چند روز پیش شکس^ بهم گفت همیشه جای سوال بوده که چرا انسان؟
چرا انسان معمولی تا وقتی میشد به عنوان یه خونآشام، الف، پری، گرگینه، جادوگر، دزد دریایی، اژدها، گربه، وایکینگ، جنگجو، تک شاخ و هرچیز دیگهای زندگی کرد.
انسان بودن یکم زیادی... عادی نیست؟
میتونستم یه کلبه جنگلی یا خونه درختی با استکونهای کوچولوی چایی داشته باشم یا در حال گشتن به دنبال گنج باشم!!! ولی نشستم دارم درسی رو میخونم که قرار نیست تا دو ماه آینده یادم بمونه.
زمان اشتباه، مکان اشتباه، شخص اشتباه و جهان اشتباه.
اواخر قرن نوزده میلادی انگار جهان میخواسته یه نوع خاصی از ایده آل رو به نمایش بزاره.
یعنی اوایل قرن ۲۰ شما صنعت مد رو نگاه کن، چهره ی آدم ها، سبک موسیقی، معماری ، داستان ها و فیلم نامه ها . حتی اولین شاهکار های صنعت فیلم سازی و تولید انیمیشن توی این زمان رخ دادن
انگار زندگی یه سادگی جذاب و منحصر به خودشو داشته ، ادما خلاق تر بودن ، بی پروا تر بودن ، متفاوت تر بودن و تفکرشون خیلی انسانی و غیر هوشمند بوده
واقعا این قسمت از تاریخ به نظر ″من″ خیلی خاص و خوشگل بوده حقیقتا.