eitaa logo
پیچَکِ‌قَلَمْ🍃
148 دنبال‌کننده
181 عکس
26 ویدیو
0 فایل
نیاز ساده‌ی من شنیدن صدای تو بود. تو دریغ کردی و من نوشتم... با من هم کلام بشید👈 @M5566M
مشاهده در ایتا
دانلود
فَلَمّا نَظَرنَ النِساءُ إلی الجَواد مخزیا وَ السَّرجُ عَلَیهِ ملویّا خَرَجنَ مِنَ الخُدور، ناشِراتِ الشُّعور عَلی الخُدود لاطِمات وَ لِالوُجُوهِ سافِرات وَ بِالعَویلِ داعیات وَ بَعدَ العِزِّ مُذلّلات وَ إلی مَصرَعِک الحُسین مُبادرات» چشم زنان و دختران وقتی به اسب افتاد، با آن حال که دیدن زینش واژگون شده، همه زیر چادر عصمت مو پریشان کردند، لطمه به صورت زدند، و بعد از آن همه عزّتی که داشتند، حالا با کشتن ابی عبدالله علیه السلام اسیر دشمن می‌شوند، ناله زدند و به این حال به سوی قتلگاه ابی‌عبدالله دویدند. 😭😭😭😭😭😭😭 @pichakeghalam
امان از دل زینب...
عمه جان من به قطره قطره اشک‌هایی که نریختید و تک تک بغض‌هایی که قورت دادید مدیونم خیلی شما زحمت ما را کشیده‌اید😭😭😭 @pichakeghalam
🥀بسم رب الحسین🥀 ⚠️هشدار: این متن دارای محتوای ناراحت‌کننده است و مطالعه آن به افرادی که روحیه حساس دارند توصیه نمی‌شود.⚠️ ⛔️ توجه: متن صرفا با توجه به گفته‌های تاریخی و مقاتل و حدس و گمان بر اساس آن‌ها نوشته شده‌است و جزئیات آن سندیت تاریخی ندارد. ✍️فاطمه شکیبا 📋گزارش معاینه پیکر متوفی(بخش اول) مشخصات ظاهری: دختر، خردسال، ده کیلوگرم وزن و نود و سه سانتی‌متر قد. با توجه به دندان‌های شیری و نبود دندان دائمی، متوفی زیر شش سال سن دارد. همچنین با توجه به قد و وزن، سن متوفی حدود سه یا چهار سال تخمین زده می‌شود. هویت متوفی نامعلوم است. نمونه دی‌ان‌ای و اثر انگشت متوفی جهت تشخیص هویت به آزمایشگاه فرستاده شد. هیچ‌گونه زیورآلات و پولی به همراه متوفی پیدا نشد. با توجه به لباس‌های متوفی، گمان می‌رود متوفی از طبقه متوسط و بالای جامعه باشد؛ هرچند آثار سوختگی و پارگی بر لباس متوفی دیده می‌شود. 📋شرح معاینه و کالبدشکافی: تاریخ‌گذاری با روش‌های پرتوسنجشی، قدمت پیکر را حدود هزار و سیصد سال تخمین می‌زند؛ اما جراحات و آثار موجود بر پیکر هنوز تازه‌اند. اثری از تجزیه، جمود و فساد نعشی در پیکر دیده نمی‌شود؛ به همین علت تشخیص زمان دقیق فوت دشوار است. هیچ اثری از وجود عفونت ویروسی یا باکتریایی در پیکر یافت نشد که احتمال فوت بر اثر ابتلا به بیماری‌های عفونی را رد می‌کند. همچنین بررسی‌ها نشان می‌دهد متوفی پیش از این به هیچ بیماری قلبی و ریوی مبتلا نبوده و در سلامت کامل به سر برده است. کالبدگشایی نشان می‌دهد علت ایست قلبی، هیچ‌یک از عواملی چون تروما، خفگی، خونریزی مغزی، آریتمی، بیماری شریان‌های عروق کرونری نبوده است و ایست قلبی به‌طور ناگهانی رخ داده است. همچنین، اثری از مصرف بیش از حد