『 پَــروانگے ! 🇵🇸 』
از می عشقت چنان مستم که نیست تا قیامت روی هشیاری مرا #عکس_نوشته #عطار ✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
گفتم اندر محنت و خواری مرا
چون ببینی نیز نگذاری مرا
بعد از آن معلوم من شد کان حدیث
دست ندهد جز به دشواری مرا
از می عشقت چنان مستم که نیست
تا قیامت روی هشیاری مرا
گر به غارت میبری دل باک نیست
دل تو را باد و جگرخواری مرا
از تو نتوانم که فریاد آورم
زآنکه در فریاد میناری مرا
گر بنالم زیر بار عشق تو
بار بفزایی به سر باری مرا
گر ز من بیزار گردد هرچه هست
نیست از تو روی بیزاری مرا
از من بیچاره بیزاری مکن
چون همی بینی بدین زاری مرا
گفته بودی کاخرت یاری دهم
چون بمردم کی دهی یاری مرا
پرده بردار و دل من شاد کن
در غم خود تا به کی داری مرا
چبود از بهر سگان کوی خویش
خاک کوی خویش انگاری مرا
مدتی خون خوردم و راهم نبود
نیست استعداد بیزاری مرا
نی غلط گفتم که دل خاکی شدی
گر نبودی از تو دلداری مرا
مانع خود هم منم در راه خویش
تا کی از عطار و عطاری مرا
🌸#عطار🌸
✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
در این طوفان که ماهی هم به دریا دل نخواهد زد
کجا با کشتیت بردی دلم را، ناخدای من!
🌸#فاضل_نظری🌸
✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
『 پَــروانگے ! 🇵🇸 』
آمدی؟ وَه که چه مشتاق و پریشان بودم...! #عکس_نوشته #سعدی ✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
عهد بشکستی و من بر سر پیمان بودم
شاکر نعمت و پرورده احسان بودم
چه کند بنده که بر جور تحمل نکند
بار بر گردن و سر بر خط فرمان بودم
خار عشقت نه چنان پای نشاط آبله کرد
که سر سبزه و پروای گلستان بودم
روز هجرانت بدانستم قدر شب وصل
عجب ار قدر نبود آن شب و نادان بودم
گر به عقبی درم از حاصل دنیا پرسند
گویم آن روز که در صحبت جانان بودم
که پسندد که فراموش کنی عهد قدیم
به وصالت که نه مستوجب هجران بودم
خرم آن روز که بازآیی و سعدی گوید
آمدی وه که چه مشتاق و پریشان بودم
🌸#سعدی🌸
✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
هدایت شده از اخبار خودرو
گفتہبودمبهتواینبار«شمـا»یادتهست؟
معنـےتوشدنترابہشمامیفهمی؟! (꧇🥀
ℯ𝒾𝓉𝒶𝒶.𝒸ℴ𝓂/ℬ𝒶𝒶𝓋𝒶𝓃...
نیست ممکن که دل ما ز وفا برگردد!
ما همانیم؛ اگر یار همان است که بود…!
#عکس_نوشته
#صائب_تبریزی
✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
『 پَــروانگے ! 🇵🇸 』
نیست ممکن که دل ما ز وفا برگردد! ما همانیم؛ اگر یار همان است که بود…! #عکس_نوشته #صائب_تبریزی ✨🦋@
لب لعل تو همان تلخ زبان است که بود
در نگین تو همان زهر نهان است که بود
حسن اهلیت خط هیچ اثر در تو نکرد
آتش خوی تو جانسوز چنان است که بود
دل سنگین ترا ناله ما نرم نکرد
حلقه زلف همان سخت کمان است که بود
شب زلفت ز خط سبز، سیه دل تر شد
این سیه کار همان دشمن جان است که بود
گرچه شد کشور حسن تو ز خط زیر و زبر
همچنان دیده به رویت نگران است که بود
خط بیرحم به انصاف نیاورد ترا
خشم و ناز و ستم و جور همان است که بود
خط ز رخسار تو هرچند قیامت انگیخت
چشم مستت به همان خواب گران است که بود
دل ما با تو چنان است که خود می دانی
گوشه چشم تو با ما نه چنان است که بود
نیست ممکن که دل ما ز وفا برگردد
ما همانیم اگر یار همان است که بود
گرچه نگذاشت اثر عشق تو از نام و نشان
دل ز داغت به همان مهر و نشان است که بود
گرچه شد باده حسن تو ز خط پا به رکاب
صائب از جمله خونابه کشان است که بود
🌸#صائب_تبریزی🌸
✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
خاطرات رفته را چون خواب می بینم ولی
کاش در جایی به جز کابوس خود می زیستم
#کتاب_ضد
#فاضل_نظری
✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
هدایت شده از ‹ ھیـٰاھو! ›
-
الا اے جان بـہ تن بازآ
وگرنـہ تَن بـہ جان آید .!🍂(:
سعدی
||•ʜᴇʏᴇᴀɴɪ❦︎•
قصه ی «فرهاد» دنیا را گرفت ای پادشاه!
دل به دست آوردن از کشور گشایی بهتر است!
🌸#فاضل_نظری🌸
✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
https://eitaa.com/joinchat/3597140032C5948985f76
رفقا کانالشون محشره، حتما یه سر بزنید😉
در لب خاموش ساغر گفتگو بسیار هست
پنبه چون مینای می از گوش می باید کشید
باده گلرنگ را با ساقیان گلعذار
بر رخ گلهای شبنم پوش می باید کشید
نیست هر افسرده را از گوهر عرفان خبر
حرف عشق از سینه پرجوش می باید کشید
#صائب_تبریزی
✨🦋@parvanegi_2021🦋✨