؟ ✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
دوستت‌ می‌‌دارم! چونان‌ بلوطی‌ که‌ زخم‌ یادگارِ عشقی‌ برباد رفته‌ را! ستاره‌ای‌ که‌ شب‌ را برای‌ چشمک‌ زدن! و پرنده‌ای‌ اسیر که‌ پرنده‌ی‌ آزادی‌ را! تا رهایی‌ به‌ بار بنشیند، آن‌ سوی‌ حیرانی‌ِ میله‌های‌ قفس‌! ||@parvanegi_2021
بال و پر داری و بی بال و پری می کُشدم آسمان سهم تو و سهم من این پنجره ها 🌸🌸 ✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
قصه ی عشقِ غم انگیز، نمی فهمیدیم! وسعت حادثه را نیز نمی فهمیدیم زرد بودیم همه عمر ، ولی تا گفتند: علّت زردی پاییز؟ نمی فهمیدیم! نه ، نشد غارت یک دل بکنیم انگاری ما به اندازه ی چنگیز نمی فهمیدیم! سالها دربدرِ درک حقیقت بودیم شمس را گوشه ی تبریز نمی فهمیدیم فرقِ بین هوس و عشق کمی مبهم بود از دو چشم دغل و هیز نمی فهمیدیم! ما مترسک شده بودیم و چیزی غیر از اتفاق ِسرِ جالیز نمی فهمیدیم زندگی قصّه ی تلخی ست و مشکل این بود قصّه ی تلخ و غم انگیز نمی فهمیدیم! 🌸🌸 ✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
گفته بودم پیش از این، گلخانه ی رنگ من است حال می گویم جهان، پیراهن تنگ من است استخوان های مرا در پنجه، آخر خرد کرد آنکه می پنداشتم چون موم در چنگ من است دوستان همدلم ساز مخالف می زنند مشکل از ناسازی ساز بدآهنگ من است از نبردی نابرابر باز می گردم! دریغ دیر فهمیدم که دنیا عرصه ی جنگ من است مرگ پیروزی است وقتی دوستانت دشمن اند مرگ پیروزی است اما مایه ی ننگ من است از فراموشی چه سنگین تر به روی سینه؟کاش پاک می کردی غباری را که بر سنگ من است ✨🦋@parvanegi_2021🦋✨