تا به جای نوش بارد نیش بر ما خاکیان
فتنه مشتی خاک زد بر خانهی زنبور باز
من که با خود برده بودم شور از میدان عشق
آمدم اینک که میدان را کنم پرشور باز
#محتشم_کاشانی
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
با عشق بتان چو اوفتادت سر و کار
خورشید شود همان به شادی بیدار
از دولت و از روزبِهی دل بردار
عاشق نبوَد روز بَد و دولت یار
#ازرقی_هروی
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
با من که به چشم تو گرفتارم و محتاج
حرفی بزن ای قلب مرا برده به تاراج...
#فاضل_نظری
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
از انفعال کوشش معذور ما مپرس
پر میزنیم چون مژه در آشیان لاف
گرد نفس چو صبح به گردون رساندهایم
زه کرده است تیر هوایی کمان لاف
#بیدل_دهلوی
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
هدایت شده از 『 ازطُچھپنهان :)؟! 』
اِی در دلم نشسته
از تو کُجا گُریزَم؟🌧🧡
زینهار از قرین بد، زنهار
وَ قِنا ربَّنا عَذابَ النّار
#سعدی
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
من پذیرفټهام برای آدمهاۍ اندڪ شمارۍ میشود حرف زد
برایشان رفیق بود و از سویشان امید رفاقټ داشټ...
#سید_محمد_مرکبیان
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
امشب از پیش من شیفتهدل، دور مَرو
نور چشم منی، ای چشمِ مرا نور، مرو
دیگران از نظرم گر بروند باکی نیست
تو که معشوقی و محبوبی و منظور، مرو
#اوحدی
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
اسیر بند گیسویت، کجا در بند جان باشد
زهی دیوانه عاقل، که در بندی چنان باشد
به دست باد گفتم جان فرستم باز میگویم:
که باد افتان و خیزان است و بار جان گران باشد
کسی بر درگه جانان ره آمد شدن دارد
که در گوش افکند حلقه، چو در بر آستان باشد
کسی کو بر سر کویت تواند باختن جان را
حرامش باد جان در تن، گرش پروای جان باشد
تو حوری چهره فردای قیامت گر بدین قامت
میان روضه برخیزی، قیامت آن زمان باشد
تو دستار افکنی صوفی و ما سر بر سر کویش
سر و دستار را باید که فرقی در میان باشد
ز چشمش گوشهگیر ای دل که باشد عین هوشیاری
گرفتن گوشه از مستی که تیرش در کمان باشد
بهای یک سر مویش، دو عالم میدهد سلمان!
هنوزش گر بدست، افتد متاعی رایگان باشد
#سلمان_ساوجى
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
دوستت دارم ای خیال لطیف
دوستت دارم ای امید محال:)
#فروغ_فرخزاد
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