ƚ𝛝ᥣᥣ𝗂ꪀ' ᥖׄᧉ ყ᥆︭︭ᥙ︭ 𝛃ᧉׅᥣ᥆𑜑ᩅᩛ ƚ᥆ ꪀᨵׄ𐌱ᨵժᥙᩛ ៸៸
ּ ₍᥌ ჭᥣᥑ𑜑ׄᥴᧉ ᥲƚ tׅhe 𝗍ᨤ᥆ᥙׄჭᨤ𝗍 𝗂 𑜎ᥲꪦƚ ყ᥆ᥙ
از صادقانه حرف زدنم وقتي فایدهاي نداره خوشم نمیاد. صداقت همیشه باید با منفعت باشه؟ نه. اما گاهي تو هم صادقي، هم مقصر و هم بازنده. بیشتر انسانها هم، پيچيدگي ديگري رو به سادگي و صداقت تو ترجیح میدن.
ʬʬ 𝖯𝖧𝖮𝖤-𝖭𝗅𝖷
ماھ. ناشناسی حالم رو پرسید، وقتی داشتم با احتیاط یک چیزای محدودی از وضعم میگفتم، متوجه شدم که همهچ
هی ماھ.
عجیب نیست، اما مخاطبش همیشه من بودم. اوایل ناراحت کننده بود و ناراحتم میکرد اما حالا وقتی گفت هیچی حس نکردم، کنارش نشستم و حرفی نزدم. درک کردم که فقد من این کلمات رو قراره بشنوم ، قرار بر همین بوده، بزرگ شم و درک کنم بدون اینکه درک بشم.