بچه که بودم نمیفهمیدم منظور بزرگترها چیه که سریع و از شدت خستگی خوابشون میبره، چطور میتونن زود بخوابن و نخوان بازی کنن؟ چطور ممکنه حتی برای خندیدن هم خسته باشن؟
راست میگفتن؛ جواب همهی سوالای بچگی توی بزرگ شدنه.
آدما بادیدن یه سری فیلما ، خوندن یه سری کتابا و گوش دادن به یه سری آهنگا برای من به آدم اون فیلم و دیده یا ندیده ، اون کتابو خونده یا نخونده یا اون موسیقی رو گوش داده یا نداده تقسیم میشن. مثلا وقتی میفهمی اون یه نفر فلان کتاب فلسفی رو خونده میفهمی که میتونی با این آدم یه عالمه فلسفه ، منطق و هستی گرایی حرف بزنی.
یا وقتی فلان فیلمو دیده پس میدونه نماد و احساس چیه و یه سبک شوخی یا کمدی رو درک میکنه پس تو به راحتی میتونی ساعت ها راجب اون فیلم با اون فرد صحبت کنی
یا یه اهنگ و مفهوم اون رو اگر شنیده باشه و باهاش ارتباط گرفته باشه میفهمی که میتونی کنارش یه سری از اهنگات رو براش پلی کنی .
همه ی اینا دیدت رو نسبت به اون فرد و افکارش تغییر میده که معمولا چیز خوبیه...