دارو در بدن دیده نمی‌شود. آزمایش سم‌شناسی نیز نبود سم در خون و بافت‌های بدن متوفی را تایید می‌کند. ایست قلبی ممکن است در اثر یک شوک عصبی ناگهانی رخ داده باشد. اثری از احیای قلبی و ریوی و سایر اقدامات بیمارستانی مشهود نیست و متوفی پیش از فوت در مرکز درمانی نبوده است. اثر پارگی روی لب پایینی و خون‌مردگی روی گونه‌ها دیده می‌شود. با توجه به رنگ بنفش خون‌مردگی‌ها، زمان پیدایش آن‌ها چند روز پیش از فوت است. باتوجه به شکل کبودی‌های روی گونه، گمان می‌رود کبودی ناشی از ضربه یک فرد مهاجم باشد. اثر خراش، ساییدگی و کبودی در پیشانی و گیجگاه مشهود است. دندان‌های دی سمت راست و سی سمت چپ افتاده‌اند و با توجه به سن تقریبی متوفی، افتادن دندان‌ها طبیعی نیست و می‌تواند در اثر ضربه باشد. شکستگی استخوان بینی ملموس نیست. پارگی لاله‌های هردو گوش مشهود است. عکس‌برداری با پرتوی ایکس، وجود ترک‌های ریز بر استخوان آهیانه‌ای و استخوان پیشانی را نشان می‌دهد که به پیدایش لخته خون در مغز منجر شده است. خونمردگی زیر پوست سر در ناحیه آهیانه‌ای چپ مشهود است. ترک‌های موجود بر جمجمه، می‌توانند ناشی از اصابت جسم سخت یا زمین خوردن باشند. با وجود این، آسیب به جمجمه به فوت منجر نشده است. وجود لخته خون در اطراف ترک‌های جمجمه نشان می‌دهد شش الی هشت ساعت از ضربه می‌گذرد. خونریزی در نسج مغز و مخچه و پرده‌های مغزی مشهود نیست. خونمردگی زیرپوست گردن و لابلای عضلات گردن مشهود نیست. غضروف تیروئید و استخوان‌ لامی فاقد شکستگی است و نای فاقد جسم خارجی است. اثری از آسیب جدی به مهره‌های گردنی، کبودی روی گردن و آسیب به مجاری تنفسی دیده نمی‌شود که احتمال ایست قلبی در اثر خفگی را رد می‌کند. آسیب به ستون مهره در قسمت پایینی انحنای صدری و بالای انحنای کمری وجود دارد که می‌تواند در اثر اصابت جسم سختس باشد. اثر شکستگی و ترک خوردگی بر دنده‌ی شناور سمت چپ و دنده‌های هفت و شش سمت راست دیده می‌شود. وجود بافت ترمیمی در اطراف شکستگی‌ها نشان می‌دهد از ایجاد شکستگی چند روز می‌گذرد و احتمال ایست قلبی در اثر تروما را متنفی می‌کند. خون‌مردگی‌های ناشی از شکستن دنده‌ها بر سینه و پهلو قابل مشاهده‌اند. کبودی‌های متعدد بر شانه‌ها، کتف، بازوها و گرده دیده می‌شود. رنگ کبودی و خون‌مردگی‌ها از قرمز تا آبی و بنفش متغیر است که نشان می‌دهد کودک در زمان‌های مختلف مورد ضرب و جرح قرار گرفته است. با توجه به شکل کبودی‌های روی شانه و کتف، گمان می‌رود کبودی‌ها ناشی از برخورد جسم سخت رشته‌ای و منعطف باشند. تمام خون‌مردگی‌های سطح پوست پیش از فوت رخ داده‌اند. ساییدگی در ناحیه خلفی پهلوی چپ مشهود است. خونمردگی وسیع لابلای عضلات جدار قدامی شکم در قسمت تحتانی راست مشهود است. احشای داخلی شکمی دچار پارگی و خونریزی و ناشی از ضربه شده‌اند. 📋ادامه گزارش کالبدشکافی و معاینه
