خببب سلااام .
تقدیمي داریم ✨☕️ .
شما این پیامو فور کنین توی چنلتون💙🦋
شما عضوِ چنلایِ:
فاطمه خانوم | دخترِ آفتاب | هانیه خانوم | فرکانس من
بشین منم بهتون میگم اسمِ همسر و بچه هاتون چیه🌚🤌 .
*کاملا رندوم.
جهت ارسال تگ و شات:🧁
@binogteh_bano123
کیا تبلیـغ 100 جـذب رایـگـان مـیخـوان
عضـو شـن بـیان پـیویم تـا بـدم💕
https://eitaa.com/Hadis_art99
آیـدی:
@Hadis_BTS7
هدایت شده از آرت ریحـٰانـــہ🌷.ִ•𐙚
282K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_ngmh6nf&btn=جـونم🦖
کـسایی کـه بیدارن بـیان🎀🙌🏻
هدایت شده از 🎨رَدِ قَلَم𐙚🎨
https://eitaa.com/sAbckfh
هر دختر نانازی که عضو چنلم شد بهش کلی جایزه میدم🥲♥️:
① ⁹ زبان ایتا🧸
② ¹⁰ تم ایتا🌷
③ ²⁵ پروفایل 💆🏻♀
④ بنر برای چنلش💅🏼
⑤ کلی سیمبل🍯
⑥ ³⁵ استیکر😻
⑦ ²⁰ گیف⛲️
آیدیم: @Sf_120
اگر بهت ندادم لف بده نازم🍒👩🏻🦱
هدایت شده از گسترده④ساعته 💛
#منتهی_به_عشق
در باز شد و کامران اومد داخل. چشماش بسته بود و داشت نفس عمیق میکشید که با دیدن من خشکش زد! حتی نفس عمیقش هم نصفه موند.
از حرکتش خندهام گرفته بود.
_نفس بکش الان از بین میری.
در رو بست و به طرفم اومد.
با همون چشم های گرد شده، گفت: فکر کنم باید به مریم مشخصات بیشتری راجب لباست میدادم.
_مگه چشه؟
_متأسفانه خیلی خوبه!
دوباره به بیرون خیره شدم و گفتم: به خاطر من چقدر به رشید پول دادی؟
کنارم ایستاد و همونطور که بهم نگاه میکرد، گفت: به خاطر تو پول ندادم.
نگاهم رو از پنجره گرفتم و خیره بهش گفتم: پس براچی بهش پول دادی؟
_به خاطر رسیدن به تو. من با اون پول نمیخواستم تو رو بخرم. خواستم فرصت آشنایی بخرم. آشنایی تو با من.
مقداری از موهام رو آروم گرفت و گفت: اگه میدونستم به یک همچین شرایطی ختم میشه، زودتر این کار رو میکردم!
دوست داشتم لبخند بزنم. ولی اخم کردم و گفتم: این راه درستی نبود.
با چند قدم بلند، به طرف تخت رفت و روش نشست.
_پس چه روشی درست بود بانو؟
https://eitaa.com/joinchat/2597848206C40a3f95098
«پارت آینده»
به هیچ عنوان این رمان جذاب رو از دست ندین😍❤️🩹