فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
•
#حتماببینید
″لحظه به لحظه
کار ما، نیت ما، گفتار ما را
شهدا ناظر هستند.″
#شهیداحمدکاظمی:
«اول که از شهدا غافل نشوید
شهدا حقیقتا در جمع ما هستند
اصلا شک نکنید...
[#سالروزشهادتشهیداحمدکاظمی]
🔻عشق یعنی یه پلاک 🔻
🆔 @pelak_shohadaa
▫️ #شهیدان_بی_باک
.
💢دوتا داداش بودند تو لشکر ویژه ۲۵ کربلا
اهل قائم شهر ، محمدرضا و سعید ، محمدرضا ۱۶ سالگی تو منطقه شوش سال ۱۳۶۱ و سعید چهار سال بعد ( دی ماه ۱۳۶۵) در سن هجده سالگی تو شلمچه بشهادت رسید.امروز هم سالگرد آقا سعیدشونه ...
.
▪️یادمه چند سال پیش رفته بودم پیش مادر شهیدان بی باک ؛ میگفت هر دو پسرم و خودم گذاشتم تو قبر ...فدای صبر مادران شهدا ...😔
🔻عشق یعنی یه پلاک 🔻
🆔 @pelak_shohadaa
*🔰وجدان ِخود را قاضی کنید،*
*ببینید آن وظیفهای*
*که بر عـُهدهی شما بوده ؛*
*انجام دادهاید یا نه..🌱*
#شهید_محمد_ابراهیم_همت
🔻عشق یعنی یه پلاک 🔻
🆔 @pelak_shohadaa
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
•
″خدایا ،
تو از ما راضی باش...″
[#شهیدمدافعحرم
#شهیدمصطفیصدرزاده]
🔻عشق یعنی یه پلاک 🔻
🆔 @pelak_shohadaa
🌱سرِ دوراهي #گناه و ثواب به حُبّ #شهادت فكر كن؛
به نگاه امام زمانت فكر كن ...
ببين می توانی از گناه بگذری؟!
از گناه كه گذشتی ، از جانت هم
می گذری ...
#شهید_محمدحسین_محمدخانی
🔻عشق یعنی یه پلاک 🔻
🆔 @pelak_shohadaa
📚معرفی کتاب از شهید علی عرب:
👈《آینه در آتش》
این کتاب روایتی است از زندگی نوجوان شهید علی عرب، حماسهساز عملیات کربلای یک و ققنوس دفاع مقدس🕊
🔻عشق یعنی یه پلاک 🔻
🆔 @pelak_shohadaa
📝✨گزیده ای از وصیت نامه شهید والامقام علی عرب
🌷با درود و سلام به مولایمان امام مهدی(عج) و نایب برحقش رهبر عظیم الشان انقلاب اسلامی.
تمامی دوستان را سفارش می کنم به تقوای الهی و پیروی از رهبر عظیم الشان انقلاب اسلامی، که خداوند به ما منت نهاده که در این روزگار چنین رهبری عطا فرموده است
🌷حتما نماز جمعه را فراموش نکنید که ما هرچه داریم از ارتباط با خداوند است و بدانید که دنیا و زرق و برق دنیا همهاش فناپذیر است، آنچه باقی میماند خداست.
🌷در پیشگاه خداوند رفتن ترس نیست اما ظلمتهایی که در این دنیا برای خودمان درست کردهایم ترس دارد، علاقه به دنیا و مظاهر دنیوی دل را میمیراند اما یاد خدا دلها را زنده میکند.
🕊🕊🕊🕊🕊
🌷 بارها كه در عمليات ها شركت كردم وصيت نامه نوشتم و از خداوند خواستم كه عزت عظيم و عظماي شهادت را نصيب من گرداند اما اين بار با اميد بيشتري پا به ميدان جنگ گذاشتم و اميدوارم اين آخرين وصيت من باشد از لحظه اي كه پا به جبهه گذاشتم اين سرزمين مقدس تاثير عجيبي روي من گذاشته و حال هواي ديگري پيدا كردم خصوصاً هنگام خواندن دسته جمعي دعاي توسل،كميل و ندبه و زيارت عاشورا و متوجه شدم كه بايد زيارت عاشورا را بيشتر بخوانم( اني سلم لمن سالمكم و حرب لمن حاربكم )
🌷و هر چه فكر كردم ديدم جز كار براي خدا و خالص شدن در راه او هيچ چيز ديگر در اين دنيا فايده ندارد .
