توی این روزای بارونی ، عزیزانی که موقع عبور از کنار یک عابر پیاده سرعت ماشینشون رو کم می کنن تا آب نپاچه به مردم انسان های بسیار شریف و ماهی هستن
فئودور: میخواهم حداقل یک نفر را داشته باشم که بتوانم با او درمورد همه چیز صحبت کنم، درست همانطور که با خودم حرف میزنم.″
نارنگی خوش رنگه، نارنگی خوش بو عه، نارنگی شکل بامزهای داره، نارنگی حس خوبی میده، نارنگی سریع پوستش کنده میشه، نارنگی خیلی خوبه.
روزگار نکبتی شده، آنقدر که آدم دلش میخواهد مدام به خاطرههاش چنگ بیندازد و آنجاها دنبال چیزی بگردد. یاد بچگیها و سایه بعدازظهر و توتهای کال روی آجر فرش، و صدای نامفهوم دورهگردها، انگار خواب بوده و حسرتش حالا به بزرگی یک حشره چسبنده روی سینه آدم میمانَد. یاد پنجرهای که باد مدام بازش میکرد، یاد اسکناسهای کوچولو، یاد پدربزرگی که معلوم نشد کی مرد.
عباس معروفی