eitaa logo
{ پاسدار حرم }
1.8هزار دنبال‌کننده
7.4هزار عکس
1.5هزار ویدیو
215 فایل
سردار دلها : خدایا برای دفاع از دینت، دویدم و افتادم و بلند شدم.... مرا پاکیزه بپذیر. #کپی_مطالب_آزاد ارتـباط‌بــاخــادم‌ڪانال💖 @seyyed400 ارتباط با ادمین تبادل و تبلیغات ارزان💖 @Abolfazlesmaeili87 کانال اطلاعات و شرایط💖 @pasdareharam35
مشاهده در ایتا
دانلود
شبهای جمعه میگیرم 😔 اشک غریبی میریزم 😭 اونکه رو ندیده😰 بیچاره تر اونکه دید ❤️ 🙏 🌸🍃 @asheghaneemazhabi
از من مپرس درشب جمعه کجاست دل💔 بی خانه است ، زائر شهرِ خداست دل «هرگز وجودِ حاضرِ غائب شنیده ای؟» درشهرِخویش هستم و درکربلاست دل(:❤️ 😭 🍃| @asheghaneemazhabi
گفتنی نیست ولی بی تو کماکان در من نفسی هست دلی هست ولی جانی نیست😔💔 💔•| @asheghaneemazhabi
💐 رنجی‌ست فراقت که کمش بسیار است ... 👑🌺| @asheghaneemazhabi
اصـلا نمےشود کہ شبِ جُمعہ اے زِ عُمـر بےشور و حالِ ڪرب وبلا زندگےڪنیم...
4_6042109118125179263.mp3
1.82M
📢 ❤️حاج مهدی رسولی ❤️ ◀️ ذکر لبم هر لحظه و دم به دم... 🔸پست ویژه 😭💔| @asheghaneemazhabi
4_5819049862758400950.mp3
5.15M
📌 زیبا👌 #ی 🎵به مادرت قسم دلم تنگه برات.. حرم پناهِ قلبِ تنهای منه..💔 🎤 #ک‌|● @asheghaneemazhabi ●|
●از من مخـواه ڪه بیش از این زندگے ڪنم ●وقتے برات ِ ڪرب و بلایے نمیرسد ...💔 🍃| @asheghaneemazhabi
آقا ببین که بغض بدے در گلوے ماست بوسیدن ضـریح شما آرزوے ماست 💔 🍃| @asheghaneemazhabi
ﺩﺳﺖ ﺑﺎﻻ ڪرﺩﻧﻢ ﺩﺭ ﺭﻭﺿﻪ ، ﺍﯼ ﻧﻮﺭ ﺩﻭ ﻋﯿﻦ ﻣﻌﻨﯽ ﺍﺵ ﺍﯾﻦ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ، ﯾﻌﻨﯽ : ﻏﻠﻂ ڪرﺩﻡ ﺣﺴﯿﻦ .ع. 💔 😔 🍃| @asheghaneemazhabi
عاشقی گفت هرچه میخواهد دل تنگت بگو با دلی غمبار گفتم کربلا گفتم حسین:)
؟! . . هربار از هتل بزنے بیرون تند تند قدم برمیداری !🏃 تا میرسی به این خیابونای اطرافِ حرم... هرچقدر به بین الحرمین نزدیک تر میشے... قدمات آروم تر میشه🚶 میدونی ، اونجا خیلی چیزا تحت کنترل تو نیست !🙂 افسار جسمت میفته دست دلی که کل سال با بیتابی سر کرده💔 نوبتی هم باشه ، نوبت دلِ !😄 تو کربلا ، دل پادشاهی میکنه ...❤️ . . وارد بین الحرمین که میشی دل فرمان توقف میده ... میگه واستا ببینم ... اینجا همون بین الحرمینیِ که هرشب با عکساش سر میکردم ؟!😭💔 نگاهتو از زمین برمیداری و چشمت میخوره به یه گنبدِ طلایی ... دل باور نمیکنه ... با خودش میگه اگه این گنبدِ طلایی ، گنبد آقا امام حسینِ پس ...💚 سر میچرخه به سمت عقب ... آره .. پس حالا درست تو چند قدمیِ بارگاهِ سقای کربلا ایستادی ...😭 دستا میلرزن و چشما اشک میریزن ...🙂 بعد هی با خودت کلنجار میری که « آخه من الان تو خود بهشت ، چی از خدا میخوام دیگه😍😭 ؟! » . . یکم که بگذره و از بهُت بیرون بیای و باورت بشه که کجایی ، اگه اذنشو داده باشن بهت ، روضه ها کم کم برات رو میشہ ... به هرکس به اندازه که ای که تحملشو داره اذنشو میدن ... مثلا ‌‌.. . . مثلا اینکه یهو به خودت میای و میبینی گنبدِ بارگاه امام حسین از گنبدِ بارگاهِ حضرت اباالفضل پایین تره ...😶 بعد یهو یادت میاد که برای اینکه به ضریح آقا نزدیک تر بشی هم ، باید هی پایین و پایین تر بری ... . فهمیدی قصه رو ؟! گرفتی روضه رو ؟! بگم ..؟ آخه آقا رو تو به شهادت رسوندن ... گودال قتلگاه ... 💔 اینجاست که پاها خم میشه و سر میچرخه به سمت چپ ، تل زینبیه ! بعد هی ذهن تجزیه تحلیل میکنه فاصله بین تل و گودال رو ..‌ بعد دل تصور میکنه .. یه خانومی روی تل .. یه برادری تو گودال .. یه شمری رو ..... . آخ ... دیگه نمیکشی .. پرده رو میندازن .. میگن « بسه عزیزم! تو زائر مایی! ما که نمیخوایم اذیت بشی... ما که اصلا طاقت ناراحتیتو نداریم... همینقد کافیه! » . بعد .. آروم میشی و انگار همه چی یادت میره ... فقط خیسی اشکا رو روی گونه هات حس میکنی ... و شروع میکنی به روضه خوندن برای دلت ... . . این فقط شرحِ چند دقیقه از روزهاییِ که تو کربلا سپری میشه ...❤️ ‌. ... @asheghaneemazhabi |😭💔