استخوان بازوی راست ترک برداشته و با توجه به تشکیل بافت ترمیمی، شکستگی چند روز پیش از فوت رخ داده است. آثار دررفتگی در شانه راست به چشم می‌خورد. خون‌مردگی روی عضلات شانه‌ای سمت راست و در رفتگی مفصل جناغی ترقوه‌ای سمت چپ مشهود و ملموس است. ساییدگی‌های متعددی در ناحیه پشت دست‌ها، ناحیه خلفی فوقانی ساعد راست مشهود بود. ساییدگی‌های متعدد پشت دست چپ و خلف انگشتان دست چپ و ناحیه کف دست چپ مشهود است. زخم‌ها و ساییدگی‌های موجود بر کف دست و انگشتان متوفی ممکن است نشان‌دهنده تلاش برای دفاع دربرابر ضربه باشد. همچنین، ساییدگی‌ها و خراش‌های منظم بر مچ هر دو دست دیده می‌شود که ممکن است اثر طناب یا جسمی مشابه آن باشد. کبودی‌ها و ساییدگی‌های متعدد بر پاها نیز دیده می‌شوند. ساییدگی در قدام ساق راست و ناحیه فوقانی داخلی ساق راست مشهود است. ساییدگی متعدد در قسمت قدامی داخلی ساق چپ، پوست رفتگی پوست پشت پای چپ، پوست رفتگی قدام و سطح خارجی زانوی چپ مشهود است. تورم، کبودی و ساییدگی‌های متعدد در زانو و ساق راست مشهود است. ساییدگی در قوزک خارجی پای راست و ساییدگی در قوزک داخلی پای چپ مشهود است. خراش و تاول‌های متعدد کف هردو پا را پوشانده‌اند. آزمایش دی‌ان‌ای نشان می‌دهد متوفی از خانواده بنی‌هاشم است. ارزیابی‌های روانی که بر اساس گفته‌های شاهدان عینی انجام شده، نشان می‌دهند متوفی یک ترومای روانی شدید را تجربه کرده و با توجه به سن کم متوفی، علائم پی‌تی‌اس‌دی(اختلال اضطراب پس از سانحه) را از خود بروز داده است. علت فوت ایست قلبی ناگهانی در اثر شوک روانی شدید تعیین می‌گردد. صدمات و جراحات متعدد بر پیکر متوفای خردسال نشان‌دهنده‌ی یک جنایت ددمنشانه و کینه‌ورزانه بر علیه انسانیت است. امید است ولی دم متوفی، حضرت حجت‌بن‌الحسن(عج) هرچه زودتر عوامل این جنایت و دیگر کودک‌کشان تاریخ را به تیغ عدالت بسپارد؛ ان‌شاءالله. ⛔️ توجه: متن صرفا با توجه به گفته‌های تاریخی و مقاتل و حدس و گمان بر اساس آن‌ها نوشته شده‌است و جزئیات آن سندیت تاریخی ندارد. https://eitaa.com/istadegi
هدایت شده از مجله قلمــداران
آدم وقتی حالش خراب می‌شود؛ آنجا که انگار ته خط است... که دیگر راهی ندارد جز طلبکار شدن از پروردگار و لجبازی و داد و بی‌داد راه انداختن... وقتی غرغرهاش تمام شد، از خدا توقعِ معجزه و درِ غیب و هزارتا چیز دیگر دارد. اما خدا ساکت و صبور فقط نگاه می‌کند! اصلا هیچوقت معلوم نشد دودوتای خدا با کدام فرمول چهارتا می‌شود. که اصلا اگر چهار بشود! برای فهمش باید برگردیم به خیلی قبل. آنجا که یکی بود و هیچکس نبود! خودش می‌گوید جهان را خلق کردم برای یک زن! برای فاطمه... یک جهان! سیارات و