رفتم قم تحریر
در باز نمیشد
قبلا اینطوری شده بود به خاطر قدم
هی رفتم عقب اومدم جلو دست تکون دادم دیدم نهه خیر
کلبهٔ پیتار;
حالا جریان چی بود؟ برق رفته بود اون یکی درو باز گذاشته بودن
بعد که رفتم پایین
همه جا تاریک تااااریکککک