eitaa logo
✳️حکایات فرزانگان✳️
971 دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
544 ویدیو
13 فایل
حکایات جالب ،پنداموز و شیرین از ائمه اطهار علیهم السلام ، بزرگان و فرزانگان @pharzanegan شالیزار سبز @shalizar_sabz ویراستی @azims برای ارتباط و ارسال پستهای مناسب این کانال ،از لینک زیر استفاده کنید. https://eitaa.com/a_sanavandi
مشاهده در ایتا
دانلود
• دعای روز هجدهم ماه رمضان: «اللَّهُمَّ نَبِّهْنِی فِیهِ لِبَرَکَاتِ اَسْحَارِهِ وَ نَوِّرْ فِیهِ قَلْبِی بِضِیَاءِ اَنْوَارِهِ وَ خُذْ بِکُلِّ اَعْضَائِی اِلَی اتِّبَاعِ آثَارِهِ بِنُورِکَ یَا مُنَوِّرَ قُلُوبِ الْعَارِفِینَ». خدایا مرا در این ماه به برکت‌های سحرهایش آگاه کن، و دلم را با روشنایی انوارش روشنی بخش، و تمام اعضایم را به پیروی آثارش بگمار، به نروت ای نوربخش دل‌های عارفان. @PHarzanegan
تحدیر_+جزء+هجدهم+قرآن+کریم+.mp3
4.16M
تند خوانی قرآن کریم جزء هجدهم. |عضو شوید 👇 ┏━🇯‌🇴‌🇮‌🇳━━ ⃟⃟ 🌸 ⃟⃟ ┓ eitaa.com/joinchat/3391029539C098f038cbc ┗━ ⃟⃟ ⃟❤️ ⃟ ⃟ ━━━━━━━━┛
بمناسبت سالروز ساخت مسجد جمکران ‏شیخ صدوق در کتاب ‌«مونس الحزین فی معرفه الحق و الیقین» و در روایت مشهوری که به‌نظر می‌آید تنها سند موجود و معتبر برای ساخت این مسجد باشد، آورده است: «شیخ حسن‌بن مثله جمکرانی گوید: من شب سه شنبه، ۱۷ ماه مبارک رمضان سال ۳۷۳ ق در خانه خود خوابیده بودم که ناگاه جماعتی از مردم به در خانه من آمدند و مرا از خواب بیدار کردند و گفتند: برخیز و مولای خود، مهدی(ع) را اجابت کن که تو را طلب کرده است. @PHarzanegan آنها مرا به محلی که اکنون مسجد جمکران است آوردند، چون نیک نگاه کردم، تختی دیدم که فرشی نیکو بر آن تخت گسترده شده، جوانی 30 ساله بر آن تخت تکیه بر بالش کرده و پیرمردی هم نزد او نشسته است، آن پیر، خضر نبی(ع) بود که مرا امر به نشستن کرد، حضرت مهدی(عج) مرا به نام خودم خواند و فرمود: برو به حسن مسلم (که در این زمین کشاورزی می‌کند) بگو، این زمین شریفی است و حق‌تعالی آن را از زمین‌های دیگر برگزیده است و دیگر نباید در آن کشاورزی کند. عرض کردم: یا سیدی و مولای! لازم است که من دلیل و نشانه‌ای داشته باشم و‌گرنه مردم حرف مرا قبول نمی‌کنند. امام فرمود: تو برو و آن رسالت را انجام بده، ما نشانه‌هایی برای آن قرار می‌دهیم، و همچنین نزد سید ابوالحسن‌الرضا (یکی از علمای قم ) برو و به او بگو حسن‌بن مسلم را احضار کند و سود چند ساله را که از زمین به دست آورده است، وصول کند و با آن پول در این زمین مسجدی بنا کند. به مردم بگو به این مکان رغبت کنند و آن‌را عزیز دارند و چهار رکعت نماز در آن گذارند. آنگاه امام(عج) فرمودند: هر که این دو رکعت نماز را در این مکان (مسجد جمکران) بخواند