🌷پدر و مادر عزيزم از شما طلب بخشش دارم و از برادران و خواهرم ميخواهم كه در خط رهبری حركت كنند و از آن منحرف نشوند كه خير دنيا و آخرت در آن است .
علی عرب
🔻عشق یعنی یه پلاک 🔻
🆔 @pelak_shohadaa
🥀😭شهید ۱۶ ساله ای که ذره ذره در آتش سوخت تا عملیات لو نرود
♨️کوله پشتیاش سنگین بود آرپیجی، نارنجک،… محکم به خود بسته بود، نزدیک کانال رسیدیم در حال رفتن به جلو بودیم، اطرافمان میدان مین بود، آهسته، آهسته جلو می رفتیم، دشمن در فاصله ۲۰۰ متری ما بود با کوچکترین صدایی ممکن بود متوجه ما شود،…
🔥ناگهان گلولهای به کوله پشتی علی خورد، تمام نگاهها چرخید طرف علی… اما کسی نمیتوانست به او کمک کند… خرجیها آرپیجی آتش گرفتند، فقط فرصت کرد نارنجکها را از خودش جدا کند…
🌀خودم را به علی رساندم لباس علی، کوله پشتیاش سوخته و به پشت کمرش چسبیده بود. به سینه روی زمین دراز کشید دستش جلوی دهانش گذاشته بود نکند صدایش بلند شود و عملیات لو رود.
⭕️اشاره کرد آب بهم بده، من چفیهام را با قمقمهاش که در اثر گرمای آتش داغ شده بود خیس کردم و گذاشتم روی لبهایش.
علی با دست آن را گرفت و به دهانش فشار داد و دیگر هیچ حرفی نزد و در همان حالت به دیدار معبود شتافت.
تمام این اتفاق در چند دقیقه بود اما به وسعت زمان درسها به ما میآموزد… که اگر انسان عشق واقعی به خدا را داشته باشد همه چیز، حتی سوختن را فراموش و فقط وصال معبود نهایت آرزویش است…😭😢
🔻عشق یعنی یه پلاک 🔻
🆔 @pelak_shohadaa
💠خاطره از زبان برادر گرامی شهید علی عرب
🌤وداع آخر در آخرین دفعه ای که برادرم برای مرخصی به خانه آمده بود (10 روز قبل از شهادت)حالت عجیبی داشت از همه حلالیت می طلبید و دوستان را نصیحت می کرد که فرمان امام را اطاعت کنید و از کشور و مرزو بوم دفاع کنید
🌱شب قبل از اعزام همه دوستانش را به اتاق خود دعوت کردو بعداز انکه همه دوستان جمع شدند ابتدا پذیرایی و سپس شروع به نصیحت دوستان کرد و میگفت: این آخرین باری است که من در بین شما هستم اگر روزی شمارا رنجانده ام مرا ببخشید
🌻🌿سپس وسایل کمدش را بیرون آورد و شروع کرد بین دوستان تقسیم کردن دوستانش اول تعجب کردند ولی علی گفت: من دیگر به این ها احتیاجی ندارم به عنوان یادگاری از من قبول کنید
🕊یکی ازدوستان گفت:علی دفعه دیگر که آمدی باز باهم ازمنبع مرکزی ده،آب به در خانه نیازمندان خواهیم برد و علی تبسمی کرد وگفت: به فکر فقرا ونیازمندان باشید..
در این حین علی به او اشاره کرد که سکوت چون من در آنجا بودم و نمیخواست چیزی بفهمم
🦋 بالاخره همه رفتند و علی آن شب حرف های زیادی به من زد ونصیحت کرد که پدر و مادر را ناراحت نکنی ونماز بخوان و شکر کن و حرفهای دیگر..
😔سرانجام آن شب طولانی و به یاد ماندنی تمام شد وفردای آن شب علی کوله پشتی خود را برداشت و از زیر قرآن رد شد و پا به کوچه گذاشت، از همه خداحافظی کرد و حلالیت طلبید، کمی که رفت باز برگشت دستی تکان داد وباز حرکت و تا آخر کوچه سه بار برگشت و در آخرین دفعه سر را به طرف آسمان بلندکرد و نگاهی پرمعنا کرد و دستی تکان داد و از کوچه محو شد.
