کلبهٔ پیتار;
از امتحان امروز هم راضی بودم این حجم از خوندنم واقعا جواب داد
(باید شیمی هم همینطوری بخونم)
داشتیم با ستا بحث میکردیم
حالا سر چی؟
به چیزی که ما میگیم بلگه اونا میگن قیصی
و به چیزی که ما میگیم قیصی اونا میگن زرد آلو
تازه به زرد آلو هم میگن آلو طلایی
کلبهٔ پیتار;
داشتیم با ستا بحث میکردیم حالا سر چی؟ به چیزی که ما میگیم بلگه اونا میگن قیصی و به چیزی که ما میگیم
همین بحث رو چند وقت پیش سر شامی و کتلت و کوکو داشتیم
بابام: اونموقع که پیادتون کردم اون ماشینه واسه شما ترمز کرد؟
من: ها؟ کدوم ماشین؟ کسی ترمز کرد؟
بابام: آره
من: ستا من ندیدم یا چی؟
ستا: نه منم ندیدم
(بابام همچنان میگفت چرا)
مامانم: اگه بدونی دیشب چه خوابی دیدم وای انقدر حرص خوردم که با دندون درد از خواب بیدار شدم
حالا خوابش:
یکی ازش آدرس خونهی فلانی رو پرسیده و مادر هم گفته نمیدونم
بعدشم فکر کرده مشکوکه و اومده توی خونه
طرف هم هی با ماشین میکوبیده به در خونمون
و درنهایت منو میبره(🧌)
بابام خواب بوده و مامانم هرچی صداش میکنه که پاشوو زهرا رو بردن، اون میگه خوابم میاد و اهمیت نمیده