مانند آن است که دو رکعت نماز در کعبه خوانده باشد. @PHarzanegan چون به راه افتادم، چند قدمی هنوز نرفته بودم که دوباره مرا باز خواندند و فرمودند: بزی در گله جعفر کاشانی است، آن‌را خریداری کن و بدین مکان بیاور و آن‌را بکش و بین بیماران انفاق کن، هر بیمار و مریضی که از گوشت آن بخورد، حق‌تعالی او را شفا دهد. حسن‌بن مثله جمکرانی می‌گوید: من به خانه بازگشتم و تمام شب را در اندیشه بودم، تا اینکه نماز صبح را خوانده و به سراغ «علی المنذر» رفتم و ماجرای شب گذشته را برای او نقل کردم و با او به همان مکان شب گذشته رفتیم، و در آنجا زنجیرهایی را دیدیم که طبق فرموده امام علیه‌السلام، حدود بنای مسجد را نشان می‌داد. سپس به قم نزد سید ابوالحسن رضا رفتیم و چون به در خانه او رسیدیم، خادم او گفت: آیا تو از جمکران هستی؟ به او گفتم: بلی! خادم گفت: سید از سحر در انتظار توست. آنگاه به درون خانه رفتیم و سید مرا گرامی داشت و گفت: ای حسن‌بن مثله! من در خواب بودم که شخصی به من گفت: حسن‌بن مثله، از جمکران نزد تو می‌آید، هر چه او گوید، تصدیق کن و به قول او اعتماد نما، که سخن او سخن ماست و قول او را رد نکن. @PHarzanegan از هنگام بیدار شدن تا این ساعت منتظر تو بودم، آنگاه من ماجرای شب گذشته را برای وی تعریف کردم، سید بلافاصله فرمود تا اسب‌ها را زین نهادند و بیرون آوردند و سوار شدیم، چون به نزدیک روستای جمکران رسیدیم، گله جعفر کاشانی را دیدیم، آن بز از پس همه گوسفندان می‌آمد، چون به میان گله رفتم، همین‌که بز مرا دید به طرف من دوید، جعفر سوگند یاد کرد که این بز در گله من نبوده و تاکنون آنرا ندیده بودم، به هر حال آن بز را به محل مسجد آورده و آن را ذبح کرده و هر بیماری که گوشت آن‌را تناول کرد، با عنایت خداوند تبارک و تعالی و حضرت بقیه‌الله ارواحنا فداه شفا یافت. ابوالحسن رضا، حسن مسلم را احضار کرده و منافع زمین را از او گرفت و مسجد جمکران را بنا کرد و آن را با چوب پوشانید. سپس زنجیرها و میخ‌ها را با خود به قم برد و در خانه خود گذاشت، هر بیمار و دردمندی که خود را به آن زنجیرها می‌مالید، خدای‌تعالی او را شفای عاجل[سریع] می‌فرمود، پس از فوت سید ابوالحسن، آن زنجیرها ناپدید شد و دیگر کسی آنها را ندید...» کتاب مسجد جمکران المقدس |عضو شوید 👇 ┏━🇯‌🇴‌🇮‌🇳━━ ⃟⃟ 🌸 ⃟⃟ ┓ eitaa.com/joinchat/3391029539C098f038cbc ┗━ ⃟⃟ ⃟❤️ ⃟ ⃟ ━━━━━━━━┛
