🍒🎀 مسابقه بزرگ گیلاس شروع شد! 🎀🍒
یه مسابقهی جذاب با جوایز میلیونی منتظرته! 😍✨
💗 مراحل شرکت:
۱. عضو شدن در چنلهای اسپانسر
۲. گرفتن شات از عضویت
۳. ارسال شاتها برای ادمین مسابقه
۴. دریافت کد اختصاصی 🍒
چنل های اسپانسر🍓
« آنیا بآنو »« فاطمه »« الناز »« فاطیما خانوم »« فاطمه خانوم »« سمین »« آیلین »«»
⚠️ اختطاررر: همه مراحل رو کامل انجام بده تا از مسابقه حذف نشی!
🏆 جوایز:
🥇 ۲ میلیون تومان
🥈 ۱ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان
🥉 ۱ میلیون تومان
🔒لف بعد مسابقه: فیلتر ۱ ساله + ریپ ✨
بیا شانست رو امتحان کن، شاید برندهی این مسابقه تو باشی! 🥹🍒🌷
آدمین مسابقه
@adminjd
پایان تقدیمی
همه جذب داشتید لف ؟ نبینم چون ذخیره شید و در عیر این صورت ریپورت میکنم❌
هدایت شده از گسترده④ساعته 💛
نفس عمیقی کشیدم و کوتاه و بدون حس گفتم: جات خالیه دیگه.
احساس کردم باز هم لحنش تغییر کرد! شاید غمگین شد یا شاید هم من داشتم اشتباه میکردم!
از پشت تلفن زمزمه کرد:
"دلارامم نمیداند که چون دور است دیدارش
به جانم آتش افتادهست و او را نیست پندارش"
از اونجایی که نمیتونست چهرهام رو ببینه، گذاشتم لبخند با خیال راحت روی ل بم بشینه. جواب دادم: تا کی میای؟
https://eitaa.com/joinchat/2597848206C40a3f95098
این رمان با پارت اولش غوغا کرد❤️🔥
بنر واقعی
هدایت شده از گسترده④ساعته 💛
#منتهی_به_عشق
#𝐩𝐚𝐫𝐭.26.
_باندی، پارچهی تمیزی چیزی با پنبه بیار تا من دستت رو ببندم.
از اتاق خارج شدم و با پارچهی سفید و پنبه برگشتم.
هردو نشستیم رو تخت که دستم رو تو دستش گرفت و اول با پنبه، ــون باقی مونده رو تمیز کرد و بعد پارچه رو دور دستم پیچید. و در نهایت دستم رو گرفت و گفت: فردا دوباره چک میکنم. احتمالاً نیازی به تعویض باند نداشته باشه.
اون به فکر دست من بود و من به فکر دستی که به دستم زده بود!
https://eitaa.com/joinchat/2597848206C40a3f95098
پارت آینده
سریع عضو شو رمان جذابمون رو دنبال کن! رمانی که هر پارتش پر از عشق و هیجانه❤️🔥✨
هدایت شده از گسترده④ساعته 💛
بنر ساعت 2ظهر پاک شه.
گسترده ④ ساعته 💛🌜