🔻عشق یعنی یه پلاک 🔻
🆔 @pelak_shohadaa
شهید والامقام علی عرب🌻
🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷
نام پدر : محمد
تاريخ ولادت: 1349/4/10
محل ولادت: روستای روح آباد_ زرند کرمان
محل شهادت : مهران
تاريخ شهادت: 1365/4/10
مزار: گلزار شهدای روستای روح آباد
🔻عشق یعنی یه پلاک 🔻
🆔 @pelak_shohadaa
🪴🌾🪴🌾🪴🌾🪴🌾🪴
🔰زندگینامه و خاطرات شهید »علی عرب»
💐🍃شهید علی عرب متولد دهم تیر ماه ۱۳۴۹ روستای روح آباد زرند کرمان میباشد که در تاریخ دهم تیر ماه ۱۳۶۵، در سن شانزده سالگی در عملیات کربلای ۱ در منطقه مهران به شهادت رسید.
🕊🕊🕊🕊🕊🕊
🕊🌷گفت معبود آنچه را که تو فرمان میدهی لبیک میگویم و در مقابل ظلم آنچه را تو امرم دهی انجام میدهم، رضای تو، رضایت من است، وقتی شعلههای آتش زبانه کشید، گفت: لبیک… و معشوق سوختن و گرمای آتش را فراموش کرد و فقط وصال و رضایت معبود را تمنا میکرد.
❌آیا تا بحال از خود پرسیدهاید چرا آتش بر ابراهیم گلستان شد، چرا اسماعیل در قربانگاه عشق پدر را گفت چشمانش را ببندد…”
👈گفت: حواستان جمع باشد وقتی امام فرمان داده، باید همه ما لبیک بگوییم… وقتی فهمیدم علی به خانه مستمندان سر میزند، از خودم بدم آمد، چطور کسی که چند سال از من کوچکتر باشد با این عشق کار میکند، مرا قسم داد تا زنده هست به کسی چیزی نگویم… بعد از شهادتش تمام بچههای فقیر روستا عزادار شدند…
💫احوالش را پرسیدم گفت: خوبم، چرا احوال رزمندهها را نمی پرسی؟ اما من می دانستم از چیزی رنج میبرد، آرام رفتم پشت در اتاقش، کار هر شبش بود در را از داخل قفل میکرد و به مناجات میپرداخت.
دیدم لباسهایش را در آورده و به سینه روی زمین خوابیده، وقتی متوجه من شد از من قول گرفت جایی چیزی نگویم. پشتش ۱۸ تا بخیه خورده بود…🌤
🌿 از همه طلب عفو کرد، پرسیدم حالا که میروی کی برمیگردی، با خنده گفت: ده روز دیگه و درست ۱۰ روز بعد برگشت ولی…😔
🔻عشق یعنی یه پلاک 🔻
🆔 @pelak_shohadaa
🔴شهیدیکهبرایآبنامه مینوشت!!😔
شهید غواص، یوسف قربانی در این دنیای فانی هیچکس را ندارد
در ۶ ماهگی پدرش را
در ۶ سالگی مادرش را
در ۸ سالگی مادر بزرگش را
و برادرش را هم در سانحه رانندگی از دست داد...
زمان شهادتش هم غریبانه دفنش می کنند🖤🥀
🔹همرزم یوسف میگوید:
هر روز میدیدم یوسف گوشهای نشسته و نامه مینویسد با خودم میگفتم یوسف که کسی را ندارد برای چه کسی نامه مینویسد؟ آن هم هرروز؟
یک روز گفتم یوسف نامهات را پست نمیکنی؟
دست مرا گرفت و کنار ساحل اروند برد نامه را از جیبش در آورد، پاره کرد و داخل آب ریخت چشمانش پر از اشک شد و آرام گفت: من برای آب نامه مینویسم ، کسی را ندارم...😭
🔸بیاییم برایش ، پدری ، مادری ، برادری و خواهری کنیم و به هرکس که میتوانیم ارسال کنیم تا سِیلی از فاتحه و صلوات به روح مطهرش هدیه کنیم.
تا ابد مدیون شهداء هستیم..
#شهــیدانہ🥀🕊
✅ ۱۹ دی ماه سالگرد شهادت
🔻عشق یعنی یه پلاک 🔻
🆔 @pelak_shohadaa