یارب ز کهنه دیر جهان، وحشتم بده
وز مور و مار شور و شرش، نفرتم بده
از بهر گور، حسرت حسن عمل بس است
بر دولت جهان دل بی حسرتم بده
#واعظ_قزوینی
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
ز خاک من اگر گندم برآید
از آن گر نان پزی مستی فزاید...
خمیر و نانبا دیوانه گردد
تنورش بیت مستانه سراید
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
از تو بگذشتم و
بگذاشتمت با دگران
رفتم از کوی تو
لیکن عقب سرنگران
ما گذشتیم و گذشت
آنچه تو با ما کردی
تو بمان و دگران
وای به حال دگران
رفته چون مه به محاقم
که نشانم ندهند
هرچه آفاق بجویند
کران تا به کران
میروم تا که به
صاحبنظری بازرسم
محرم ما نبود
دیده کوتهنظران
دل
چون آینه اهل صفا میشکنند
که ز خود بیخبرند
این ز خدا بیخبران
دل من دار که در
زلف شکن در شکنت
یادگاریست
ز سر حلقه شوریدهسران
گل این باغ به جز
حسرت و داغم نفزود
لالهرویا تو ببخشای
به خونینجگران
ره بیدادگران
بخت من آموخت ترا
ورنه دانم تو کجا و
ره بیدادگران
سهل باشد
همه بگذاشتن و بگذشتن
کاین بُوَد
عاقبت کار جهان گذران
شهریارا
غم آوارگی و دربهدری
شورها در دلم انگیخته
چون نوسفران
#شهریار
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
و عمر، شیشه عطر است!
پس نمی ماند...
پرنده تا به ابد در قفس نمی ماند...
#فاضل_نظری
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
یارب ز کهنه دیر جهان، وحشتم بده
وز مور و مار شور و شرش، نفرتم بده
از بهر گور، حسرت حسن عمل بس است
بر دولت جهان دل بی حسرتم بده
#واعظ_قزوینی
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
نه در توصیف شاعرها، نه در آواز عشاقی
تو افزون تر از اندیشه، فراوان تر از اغراقی
وفاداری و شیدایی، علمداری و سقایی
ندارند این صفتها جز تو دیگر هیچ مصداقی
به خوبی تو حتی معترف بودند بدخواهان
یزید آنجا که میگوید الایاایها الساقی
تمام کودکان معراج را توصیف میکردند
مگر پیداست از بالای دوش تو چه آفاقی
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
ای تکیه گاه آسمان، ای حافظ پرچم
بالاتر از دست تو دستی نیست در عالم
“حُر” را نگاه لطف تو مانند عابس کرد
در چشم تو نور علی را میتوان حس کرد
با دیدنت دنیا زبانش بند میآید
روی لب ارباب مان لبخند میآید
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
منصوب گشته است به بابا الحوائجی
پیغمبری ندیده مسیحاترین شده ست
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
بین قبیله ای که همه سر قامتند
قامت کشیده خوش قد و بالا ترین شده است
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
عباس روح جاری از نیل تا فرات
عباس راه رفتنِ در کشتی نجات
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