آسمان‌ها و دریاها و میلیاردها انسان برای یک نفر! یک عزیز کرده... اصلا نورچشمی شاید. عجیب اینکه همان نورچشمی، همان باعث خلقت، همان فاطمه... می‌ماند بین در و دیوار و خدا آسمانش را نمی‌کوبد روی زمین! که اصلا مردم همان حوالی هم انگار نه خانی آمده و نه خانی رفته! جهان پیش می‌رود و پسر همان عزیزِ عالم می‌شود قتلوک عطشانا... بازهم خدا زیر میز این دنیا نمی‌کوبد! و بازهم مردمِ همان شهر شب را سر سفرهٔ همیشگی می‌نشینند و زیر همان آسمان می‌خوابند! محراب خونین ،خرابهٔ شام، جام زهر، زندان سامرا... تاریخ را بگیر بیا جلو تا همین هشت ماهِ گذشته و پانزده هزار زن و بچه‌ای که تکه تکه شده‌اند زیر تیغ سگ‌های بنی‌اسرائیل! توی کارگاه داستان نویسی یک شعاری می‌دهیم که نویسنده هرچقدر دلش کمتر به حال شخصیت بسوزد موفق‌تر است! می‌گوییم اگر شخصیتت را دوست داری، غم عالم را بریز روی سرش و بگذار خودش راهی پیدا کند برای خلاصی! که اینطوری شخصیت درمی‌آید و می‌رسد به تغییر دراماتیک! بخوان همان ساخته شدن خودمان... سکوت خدا از بی‌توجهی‌اش نیست! مشکلات، دردها و دغدغه‌ها بی‌اهمیت نیستند؛ منتهی او مدلی که من و تو می‌خواهیم معجزه نمی‌کند... معجزهٔ خدا داستانِ بی‌نقصی است که نوشته! که فیلمنامه را همان مدلی که باید باشد پیش می‌برد، بدون اینکه احساساتی شود! دلش بلرزد! پایش شُل شود! حتی خونی پشیمانش کند! که جهانِ او قوانین خودش را دارد... و البته پیشتر خدا در حق همهٔ ما معجزه کرده! همان روزی که فتبارک الله احسن الخالقین گفت و شعور و انتخاب را ریخت وسط دامن‌مان! و ما هنوز نمک‌گیر همین دو هدیه هستیم... نمک‌گیر بودن را باید فهمید!!! باید بیشتر درباره اش نوشت.... ✍م. رمضان خانی https://eitaa.com/ghalamdaraan
🌷مترجمی زبان قرآن ترم پاییز به صورت آنلاین از سراسر کشور دانش پژوه می پذیرد . 🔹لینک گروه آشنایی با طرح: https://eitaa.com/joinchat/1173750021C1a89660d89
صدای آیه‌ی کهف و الرقیم می‌آید بخوان! بخوان و مرا زنده کن مسیحا سر... @pichakeghalam
پیچَکِ‌قَلَمْ🍃
صدای آیه‌ی کهف و الرقیم می‌آید بخوان! بخوان و مرا زنده کن مسیحا سر... @pichakeghalam
مهمترین ابزار نویسندگی، خیال‌پردازی است. اول خیال‌ و بعد کلمه! من اما، درست همین جا و همین لحظه که دارم می‌نویسم، نه نویسنده‌ام و نه کلمه توی دست دارم و نه... راستش، خودم نخواستم خیال پردازی کنم. خودم را می‌شناسم دیگر! از بعد عاشورا خیال پردازی نکردم و هیچی ننوشتم. هرسال همین است اصلا. از بعد عاشورا یواش یواش که زمزمه‌ها شروع می‌شود، لرزه می‌افتد به سلول‌هام. من و سلول‌ها همگی گیر می‌افتیم وسط یک عالمه دلتنگی و حسرت و بی‌لیاقتی. اصلا هرچی حس بد توی دنیاست می‌ریزند وسط و جمع کردن تک‌تکشان می‌ماند ر‌وی دستم؛ هی خودم را