✴️ شنبه 👈۱۱ فروردین / حمل ۱۴۰۳ 👈۱۹ رمضان ۱۴۴۵👈۳۰ مارس ۲۰۲۴ 🕌 مناسبت های دینی و اسلامی. 🌙⭐️ احکام دینی و اسلامی. ❇️ امروز برای همه امور خوب و شایسته است خصوصا برای امور زیر: ✅شاگرد گرفتن. ✅صید و شکار و دام گذاری. ✅جابجایی و نقل و انتقال. ✅اغاز نگارش کتاب و امثال آن. ✅ارسال نامه و مکاتبه‌ ✅دیدار بزرگان و اشراف. ✅مسافرت‌ ✅و خرید وسیله سواری خوب است. @PHarzanegan 🚘مسافرت: مسافرت خوب و حاجت روایی در پی دارد‌ 👶 مناسب زایمان و نوزاد مبارک و شایسته است. 💑مباشرت امشب: سندی مبنی بر استحباب و کراهت ندارد. 🔭 احکام و اختیارات نجومی. 🌓 امروز قمر در برج قوس و از نظر نجومی روز مناسبی برای امور زیر است: ✳️جابجایی و نقل و انتقال. ✳️شروع به کار و کسب. ✳️شراکت و امور شراکتی. ✳️ امور بازرگانی و تجارت. ✳️و انور تعلیمی و آموزشی نیک است. 🟣امور کتابت ادعیه و حرز و نماز و بستن آن خوب است. 💇💇‍♂ اصلاح سر و صورت. طبق روایات، (سر و صورت) در این روز از ماه قمری ، باعث توانگری می شود. 💉💉 حجامت: فصد زالو انداختن خون_دادن یا در این روز از ماه قمری، باعث رفع درد بدن می شود. 😴😴 تعبیر خواب : خواب و رویایی که امشب. (شبِ یکشنبه) دیده شود تعبیرش در ایه ی ۲۰ سوره مبارکه “طه” است. فالقاها فاذا هی حیه تسعی… و از مفهوم و معنای آن استفاده می شود که دلیلی قوی در اختیار خواب بیننده قرار گیرد و کار خود را با آن پیش ببرد و چیزی همانند آن قیاس گردد… @PHarzanegan 💅 ناخن گرفتن. شنبه برای ، روز مناسبی نیست و طبق روایات ممکن است موجب بیماری در انگشتان دست گردد. 👚👕دوخت و دوز. شنبه برای بریدن و دوختن، روز مناسبی نیست آن لباس تا زمانی که بر تن آن شخص باشد موجب مریضی و بیماری اوست.(این حکم شامل خرید لباس و پوشیدن نمی شود) 🙏🏻 استخاره: وقت در روز شنبه: از طلوع آفتاب تا ساعت ۱۰ و بعداز اذان ظهر تا ساعت ۱۶ عصر. 📿 ذکر روز شنبه ،یارب العالمین ۱۰۰ مرتبه 📿 ذکر بعد از نماز صبح ۱۰۶۰ مرتبه که موجب غنی و بی نیاز شدن میگردد. 💠 ️روز شنبه طبق روایات متعلق است به (ص). سفارش شده تا اعمال نیک و خیر خود را در این روز به پیشگاه مقدس ایشان هدیه کنیم تا ثواب دوچندان نصیبمان گردد. |عضو شوید 👇 ┏━🇯‌🇴‌🇮‌🇳━━ ⃟⃟ 🌸 ⃟⃟ ┓ eitaa.com/joinchat/3391029539C098f038cbc ┗━ ⃟⃟ ⃟❤️ ⃟ ⃟ ━━━━━━━━┛
306.mp3
1.22M
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» 📖 تلاوت نور هر روز تلاوت ترتیل صفحه ای از قرآن کریم. امروز: صفحه ۳۰۶ 🎙استاد شهریار پرهیزکار ━━ @PHarzanegan ━━ برای تلاوت صفحات قبل اینجا را کلیک کنید نذر سلامتی صلوات برای ارایه نظر اینجا را کلیک کنید.📝 حکایات فــــــــــــــــرزانگان 👇 ⃟⃟ ⃟❤️ ⃟ ⃟ @PHarzanegan━🚥
• دعای روز نوزدهم ماه رمضان: «اللَّهُمَّ وَفِّرْ فِیهِ حَظِّی مِنْ بَرَکَاتِهِ وَ سَهِّلْ سَبِیلِی اِلَی خَیْرَاتِهِ وَ لا تَحْرِمْنِی قَبُولَ حَسَنَاتِهِ یَا هَادِیا اِلَی الْحَقِّ الْمُبِینِ». خدایا در این ماه بهره‌ام را از برکت‌هایش کامل گردان، و راهم را به سوی نیکی‌هایش هموار نما، و از پذیرفته خوبی‌هایش محرومم مساز، ‌ای هدایت کننده به سوی حق آشکار. @PHarzanegan
