این روزای من توی واژه ی ″وای″ خلاصه میشه. یعنی الان بهم بگن چه طوری؟ میگم وای.
بگن چه خبر؟ میگم وای. کلا الان فقط وای.
.
در هوای بارانی که از زنندگی رنگ ها و بیحیاییِ خطوطِ اشیا میکاهد ، من یک نوع آزادی و راحتی حس میکردم و
مثل این بود که باران ، افکار تاریک مرا میشست.
بوف کور | نوشته صادق هدایت
احساس میکنم شبیه کاراکتر حسن معجونی تو مسافران شدم، هر روز یه چیز عجیب از آدما شگفتزدهم میکنه که فکر میکنم باید یه جایی ثبتش کنم .