من شروع میکنم به خندیدن دیگه نمیتونم جمعش کنم
نمونهش الان
نیمساعته دارم به افتادن فاطمه میخندم🧌
کلبهٔ پیتار;
امروز انقدر انگشتامو با کاغذ بریدم که چسب زخم گذاشتم بغلم🧌
این قضیه همچنان ادامه داره:/