گر درون سوختهای با تو برآرد نفسی
چه تفاوت کند اندر شکرستان مگسی
ای که انصاف دل سوختگان میندهی
خود چنین روی نبایست نمودن به کسی
روزی اندر قدمت افتم و گر سر برود
به ز من در سر این واقعه رفتند بسی
دامن دوست به دنیا نتوان داد از دست
حیف باشد که دهی دامن گوهر به خسی
تا به امروز مرا در سخن این سوز نبود
که گرفتار نبودم به کمند هوسی
چون سراییدن بلبل که خوش آید بر شاخ
لیکن آن سوز ندارد که بود در قفسی
سعدیا گر ز دل آتش به قلم درنزدی
پس چرا دود به سر میرودش هر نفسی
#سعدی
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
تو همچنان دل شهری به غمزهای ببری
که بندگان بنی سعد، خوان یغما را
#سعدی
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
تو روز آخر اسفند، من آغاز فروردین
خدا ما را به همدیگر رسانده یا جدا کرده؟
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
تا عهد تو در بستم
عهد همه بشکستم
بعد از تو روا باشد
نقض همه پیمان ها...
#عکس_نوشته
#سعدی
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
یار در جانست وجان جویان که آن جانان کجاست
دل به دلبرهمدم و پرسان زجان کان جان کجاست
#اسیری_لاهیجی
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
می روم، اما نمی پرسم ز خويش
ره كجا؟ منزل كجا؟ مقصود چيست؟
بوسه می بخشم، ولی خود غافلم
كاين دل ديوانه، را معبود كيست؟
آه، آری، اين منم، اما چه سود
" او" كه در من بود، ديگر نيست، نيست
می خروشم زير لب، ديوانه وار
"او" كه در من بود، آخر كيست؟ كيست؟
#فروغ_فرخزاد
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
پاسخی
در خور پیچیدگی موی تو نیست
می کشد کار من از فکر تو آخر
به جنون
#فاضل_نظری
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
و زخم میزنی و شیوه ات لطافت نیست
بگو،جواب محبت مگر محبت نیست؟!
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
سازی اگر حریف یم بیکران مرا
با اضطراب موج، سکون گهر بده
#اقبال_لاهوری
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