تحدیر_+جزء+نوزدهم+قرآن+کریم+.mp3
4.02M
تند خوانی قرآن کریم جزء نوزدهم. |عضو شوید 👇 ┏━🇯‌🇴‌🇮‌🇳━━ ⃟⃟ 🌸 ⃟⃟ ┓ eitaa.com/joinchat/3391029539C098f038cbc ┗━ ⃟⃟ ⃟❤️ ⃟ ⃟ ━━━━━━━━┛
💢امام علی عليه السلام به مردى نگريستند و در چهره او نشانه ترس ديدند. از او پرسیدند: «از چه می ترسی؟» مرد پاسخ داد: «از خدا مى ترسم.» 🔸امام علی علیه‌السلام فرمودند: «اى بنده خدا❗️ از گناهانت و از عدالت خدا درباره ظلم‌هايى كه به بندگان خدا كرده‌اى بترس. از خدا اطاعت کن. پس از آن، از خدا نترس؛ زيرا او به هيچ كس ظلم نمى‌كند و هرگز كسى را بيش از استحقاقش مجازات نمى‌كند.» 📚تفسير امام حسن عسكرى عليه‌السلام، صفحه۲۶۵ |عضو شوید 👇 ┏━🇯‌🇴‌🇮‌🇳━━ ⃟⃟ 🌸 ⃟⃟ ┓ eitaa.com/joinchat/3391029539C098f038cbc ┗━ ⃟⃟ ⃟❤️ ⃟ ⃟ ━━━━━━━━┛
انتخاب وزير پادشاهي مي‌خواست وزيرش را انتخاب کند. چهار انديشمند بزرگ کشور فراخوانده شدند. آنان را در اتاقي قراردادند و پادشاه به آنان گفت: در اتاق به روي شما بسته خواهد شد و قفل اتاق، قفلي معمولي نيست و با يک جدول رياضي بازخواهد شد. تا زماني که آن جدول را حل نکنيد نخواهيد توانست قفل را بازکنيد. اگر بتوانيد مسئله را حل کنيد مي‌توانيد در را بازکنيد و بيرون بياييد. پادشاه بيرون رفت و در را بست. سه تن از آن چهار مرد بلافاصله شروع به کارکردند. اعدادي روي قفل نوشته‌شده بود، آنان اعداد را نوشتند و با آن اعداد، شروع به کارکردند. نفر چهارم فقط در گوشه‌اي نشسته بود. آن سه نفر فکر کردند که او ديوانه است. او با چشمان بسته در گوشه‌اي نشسته بود و کاري نمي‌کرد. پس از مدتي او برخاست، به‌طرف در رفت، در را هل داد، باز شد و بيرون رفت! آن سه تن پيوسته مشغول کار بودند. آنان حتي نديدند که نفر چهارم از اتاق بيرون رفت. وقتي پادشاه با اين شخص به اتاق بازگشت، گفت: کار را بس کنيد. آزمون پايان‌يافته. من وزيرم را انتخاب کردم. آنان نتوانستند باور کنند و پرسيدند: چه اتفاقي افتاد؟ او که کاري نمي‌کرد، فقط در گوشه‌اي نشسته بود. چگونه ممکن است او مسئله را حل کرده باشد؟‌ مرد به‌جاي پادشاه پاسخ داد: مسئله‌اي در کار نبود. من فقط نشستم و نخستين سؤال و نکته اساسي اين بود که آيا قفل بسته‌شده بود يا نه؟ لحظه‌اي که اين احساس را کردم. فقط در سکوت مراقبه کردم. کاملاً ساکت شدم و به خودم گفتم که از کجا شروع کنم؟ نتيجه‌ي اخلاقي: نخستين چيزي که هر انسان هوشمندي خواهد پرسيد اين است که آيا واقعاً مسئله‌اي وجود دارد؟ و اگر وجود دارد، چگونه مي‌توان آن را حل کرد؟‌ اگر سعي در حل مسئله‌اي بکني که آن مسئله وجود ندارد تا بي‌نهايت به قهقرا خواهي رفت و هرگز از آن بيرون نخواهي آمد |عضو شوید 👇 ┏━🇯‌🇴‌🇮‌🇳━━ ⃟⃟ 🌸 ⃟⃟ ┓ eitaa.com/joinchat/3391029539C098f038cbc ┗━ ⃟⃟ ⃟❤️ ⃟ ⃟ ━━━━━━━━┛