سرگرم می‌کنم به همه چیز تا یادم برود توی همه‌ی سال‌های زندگیم، توی آن پهنای سرخ بین دو حرم، حتی یک‌بار بلاتکلیف نمانده‌ام! جوری که مثلا چند دقیقه یک‌بار زل بزنم به گنبد حضرت ارباب و دلم ضعف برود و هزار بار بکوبم توی سینه‌م و قربان صدقه‌اش بروم، بعد سرم را بچرخانم طرف گنبد حضرت سقا و آب شوم از خجالت و برای معرفتش بمیرم. آن‌وقت ندانم اول به آغوش کدام عزیز پناه ببرم و دوم به آغوش کدام عزیز! بعد این صفا و مروه را تا جان دارم بدوم. چشم خیالم را می‌بندم که بوی سیب و خاک تربت تا ته ریه‌هام نرود و تلخیِ چای شیرین عراقی زیر زبانم مزه نکند و یادم برود که هنوز جاده‌‌ی حرم پدر تا صحرای پسرها را به چشم ندیده‌ام! امسال، بیشتر از همیشه اصرار نکردم، بیشتر از همیشه خیال‌پردازی نکردم، و بیشتر از همیشه خودم را سرگرم کردم. گفتم این چندوقت با کلمه و کتاب و قلم خداحافظی می‌کنم؛ که اربعین برای خودش بیاید و مسافرهاش را یکی یکی انتخاب کند و ببرد و برود. بعدش کم کم می‌نشینم به خیال پردازی و داستان می‌نویسم! تمام این روزها، از صبح تا شب، زینب اصرار کرده، پا کوبیده و هرکاری که به دستش آمده! امشب مثل باران اشک ریخته و داد زده و باز هرکاری که به دستش آمده! هزاری هم که من درِ دلِ وامانده‌ام را ببندم و هورت هورت بغض قورت بدهم، دلِ تنگِ زینب، حالی‌اش نمی‌شود! از شما چه پنهان، حالا دیگر دل تنگ خودم هم هیچ چیز حالی‌اش نمی‌شود! کسی می‌گفت کربلا همّت می‌خواهد. اما من و شما که خوب می‌دانیم اول اول، دعوت می‌خواهد امام حسین جان! درستش این است که اول شما بنشینید به حساب و کتاب. که وسط همه‌ی آدم‌حسابی‌ها، چندتایی هم سیاه لشگر و جاده پُر کن دعوت کنید. اما اصلا خودتان را اذیت نکنیدها! من، هرچی هم که زینب اصرار کند و چراغِ خواب و خیالم روشن خاموش بشود و کلمه‌هام یکی یکی از دستم بریزد و چشم‌هام به در خشک بشود و قلمم هم، باز هم دوستتان دارم. خیلی خیلی خیلی دوستتان دارم حضرت عشق، آقای اباعبدالله... هرچه جان است به قربان اباعبدالله🖤 @pichakeghalam
فاطمه بیا پرنده خیالت‌و ببر دم در خونه خودتون🤭 https://eitaa.com/ghalambarmidaram
پیچَکِ‌قَلَمْ🍃
مهمترین ابزار نویسندگی، خیال‌پردازی است. اول خیال‌ و بعد کلمه! من اما، درست همین جا و همین لحظه که د
من از تمام راز و رمز های عشق جز همین سه حرف جز همین سه حرف ساده‌ی میان تهی چیز دیگری سرم نمی شود من سرم نمی شود ولی راستی دلم که می شود... @pichakeghalam
مِّنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ رِجَالࣱ صَدَقُواْ مَا عَٰهَدُواْ ٱللَّهَ عَلَيۡهِۖ فَمِنهُم مَّن قَضَىٰ نَحبهُۥ وَمِنهُم مَّن يَنتَظِرُۖ وَمَا بَدَّلُواْ تَبدِيلا 🥀🥀 تسلیت به همه‌ی آزادگان و آزادی‌خواهان جهان تسلیت به محور مقاومت😔😔