eitaa logo
『 پَــروانگے‌ ! 🇵🇸 』
2.4هزار دنبال‌کننده
808 عکس
98 ویدیو
22 فایل
﹝فُرصٺ‌پَـروانـگےمابینِ‌دَسٺانِ‌من‌اسٺ درفضایِ‌ٺنگِ‌آغـوشم‌بیاپروازڪن...!﹞ حــَرفــٰاتون↓ ↳﹝ @dell_tangii﹞ مدیــرمۅن↓ ↳﹝ @parvanegii﹞ شرایط↓ ↳﹝ @sharaet_parvanegi_2021﹞ تبلیغات↓ https://eitaa.com/joinchat/1487930112Cd5c310e460
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از دل
چون پاره پاره های جگر در زغال سرخ مارا نگر حرارتِ اخمت کباب کــرد @del_gooft
چنانت دوست می‌دارم که گر روزی فراق افتد تو صبر از من توانی کرد و من صبر از تو نتوانم 🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
آدمی را هست در هر کار دست لیک ازو مقصود این خدمت بدست ما خلقت الجن و الانس این بخوان جز عبادت نیست مقصود از جهان 🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
نامت شنوم، دل ز فَرَح زنده شود حال من از اقبال تو فرخنده شود وز غیر تو هر جا سخن آید به میان خاطر به هزار غم پراگنده شود 🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
لبهاش چو مُهرهٔ سلیمان دان گرد دو رخ از پری سپاهش بین 🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
•|🖤|• شبیهِ بُـغضِ نـُوزادۍ ڪه سٰاعٺهاسٺ مۍگِریَد پُـر از حـَرفمـ ڪسۍ امّا زبانِمـ را نـِمیفهمد :) 🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
آن کِه تُخْمِ خار کارَد در جهان هان و هان او را مَجو در گُلْسِتان گَر گُلی گیرد به کَف، خاری شود وَر سویِ یاری رَوَد، ماری شود 🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
°|🥀|• ټـو سِومیٖن راهـرو از اټاقِ ۱۲۴ ټیمارسټان فریـاد میٖزد: بهِش بگیـد بـَرگردِه، اگه بـرگَرده خـۅب میشمـ:) 🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
خواب از چشمانم می پرد هر صبح و هرشب چون که چهره اش تداعی شود چشمانم زیبایی او را طلب میکنند تا که خوابشان ببرد! زیبایی تو آنچنان واگیر دار است که دردم را به کسی نگویم تا فقط من مبتلا باشم و تو درمانش! 🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
گفته بودند که عاشق بشوی می‌میری اولین تجربه‌ام بود چه می‌دانستم... 🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
مَن شَبم تو ماهِ مَن بَر آسمٰان بی مَن مَـرو:) 🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
『 پَــروانگے‌ ! 🇵🇸 』
سرو بالایی كه می باليد راست روزگارِ كج‌رَوش خم كرد و كاست وه چه سروی! با چه زيبی و فَری! سروی از نا
شوم‌بختی بين خدايا اين منم كآرزوی مرگِ ياران مي‌كنم آنكه از جان دوست‌تر می‌دارمش با زبانِ تلخ می‌آزارمش گرچه او خود زين ستم دلخون‌تر است رنجِ او از رنجِ من افزون‌تر است آتشی مُرد و سرا پُر دود شد ما زيان ديديم و او نابود شد آتشی خاموش شد در محبسی دردِ آتش را چه می‌داند كسی او جهانی بود اندر خود نهان چند و چونِ خویش بِه داند جهان بس كه نقشِ آرزو در جان گرفت خود جهانِ آرزو گشت آن شگفت آن جهانِ خوبی و خير بشر آن جهانِ خالی از آزار و شر خلقت او خود خطا بود از نخست شيشه كی ماند به سنگستان درست جانِ نازآيينِ آن آيينه رنگ چون كند با سيلی اين سيلِ سنگ؟ از شكستِ او كه خواهد طرف بست؟ تنگی دست جهان است اين شكست ادامه دارد... 🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